دعایی بیست و هفتم صحیفۀ سجادیه، ظاهراً برای «مرزبانان» است، اما در باطن، یک «دکترین دفاعی پیشرفته» را پیش چشم ما می‌گذارد. در روزهایی که داغ عملیات تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی، هنوز بر جان مردم سنگینی می‌کند و نام بزرگ‌ترین عملیات تروریستی «صهیون‌ـ‌آمریکایی» در تحلیل‌ها تکرار می‌شود، بازخوانی این دعا، درس‌آموز و راهگشاست.

ابوالقاسم شکوری
دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۱
درس‌های امنیت ملی در پرتو دعای ۲۷ صحیفه سجادیه

بسیاری از ما صحیفه سجادیه را با حال‌وهوای مناجات، اشک و نجوا می‌شناسیم؛ کتابی برای خلوت و گریه. اما اگر کمی عمیق‌تر و با عینک «مطالعات استراتژیک» به این صحیفۀ مانا و یادگار ماندگار امام چهارم بنگریم، درخواهیم یافت که برخی از این دعاها، فراتر از یک نیایش فردی، یک «نقشۀ راه امنیت ملی» را ترسیم می‌کند.

امام سجاد علیه‌السلام در دورانی خفقان‌آور می‌زیستند، اما نگاهشان به مقوله امنیت، نگاهی جامع، چندبعدی و به‌شدت مدرن است. این دعا اگر چه قرن‌ها پیش انشا شده، اما گویی برای «اتاق‌های وضعیت» و «شورای عالی امنیت ملی» نگاشته شده است چرا که امروز دشمن با تمام قوا و با ترکیبی از ترور، جنگ سایبری و عملیات روانی به مصاف امنیت ما آمده.

دفاع در دو لایه سخت و نرم

مرزبان فقط کسی نیست که کنار سیم‌خاردار ایستاده باشد. مرز، امروز شکل عوض کرده: مرز شهر و روستا، مرز آسمان و پدافند، مرز شبکه‌های مجازی و زیرساخت‌های سایبری، مرز ذهن مردم در برابر شایعه و عملیات روانی.

امام سجاد علیه‌السلام در این دعا، دفاع را در دو لایه تعریف می‌کند: لایۀ سخت و لایۀ نرم.

در لایۀ سخت، از خدا می‌خواهد که تعداد مرزداران زیاد شود، سلاح‌شان برّنده باشد، امکانات‌شان کفایت کند و مرزها مستحکم گردد. این درخواست‌ها در دانش مهندسی دفاعی یعنی ترسیم افقی برای بازدارندگی، توان رزمی، آمادگی لجستیکی، آموزش، تجهیزات و سازمان‌دهی دفاعی. بدون این‌ها، سخن گفتن از امنیت، بیشتر شبیه یک آرزوست تا یک سیاست.

عبارت کوتاه «وَ اشْحَذْ أَسْلِحَتَهُمْ» (سلاح‌هایشان را تیز و بران گردان)، منطق رئالیستیِ حاکم بر روابط بین‌الملل را فریاد می‌زند. در برابر دشمنی مثل رژیم صهیونیستی و حامی آمریکایی‌اش که جز زبان زور نمی‌فهمند، نمی‌توان با دست خالی از امنیت سخن گفت. تیز کردن سلاح در ادبیات امروز، یعنی دستیابی به پیشرفته‌ترین تجهیزات دفاعی، موشکی و پهپادی. یعنی به‌روزرسانی مداوم توان نظامی.

وقایع اخیر ثابت کرد که اگر لحظه‌ای در تقویت بنیه دفاعی غفلت کنیم، دشمنِ تا دندان مسلح، رحمی نخواهد کرد. این فراز از دعا، خط بطلانی است بر تفکراتی که گمان می‌کنند با لبخند دیپلماتیک می‌توان امنیت خرید. امنیت، محصول قدرت است و دعا برای «تیزی سلاح»، دعا برای تحقق بازدارندگی است.

اما در لایه نرم، امام برای مرزداران، ایمان، تقوا، صبر، آگاهی، وحدت و الفت طلب می‌کند. یعنی امنیت، فقط با «اسلحه و دیوار» تأمین نمی‌شود؛ با روحیه، با هویت، با معنای‌مندی کار، با احساس عدالت و با اعتماد درونی نیز گره خورده است. مرزبان بی‌انگیزه، سرباز بی‌اعتماد، و نیرویی که احساس می‌کند پشت‌اش خالی است، در روز خطر، روی کاغذ «نیرو» حساب می‌شود، اما در عمل، به‌سادگی می‌سوزد و فرو می‌ریزد.

این لایه، دقیقاً همان نقطه‌ای است که اگر دستگاه‌های امنیتی و سیاسی نادیده‌اش بگیرند، ضربه را از همان‌جا خواهند خورد، چرا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، حتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم که همیشه فاتح میدان جنگ‌های سخت بود در جنگ نرم، موفق نشد پیروزی قطعی را از آن سپاه اسلام کند.

اطلاعات، چشم بینای امنیت

یکی از فرازهای بسیار قابل‌توجه این دعا، درخواست امام برای «کور شدن چشم دشمن» و «برهم خوردن نقشه‌ها و گمراهی از هدف» است. درسی که اینجا امام سجاد علیه‌السلام به ما می‌آموزد، اهمیت حیاتی «اشراف اطلاعاتی» است. آنجا که می‌فرمایند: «وَ عَرِّفْهُمْ مَا یَجْهَلُونَ» (خدایا آنچه را نمی‌دانند به آنان بیاموز).  

جنگ‌ها پیش از آنکه با شلیک گلوله آغاز شوند، در لایه‌های پنهان اطلاعاتی جریان دارند. به همین دلیل است که امنیت، بدون اشراف اطلاعاتی، ناقص است.

این فراز از دعا به ما یادآور می‌شود که امنیت ملی، تنها داشتن سرباز در مرز نیست؛ بلکه داشتن «چشم‌های بیدار» و دانستن آن چیزهایی است که دشمن نمی‌خواهد ما بدانیم مثل کشف توطئه‌ها قبل از وقوع و شناخت تاکتیک‌های جدید نفوذ.

دشمن اگر بتواند به‌راحتی تحرکات ما را ببیند، خواهد توانست شبکه‌های خود را درون جامعه تغذیه و از طریق رسانه‌ها ذهن مردم را مهندسی کند، حتی اگر از نظر نظامی ضعیف‌تر باشد، در میدان عمل ضربه‌های کاری می‌زند. بحث فقط موشک و پهپاد نیست؛ بحث «داده، تحلیل، نفوذ و روایت» است.

امروز، سیستم‌های اطلاعاتی ما باید چنان به دانش روز و تکنولوژی‌های پیشرفته مجهز باشند که حرکت دشمن را در نطفه شناسایی کنند. امنیت در قرن جدید، یعنی «دانایی»، و هر جا که جهل باشد، آنجا نقطه نفوذ تروریسم است.

برهم زدن محاسبات دشمن

شاید ظریف‌ترین بخش این دکترین، توجه به «جنگ روانی» است. امام از خدا می‌خواهند که «یاد دنیای فریبنده» را از دل مرزبانان ببرد و در مقابل، رعب و وحشت را در دل دشمن بیاندازد («وَ فَلِّلْ حَدَّهُمْ»).

در حوادث تروریستی اخیر، هدف دشمن تنها کشتن افراد نبود؛ هدف اصلی، ایجاد ترس در دل جامعه و تضعیف روحیه ملی بود. استراتژی صحیفه سجادیه، «حمله به ذهن دشمن» است. ما باید چنان عمل کنیم که محاسبات دشمن به هم بریزد. وقتی دشمن ببیند که ترورهای کور، به جای ترس، باعث انسجام بیشتر مردم و عزم راسخ‌تر نیروهای امنیتی می‌شود، سلاح روانی‌اش کند می‌شود (فَلِّلْ حَدَّهُمْ). امنیت ملی یعنی دشمن بداند هزینه تعرض به ایران، بسیار سنگین‌تر از فایده آن است.

امنیت مردم‌پایه

فراز مهم دیگر، نگاه امام به «عدالت و پاداش مجاهدان» است. او از خدا می‌خواهد مجاهدان مرز، شهدا، مجروحان و بازماندگان‌شان را مشمول فضل و رحمت ویژه قرار دهد و کسانی را که در پشت جبهه، خانواده‌های آنان را تدبیر می‌کنند، در ثواب شریک سازد.

امنیت ملی، یک پروژه صرفاً دولتی یا نظامی نیست؛ یک پروژه ملی و اجتماعی است. این یعنی در روزهایی که مدافعان امنیت در مرزها و شهرها سینه سپر می‌کنند تا جلوی بمب‌گذاری‌ها را بگیرند، وظیفه ما در داخل شهرها، حفظ وحدت، پرهیز از شایعه‌ پراکنی و حمایت روانی از حافظان امنیت است. تروریست‌ها می‌خواهند بین مردم و حاکمیت شکاف بیاندازند. وقتی ما در شبکه‌های اجتماعی یا در کف خیابان، قدردان امنیت باشیم و هوشیار عمل کنیم، عملاً بخشی از پازل دفاع ملی را تکمیل کرده‌ایم. «سرمایه اجتماعی»، بزرگترین زرادخانه یک کشور است.

معنویت، حلقه مفقوده قدرت

تفاوت سرباز ایرانی با مزدوران بلک‌واتر یا سربازان صهیونیست چیست؟ ابزار و تکنولوژی ممکن است برابر باشد (یا حتی گاهی کفه ترازو به نفع آن‌ها باشد)، اما آنچه معادله را تغییر می‌دهد، «انگیزه» است. دعای مرزبانان سرشار از مفاهیمی است که روحیه ایثار، شهادت‌طلبی و نگاه به ابدیت را تقویت می‌کند.

در تحلیل وقایع اخیر، نباید فراموش کنیم که آنچه باعث شد افرادی جان خود را برای خنثی‌سازی توطئه‌ها فدا کنند، همین روحیه معنوی بود. این «قدرت نرم»، همان چیزی است که دستگاه‌های محاسباتی غرب قادر به درک آن نیستند. دعا به ما یادآوری می‌کند که آهن و فولاد لازم است، اما این «ایمان» است که دستِ روی ماشه را ثابت نگه می‌دارد.

و اما سخن آخر

عملیات‌های تروریستی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، زنگ هشداری بود تا بدانیم امنیت اتفاقی نیست؛ بلکه محصولی است که باید مدام تولید و بازتولید شود. دعای ۲۷ صحیفه سجادیه به ما می‌گوید که معماری امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، سازه‌ای است بنا شده بر چهار ستون: «اشراف اطلاعاتی»، «قدرت نظامی»، «پشتیبانی مردمی» و «روحیه معنوی».

امروز اگر می‌خواهیم انتقام خون‌های ریخته شده را بگیریم و مرزهایمان را از گزند اهریمنان صهیونیست و حامیانشان مصون داریم، باید همزمان در محراب نیایش و میدان نبرد حاضر باشیم. باید سلاحمان تیز، دلمان قرص، چشمانمان بیدار و پشتمان به یکدیگر گرم باشد. این است راه و رسم مرزبانی از حریم حرم جمهوری اسلامی ایران.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها