تا به حال به این فکر کردهاید که چطور یک ویدیوی بیمحتوا یا یک آدم معمولی، ناگهان یکشبه میلیونها بازدید و دنبالکننده پیدا میکند؟ پشت این ظاهر شلوغ و پرمخاطبی که در اینستاگرام و توییتر میبینید، حقیقتی پنهان شده است؛ در واقع بسیاری از این اعداد، چیزی جز یک فریبکاری دیجیتال نیستند.
در اتاقهای تاریک و سوتوکوری در جنوب شرق آسیا یا حتی همین نزدیکیها، چیزی به اسم «مزرعه لایک و کلیک» وجود دارد: اتاقهایی پر از گوشی و حسابهای جعلی که نقش آدمها را بازی میکنند و در سکوت مطلق مشغولِ تولیدِ محبوبیت پولی هستند تا جای خالی واقعیت را با اعداد قلابی پر کنند.
این مزارع چطور کار میکنند؟
در مزارع پیشرفته دیگر خبری از قاب و صفحه نمایش گوشی نیست. آنها فقط برد اصلی گوشی (Motherboard) را به سرورها وصل میکنند تا برق کمتر و فضای کمتری مصرف شود. هر گوشی یک سیمکارت واقعی و یک آیپی (نشانی اینترنتی) اختصاصی دارد تا الگوریتمهای اینستاگرام و گوگل شک نکنند.
یک نفر پشت کامپیوتر مینشیند و با یک دکمه به ۱۰ هزار گوشی دستور میدهد: «این پست را لایک کنید و زیرش بنویسید عالی بود!». هر چقدر پلتفرمها در شناسایی تقلب پیشرفتهتر میشوند، این مزارع هم با شبیهسازی دقیقترِ رفتار انسانی (مثل اسکرول کردن یا مکث روی عکسها) خودشان را پنهان میکنند.
این رباتها آنقدر پیشرفته شدهاند که قبل از لایک کردن، کمی در صفحه چرخ میزنند، استوری میبینند و بعد لایک میکنند تا همهچیز طبیعی به نظر برسد.
این مزارع بستری برای کلاهبرداری از برندهای تجاری فراهم میکنند؛ به این صورت که اینفلوئنسرهایی با فالوورهای فیک، شرکتها را فریب داده و مبالغ کلانی برای تبلیغات دریافت میکنند، در حالی که در واقعیت هیچ مخاطب زندهای پشت آن اعداد وجود ندارد
مهندسیِ افکار عمومی؛ از صدرنشینی در یوتیوب تا پیروزی در سیاست
گزارشهای معتبر از نشریاتی مثل گاردین به وضوح نشان میدهند که مزارع لایک دیگر صرفاً ابزاری برای «پز دادن» یا خودنمایی نیستند، بلکه به یک تجارت کثیف و در عین حال بسیار پرسود تبدیل شدهاند که ابعاد نگرانکنندهای پیدا کرده است.
برای مثال، این مزارع بستری برای کلاهبرداری از برندهای تجاری فراهم میکنند؛ به این صورت که اینفلوئنسرهایی با فالوورهای فیک، شرکتها را فریب داده و مبالغ کلانی برای تبلیغات دریافت میکنند، در حالی که در واقعیت هیچ مخاطب زندهای پشت آن اعداد وجود ندارد.
علاوه بر این، این پدیده باعث دستکاری گسترده در صنعت موسیقی شده است؛ به طوری که خوانندههای گمنامی با خرید میلیونها بازدید در پلتفرمهایی مثل اسپاتیفای و یوتیوب، به ناحق خود را به صدر جدولهای جهانی میرسانند.
اما شاید تاریکترین بخش این ماجرا، استفاده از این ارتشهای رباتیک در جنگهای سیاسی باشد؛ جایی که با ساختن موجهای مصنوعی، یک سیاستمدار را محبوب جلوه میدهند یا با سازماندهی حملات مجازی، رقیب را تخریب کرده و افکار عمومی را به بازی میگیرند.
وقتی محبوبیت مصنوعی میشود
شاید بپرسید: «واقعاً این اعدادِ الکی میتوانند یک آدم نامحبوب را محبوب کنند؟» پاسخ مثبت است، اما این محبوبیت خیلی زودگذر و شکننده خواهد بود. وقتی یک صفحه ناگهان لایک و کامنت زیادی میگیرد، سیستمِ هوشمند اینستاگرام یا یوتیوب فریب میخورد. آنها فکر میکنند این محتوا واقعاً جذاب است، پس آن را به آدمهای واقعی بیشتری نشان میدهند. اینجوری، یک «لایک جعلی» باعث میشود محتوا به دست «آدمهای واقعی» برسد و آنها هم محتوا را ببینند و هم فالو کنند.
واقعیت این است که مغز ما طوری طراحی شده که وقتی میبیند بقیه چیزی را تایید کردهاند، ناخودآگاه جذب آن میشود و اثر گلهای رخ میدهد. پدیدهای روانشناختی که در آن افراد بدون تحلیل مستقل، از رفتار و تصمیمات اکثریت پیروی میکنند.
مثلاً وقتی با صفحهای مواجه میشویم که یک میلیون فالوور دارد، بیاختیار پیش خودمان فکر میکنیم حتماً این آدم حرف مهمی برای گفتن دارد. این آمار فیک در ابتدا مثل یک کتوشلوار گرانقیمت برای یک آدم توخالی عمل میکند و به او اعتباری ظاهری میبخشد که در نگاه اول همه را فریب میدهد ولی نکته اینجاست که تعامل جعلی اولیه میتواند تعامل واقعی را هم جذب کند و این برای تولیدکنندگان محتوا جذاب است.
خانهای ساخته شده روی آب
با تمام اینها، این محبوبیتِ ساختگی مثل راه رفتن روی یخ نازک است. آمار فیک شاید در کوتاهمدت برای یک فرد قراردادهای تبلیغاتی یا شهرت کاذب بیاورد، اما این وضعیت اصلاً پایدار نیست. دو خطر بزرگ همیشه در کمین این افراد است. اول اینکه شبکههای اجتماعی مدام در حال شناسایی و پاک کردن رباتها هستند و دوم رسوایی و افشاگری که رقبای باهوش بهراحتی میتوانند رشد ناگهانی و غیرطبیعی یک صفحه را لو بدهند. وقتی تشتِ رسواییِ یک محبوبیتِ فیک بیفتد، اعتماد مردم خیلی سریعتر از چیزی که ساخته شده بود، از بین میرود.




پیام شما به ما