در این بخش «1نكته تحقيقى - تبليغى» را برای طلاب محترم به رشته تحریر در مىآوريم، به آن اميد كه مقبولتان افتد و مطبوعتان آيد.
یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
نکات تحقيقي- تبليغي1 در اين بخش «1نکته تحقيقى - تبليغى» را براي طلاب محترم به رشته تحرير در مىآوريم، به آن اميد که مقبولتان افتد و مطبوعتان آيد. نکته 1 نکته ديگر که در اين شماره به آن اشارت مىرود، اين است که در سلام و خطاب به امام مهدى(عج) عرض مىکنيم و عرضه مىداريم: السلام عليک يا اباصالحِ المهدى يا: السلام عليک يا اباصالحَ المهدى آيا در روايات ما کنيه «اباصالح» به گونهاى مستقيم و صريح و منصوص براى «حضرت مهدى (عليهالسلام)» به کار رفته است؟ آيا تلفظ و اِعراب کلمه «صالح» به دو صورت پيشين است و يا به صورت ديگرى است که به آن اشاره مىکنيم. شايان گفتن است، آن چه نگارنده در اين باب تاکنون به آن دست يازيده، اين گونه است که «شيخ صدوق» روايتى را از امام صادق (عليهالسلام) بدين مضمون آورده است: « اذا ضللت عن الطريق فناد: يا صالح - او يا اباصالح - ارشدونا الى الطريق يرحمکم الله. و روى أنّ البر موکل به صالح و البحر موکل به حمزه » هرگاه راه خود را گم کردى، اين چنين بگو: اى صالح! (يا) اى اباصالح! راه را به ما نشان بده. خدا نيز از روى مِهر خويش، راه را به شما نشان خواهد داد، و نيز روايت شده است که (از سوى خدا) خشکىها داراى وکيل و مأمورى به نام «صالح» و درياها داراى وکيل و مأمورى به نام «حمزه» هستند. اين روايت در کتابهاى «مَحاسِن»، جلد 2، صفحه 110 و «مکارم الاخلاق»، جلد 1، صفحه 551 و «بحارالانوار»، جلد 76، صفحه 246 و جلد 100، صفحه 112 نيز آمده است. شايان گفتن است که مرحوم علامه محمد باقر مجلسى (رحمهالله) در کتاب «بحارالانوار»، جلد 52، صفحه 175 و در فصل «کسانى که در زمانهاى نزديک به خودش امام زمان (عليهالسلام) را ديدهاند»، حکايتى را از مرحوم پدرش (رحمهالله) و بدين مضمون نقل مىکنند: شخصى شريف و درستکار به نام «امير اسحاق استرآبادى» در زمان ما زندگى مىکرد که در ميان مردم به داشتن «طى الارض» مشهور بود. وى در سفرى به اصفهان آمد و من علت اين شهرت را از خودش پرسيدم و وى چنين گفت: يک بار من در سفر حج از قافله خود جا ماندم و راه را گم کردم، به گونهاى که بسيار نگران و تشنه و از زندگى نااميد شدم. من هم ندا کردم و گفتم: « يا صالح! يا اباصالح! ارشدونا الى الطريق يرحمکم الله ». ناگهان از دور، جوانى خوش سيما، پاکجامه، سبزهگون، در چهره بزرگان و سوار بر اشتر به سويم آمد، در حالى که همراه خود مَشکى داشت. به آن جوان سلام کردم و او نيز پاسخم را داد و گفت: تشنه هستى؟ گفتم آرى. از (آب) مشک به من داد و من آن را نوشيدم. آن گاه پرسيد: مىخواهى به قافله خود ملحق شوى؟ گفتم: آرى. مرا بر اشتر خويش سوار کرد و به سوى مکه حرکت نمود. من طبق عادت خود، شروع به خواندن حرز يمانى کردم و او گاه مىگفت: اين جا را اين چنين بخوان تا اين که زمانى نگذشت و به مکه رسيديم. آن شخص به من گفت: پياده شو. من پياده شدم؛ اما همين که برگشتم و نگاه کردم، وى را نديدم. در اين هنگام، متوجه شدم که آن شخص حضرت قائم (عليهالسلام) بوده است و تأسف خوردم که چرا وى از من جدا شد و من او را نشناختم. پس از هفت روز، قافله ما آمدند و مرا در مکه ديدند؛ در حالى که فکر مىکردند من از دنيا رفتهام. بدين جهت بود که من به داشتن «طى الارض» مشهور شدم. مرحوم علامه مجلسى (رحمهالله) در جلد 53، صفحه 300 نيز حکايت ديگرى همانند اين حکايت را از شخص ديگرى به نام «شيخ قاسم» نقل مىکنند و در ذيل آن، چنين مىنگارند: «اباصالح» کنيه امام زمان (عليهالسلام) نزد بسيارى از عربهاست که در اشعار و مرثيهها و استغاثههايشان نيز آن را به کار مىبرند و «ظاهر» اين است که کنيه مذکور را از همين حکايتى که گفته شد، برگرفتهاند. اينک به تلفظ و اِعراب اين عبارت مىپردازيم: بر اهل علم و ادب پوشيده نيست که در جمله «السلام عليک يا اباصالح المهدى!»، کلمه «صالح» براى کلمه «ابا» مضافٌ اليه است و در نتيجه «مَجرور» بوده، به صورت «اباصالحٍ» خوانده خواهد شد. و کلمه «المهدى» نيز براى «اباصالح» صفت و در نتيجه با دارا بودن «الف و لام» و پيروى از اعراب موصوف خود، يعنى «ابا...»، داراى اِعراب فتحه و به صورت «المهدىَّ» خواهد بود. با توجه به آن چه گفته شد، عبارت پيش گفته چنين خوانده خواهد شد: اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا أَباصالِحٍ الْمَهْدِىَّ منبع:حوزه نت تنظيم:نقدي-حوزه علميه تبيان
فاصله شما با تبیان تنها یک کلیک است! در همه شبکههای اجتماعی حاضریم و محتواهای داغ و دسته اول را با بهترین کیفیت در اختیارتان میگذاریم؛ ما را در شبکههای اجتماعی دنیال کنید.