امام راحل «فقه مستحكم شيعه را با نگرشى جهانى و حكومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را روشن كرد كه قبل از آن براى ما روشن نبود.»
ده کار بزرگي که امام انجام داد در قسمت اول برخي از ويژگي هاي فردي حضرت امام خميني را از نگاه مقام معظم رهبري ياد آور شديم در اينجا ده تحول و کار بزرگي که امام انجام داد را حجةالاسلام منصور غفوري چنين بر مي شمارد قسمت اول از اينجا بخوانيد « اولين کار بزرگ او احياى اسلام بود » به حقيقت مىتوان گفت که امام راحل(ره) احياکننده اسلام ناب محمدى(ص) و متمايزکننده آن از اسلام جمود و تحجر از يک سو و اسلام آمريکايى از سوى ديگر بود. امام راحل(ره) بيش از دويست سال فعاليتِ دستگاههاى استعمارى و استبدادى براى محو دين و يا تحريف آن در انديشه مسلمانان و حذف آن از اجتماع مسلمين را خنثى کرد و يکبار ديگر اسلام ناب مبارزهجو و سازشناپذير محمدى(ص) را در قالب يک انقلاب اسلامى عظيم و همهگير و يک حکومت اسلامى برخاسته از دين مبين اسلام و تعاليم نجاتبخش آن به جهانيان عرضه کرد. حرکت عظيم امام خمينى(ره) و موجى که او در درياى سياست ايجاد کرد، نه تنها يک بار ديگر نقش اسلام را در حيات سياسى و اجتماعى ملت زنده کرد، بلکه به روند رو به افول دخالت ديانت در سياست در تمام دنيا پايان داد و مهر باطل بر تفکر آنانى زد که دين را در موزههاى تاريخ جستجو و مطالعه مىکردند و از پايان يافتن نقش و دوره اديان در زندگى انسانها سخن مىگفتند. امام راحل(ره) يکبار ديگر سياست - اين عضو شريف بدن اسلام - را به اسلام باز گرداند و از اين ابزار توانمند، براى اجراى اسلام و سعادت حقيقى بشر بهره برد. اعاده روح عزت مسلمين «دومين کار بزرگ امام، اعاده روح عزت به مسلمين بود .» اعتماد امام بر خدا و تکيه او بر تعاليم اسلام و استغناى او از حمايت شرق و غرب و اتکايى که به وعدههاى الهى داشت، به همراه جانبازى و فداکارى او در راه اسلام و بىمحابا و نترس بودن او در برابر دشمن، روح عزت فراموش شده مسلمانان را يکبار ديگر زنده کرد. فرياد او و حکم او در مبارزه با اهانت سلمان رشدى مرتد به پيامبر اسلام، عزت سرکوب شده مسلمانان در طول سدههاى اخير را يکبار ديگر زنده کرد. افتخار او به اسلام و اعتمادى که به اين آيين نجاتبخش داشت، يکبار ديگر کارى کرد که مسلمانان در جاى جاى دنيا احساس عزت کنند و به مسلمانى خود ببالند. ايجاد احساس درک «امت اسلامى» «سومين کار بزرگ او اين بود که به مسلمانها، احساس درک امت اسلامى داد .» با پيدايش مفهوم غربى دولت و کشور و تقسيم کشورهاى جهان بر اساس مرزهاى جغرافيايى در غرب، استعمارگران، امت اسلام را به کشورهايى کوچک تقسيم کردند؛ مرزهاى کشورهاى افغانستان، آذربايجان، عراق، کويت، مصر، اردن، سوريه، لبنان، فلسطين اشغالى، ترکيه و بسيارى از ديگر کشورهاى امروزى، ساخته و پرداخته ابرقدرتهاى استعمارگر - خصوصاً انگلستان - است که اين تقسيم نيز بر مبناى منافع آنها شکل گرفته است. تقسيم مسلمانان به کشورهاى گوناگون و تحميل قوانين دولت - کشورهاى متفاوت بر آنها از سوى ابرقدرتهاى استعمارگر و حکام دستنشانده، نه تنها روحيه وحدت ميان جهان اسلام را دچار آسيب بيشتر نمود، بلکه اين احساس را در ميان مسلمانان که به يک امت واحد و يگانه تعلق دارند و سرنوشت هر بخش از اين امت حتى اگر امروز تحت عنوان دولت - ملتى ديگر تقسيمبندى شده باشد، به همه آنها مرتبط است، از ميان برد. به همين طريق بود که جدا کردن بخشهاى عزيزى از سرزمين اسلامى، مانند فلسطين به سادگى صورت گرفت و باعث قيام همه مسلمانان و شکست دشمن صهيونيستى نشد. امام راحل(ره) با تمسک به اسلام ناب محمدى(ص) يکبار ديگر اين روح را در ميان مسلمانان زنده کرد که آنها به يک کل تفکيکناپذير و يک امت واحده تعلق دارند و سرنوشت هر بخش از جهان گسترده اسلام، مورد اهتمام و توجه همه مسلمانان است. از بين بردن رژيمى پليد و وابسته « از ميان بردن يکى از مرتجعترين، پليدترين و وابستهترين رژيمهاى منطقه و جهان، چهارمين کار بزرگ امام بود .» حکومت شاهنشاهى، خصوصاً سلسله فاسد و دستنشانده پهلوى از چند جهت دچار فساد و انحطاط بود. اين حکومت جعلى و دستساز انگليسىها در ايران، نه تنها از ابتدا با دسيسه بيگانگان بر سر کار آمده بود، بلکه در طول بيش از نيم قرن حکومت پهلوى اول و دوم، بيگانگان - ابتدا انگليسىها و بعد آمريکايىها - حاکم اصلى بر مقدرات کشور بودند و همه منابع کشور در جهت منافع آنان تاراج مىشد. فساد اخلاقى، وابستگى سياسى به بيگانگان، فساد اقتصادى، عناد و مبارزه حکومت پهلوى با دين و ارزشهاى مذهبى و بومى، همه و همه گوشهاى از دنائت و پليدى رژيم شاه را تشکيل مىداد که امام خمينى(ره) با قيام نجاتبخش خود به سلطه شيطانى آنان پايان داد. سرنگون کردن اين رژيم طاغوتى، آن هم در شرايطى که ابرقدرتهاى جهان و در رأس آنها آمريکاى جنايتکار با تمام توان در صدد حمايت و حفظ پايههاى پوسيده آن بود، کار بزرگ و اعجابانگيزى بود که در چشم تحليلگران کوتاهبين و مادىانديش آن روز، غيرممکن دانسته مىشد. ايجاد حکومتى بر مبناى اسلام « کار پنجم او، ايجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود .» ايجاد يک حکومت دينى مبتنى بر انديشهها و احکام اسلامى در حالى از سوى حضرت امام(ره) صورت گرفت که بسيارى از متفکران علوم اجتماعى، حرف از حذف هميشگى دين از زندگى اجتماعى انسان مىزدند و آماده بودند تا پايان عصر ديندارى بشر را به خيال واهى و تفکر کوتاه خود اعلام دارند. ايجاد نهضت جهانى اسلام «کار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود .» ظهور يک انقلاب عظيم اسلامى و تشکيل حکومتى دينى به رهبرى روحانيت، منجر به ايجاد يک نهضت اسلامى و گرايش مجدد به اسلام در همه سرزمينهاى اسلامى گرديد. مسلمانان که پيش از آن با خودباختگى هرچه تمامتر، راهى براى تمسک به دين در دنياى جديد نمىديدند، اکنون با الگوگيرى از آن امام فرزانه و دلگرم شدن به امکان نجاتبخشى اسلام، به نهضت اسلامى روى آوردند. بروز حرکتهاى اسلامگرا، نهضتهاى ضدغرب و ضداستکبار، نهضتهاى آزاديبخش و يا سازمانهاى متعدد اصلاحگرى در سرزمينهاى اسلامى، پس از انقلاب اسلامى ايران، عمدتاً متأثر از اين انقلاب و رهبرى حضرت امام خمينى(ره) بوده است. هرچند شايد برخى از اين سازمانها و گروهها کاملاً مورد تاييد و مقبول نباشند، اما گرايش ضداستکبارى و انگيزه آزادىخواهى آنها، اکثراً متأثر از قيام ملت ايران به رهبرى خمينى کبير بوده است. احياى فقه شيعه «هفتمين کار او، نگرش جديد در فقه شيعه بود .» فقاهت شيعه به عنوان يکى از قوىترين و مستحکمترين انديشهها و مکاتب فکرى در طول قرون به دست معماران فکرى و انديشمندانى بزرگ پايهگذارى شده است که قواعد و اصول و مبانى خود را از سرچشمه پاک و يقينآور عصمت اخذ کرده و برمبناى اجتهاد مستمر، به فقه خود پويايى و استمرار هميشگى دادهاند. بحث از آثار و انديشههاى فقهى امام و تحولى که در جهت هرچه کارآمدتر نمودن فقه شيعه ايجاد نمود به جايگاهى مستقل براى بررسى نيازمند است، آنچه در اين مجال اندک مىتوان بيان داشت، گستردگى دامنه فقه و گسترده وسيع آن در منظر امام خمينى(ره) است. امام راحل «فقه مستحکم شيعه را با نگرشى جهانى و حکومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را روشن کرد که قبل از آن براى ما روشن نبود.» ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام «کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود .» جدايى دين از سياست که در غرب با آشکار و همهگير شدن افکار ماکياول پايهگذارى شد و در نهايت، منجر به جدايى اخلاق حاکمان از اخلاق مردم شد، بدين طريق بود که اخلاق فردى خاص حاکمان در نظر مردم با تکبر، اسراف، تجملگرايى، خودرأيى، نيرنگ، فريب، دورويى و بسيارى ديگر از رذايل اخلاقى عجين شد و در دنيا پذيرفته شده بود که اخلاق و سياست را بايد از هم جدا کرد و به اين اخلاق حکومتى که لازمه سياست پنداشته مىشد تن در داد. آنچه که امام راحل انجام داد، اين بود که در عرصه حکومت، يکبار ديگر اخلاق و سياست و ديانت و دنيادارى را با هم جمع کرد، او نشان داد که يک حاکم قدرتمند مىتواند سادهزيست، بىتکبر، صادق، زاهد و در يک کلام، الگويى بارز از سالکان راه انبياء باشد. « امام اين باور غلط در مورد اخلاق حکومتى را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق يک ملت و ديگر مسلمانان عالم، مىتواند زندگى زاهدانهاى داشته باشد و به جاى کاخهاى مجلل در حسينيهاى از ديدارکنندگان پذيرايى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا با مردم برخورد کند .» احياى روحيه خودباورى «کار نهم او، احياى روحيه خودباورى در ملت ايران بود .» امام به ملت ايران آموخت که استعدادهاى سرشار و روحيههاى قوى مىتواند نه تنها ايران اسلامى که جهان اسلام را زير و رو کند. درس بزرگ امام به ملت ايران اين بود که «ما مىتوانيم.» او با عمل خود و دلگرمىاى که به ملت در سختترين شرايط سياسى، نظامى و اجتماعى مىداد، نشان داد که مىتوان آنچه را ديگران با تحليلهاى مادى خود ناممکن و محال مىدانند، با اتکاى به خداى متعال با موفقيت انجام داد. او روحيه جُبن و ضعف و نااميدى و ناتوانى را از ملت زدود و به جاى آن با نفس «روحالهى» خود روح شجاعت و قدرت و اميد و توانايى را در مردم دميد. عملى کردن اصل نه شرقى، نه غربى « دهمين کار بزرگ امام، اثبات اين نکته بود که « نه شرقى و نه غربى »، يک اصل عملى و ممکن است .» در حالى که حکام کشورهاى مسلمان در اثر سالهاى متمادىِ تحقير و توهين از سوى قدرتهاى خارجى و زيردست بودن از سوى ابرقدرتها، حيات سياسى بدون اتکاى به شرقى يا غرب را غيرممکن مىدانستند و بقاى خود را در فرمانبرى، وابستگى و ستايش ابرقدرتهاى شرق يا غرب مىديدند، امام راحل اثبات کرد که يک ملت مسلمان با اتکاى به نيروى اسلام مىتواند به دشمن نه بگويد و در برابر دنياى ابرقدرتها با تمام ظواهر قدرتمند ولى در واقع پوشالى آن بايستد. امام راحل در جنگ هشت ساله ثابت کرد که مىتوان با ايمان به خدا و اتکاى به قدرت تودههاى مسلمان، نه تنها بدون وابستگى به غرب زندگى کرد، بلکه مىتوان سالها در برابر تمام ابرقدرتها ايستاد. در پايان بايد اضافه کرد که «ما بايد با تکرار اين حقيقتها، يک هدف را دنبال کنيم و آن درس گرفتن است و لاغير، و الا صرف ستايش کردن امام فايدهاى ندارد، بلکه گاهى مضر هم است. ما آن بزرگوار و انسان والا و مقتدا و قائد را ستايش مىکنيم، تا خودمان را به او نزديک سازيم.» منبع فارس حجةالاسلام منصور غفوري معاون سياسي شوراي سياستگذاري ائمه جمعه سراسر کشور


