ضرب المثل های قرآنی اول رفیق، دوم طریق وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَینِ أَوْ أَمْضِی حُقُبًا كهف/60؛ و چنین بود كه موسی به شاگردش ( دوستش) گفت: دست از سیر و طلب بر ندارم تا به مجمع البحرین برسم، یا آنكه روزگارانی دراز راه بپیمایم.(خرّم) وَ اجْعَلْ لی وَزیرًا مِنْ أَهْلی طه/29؛ و برای من دستیاری از كسانم قرار ده (فولادوند) ... فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ شعراء/13؛ (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یاری كند)! (مكارم) از كوزه همان برون تراود كه در اوست ... وَ لا یلِدُوا إِلاّ فاجِرًا كَفّارًا نوح/27؛ و جز نسلی فاجر و كفّار به وجود نمیآورند. (مكارم) .. قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ.. آلعمران/118 دشمنی از دهان (و كلام) شان آشكار شده، و آنچه در دلهایشان پنهان میدارند، از آن مهمتر است.(مكارم) ... كُلُّ یعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ ... إسراء/84 هر كس طبق روش و (خلق و خوی) خود عمل میكند. (مكارم) از فردا كسی خبر ندارد ... وَ ما تَدْری نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَدًا وَ ما تَدْری نَفْسٌ بِای أَرْضٍ تَمُوتُ ... لقمان/34؛ و هیچكس نمیداند فردا چه به دست میآورد، و هیچ كس نمیداند در چه سرزمینی میمیرد؟ (مكارم) از پس هر گریه آخر خندهای است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرًا انشراح/6؛ ( آری) مسلّماً با ( هر ) سختی آسمانی است.( مكارم ) سَیجْعَلُ اللّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یسْرًا طلاق/7؛ خداوند به زودی بعد از سختیها آسانی قرار میدهد! (مكارم) اندر پس هر خنده دو صد گریه مهیا است ... حَتّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً ... انعام/44؛ تا هنگامی كه به آنچه داده شده بودند شاد گردیدند، ناگهان آنها را گرفتیم( و سخت مجازات كردیم). (فولادوند و مكارم) فَلْیضْحَكُوا قَلیلاً وَ لْیبْكُوا كَثیرًا ... توبه/82 از این رو آنها باید كمتر بخندند و بسیار بگریند! (مكارم) اشتباه خودش را گردن دیگری میاندازد فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ یتَلاوَمُونَ قلم/30 سپس رو به یكدیگر كرده به ملامت هم پرداختند. (مكارم) ... یرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ الْقَوْلَ... سبإ/31 در حالی كه هر كدام گناه خود را به گردن دیگری میاندازد.(مكارم) ... یقُولُ الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذینَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنّا مُؤْمِنینَ سبإ/31 مستضعفان به مستكبران میگویند: « اگر شما نبودید ما مؤمن بودیم!» (مكارم) از آب گلآلود ماهی گرفتن قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ یبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لی نَفْسی طه/96؛ بعد از رفتن حضرت موسی به كوه طور و اضافه شدن ده روز به مدت ماندن ایشان، سامری از فرصت استفاده كرده، گفت: من چیزی را دیدم كه دیگران آن را ندیده بودند، و مشتی از خاكِ پای جبرئیل برگرفتم، و آن را ( در خمیر مایة گوساله) انداختم.(خرّم) ارمغان مور پای ملخ است ... و جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاة ٍ... یوسف/88 و سرمایه ناچیز آوردهایم.( فولادوند) تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – ابوذر رضا سلطانی منبع: گلستان ضربالمثلهای قرآنی.


