سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
 جهاد اقتصادي،عامل خودکفايي
جهاد اقتصادی،عامل خودکفایی بشر پس از فراهم آمدن نیازهای اساسی، در اندیشه امنیت و آرامش بر می‌آید و در مراحل بعدی به سراغ عشق و محبت یعنی دیگران می‌رود تا پاسخ گوی وی در این حوزه از نیازها باشد. این گونه است که نقش اقتصاد در زندگی مادی و دنیوی بشر برجسته می‌شود. هرچند که به نظر می‌رسد، استقلال سیاسی نقش تعیین کننده‌ای در استقلال جامعه دارد، ولی نمی‌توان از نقش تعیین کننده استقلال اقتصادی در کنار استقلال فرهنگی و استقلال نظامی و مانند آن غافل ماند. استقلال اقتصادی به سبب این که پاسخ گوی نیازهای ابتدایی بشر است، همواره مورد توجه و تاکید بوده است؛ زیرا انسان نخستین نیازی که در زندگی مادی و دنیوی دارد، تغذیه شامل آب و خوراکی و مانند آن است. پس از فراهم آمدن این مهم در اندیشه امنیت و آرامش بر می‌آید و در مراحل بعدی به سراغ عشق و محبت یعنی دیگران می‌رود تا پاسخ گوی وی در این حوزه از نیازها باشد. این گونه است که نقش اقتصاد در زندگی مادی و دنیوی بشر برجسته می‌شود. البته هر انسانی برای خود فلسفه زندگی دارد و سبک زندگی را نیز برای خود تعریف می‌کند. این فلسفه زندگی، زمانی شکل می‌گیرد که انسان، به نوعی کمال رسیده باشد. در این زمان است که نوعی تقدم برای چیزهای دیگر قائل می‌شود. اما بیشتر مردم همچنان دغدغه اقتصاد یعنی آسایش و آرامش مادی دارند و این اقتصاد جایگاه ارزشی و تقدمی خود را در فلسفه و سبک زندگی آنان از دست نمی‌دهد. به هر حال، اقتصاد چه بخواهیم و چه نخواهیم نقش تعیین کننده و کلیدی در هر دو بینش مادی گرا و معنویت گرا ایفا می‌کند: زیرا جامعه انسانی به گونه‌ای در دنیا شکل گرفته که اقتصاد مایه قوام آن است. از این رو هر جامعه‌ای برای دست یابی به استقلال و در اختیار گرفتن سرنوشت خود نیازمند استقلال اقتصادی است؛ زیرا در صورت فقدان استقلال اقتصادی نمی‌تواند در مسیر اهدافی که برای جامعه خود تعریف کرده گام بردارد و ناچار است تا در اصول دیگر فرهنگی و معنوی و سیاسی تابع فشارهای صاحبان ثروت و قدرت شود که از دیگر جوامع بر آن جامعه وارد می‌سازند. نویسنده در این نوشتار بر آن است تا نقش جهاد اقتصادی در خودکفایی و استقلال بر اساس آموزه‌های قرآنی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می‌گذرانیم. تقابل جوامع مادی گرا و آخرت گرا هر جامعه‌ای برای خود اهداف مشخصی تعیین کرده و روش‌های خاص را نیز برای تحقق آن در نظر گرفته است؛ هرچند که همه جوامع دو هدف مشخص آسایش و آرامش را در دستور کار اصلی خود قرار داده و تحقق آن را از طریق جامعه و نهادهای آن پی گیری می‌کنند، ولی تفاوت‌های مشخصی در روش‌های آن‌ها به سبب تفاوت‌های جغرافیایی، فرهنگی، ادراکی و مانند آن پدید می‌آید که جامعه‌ای را از جامعه دیگر جدا می‌سازد. تقابل جوامع مادی گرا و معنوی گرا یا دنیا گرا و آخرت گرا، تقابل جدی است؛ زیرا جوامع مادی گرا، به نوعی از نظر ذاتی طغیان گرا و متجاوز به حقوق دیگران است و ظلم و ستم به دیگران را برای رسیدن به هدف آسایش و آرامش مادی و دنیوی توجیه می‌کند. البته می‌توان تفاوت‌های مشخصی را در دو هدف اصلی میان جوامع مشاهده کرد. از این رو جوامع را می‌توان به جوامع مادی‌گرا و معنویت گرا، یا دنیاگرا و آخرت گرا دسته بندی کرد. این تفاوت بینشی و نگرشی چنان در دو هدف اصلی جوامع تأثیر می‌گذارد که جوامع در همه ابعاد در دو طیف مقابل هم قرار می‌گیرند؛ زیرا جوامع مادی‌گرا و دنیاگرا، آسایش و آرامش را تنها در دنیا و امور مادی می‌جویند و چیزی جز همین دنیا و مادیات برای آنان معنا و مفهوم و اصالتی نمی‌یابد. در مقابل، جوامع معنویت گرا و آخرت گرا قرار می‌گیرند که زندگی دنیا و آسایش و آرامش را هرچند مطلوب می‌دانند، ولی برای آن اصالتی قائل نمی‌شوند و بیشترین همت و توجه خویش را به آخرت معطوف می‌دارند و لذا اهدافی چون آسایش و آرامش، تنها نقش ابزاری برای آخرت و آسایش و آرامش باقی و پایدار آن دارد. این دو بینش و نگرش متقابل، از نظر اسلام به حق و باطل تفسیر شده است. از این رو تقابل آن دو می‌تواند دو جامعه را از نظرهای گوناگون در برابر هم قرار دهد؛ زیرا اصالت بخشی به مادیات و دنیا و هدف قرار گرفتن آسایش و آرامش مادی و دنیوی، به این معناست که می‌توان برای دست یابی به این اهداف، همه چیز را قربانی کرد. این گونه است که حدود آزادی تنها در مرز تضییع حقوق دیگران پایان می‌یابد و از آن جایی که این مرز بی پشتوانه و خاستگاه‌های استوار است، می‌توان به سادگی آن را دور زد و یا نادیده گرفت. بدین ترتیب قوانین و اصول اخلاقی در جوامع مادی‌گرا و دنیاگرا، قوانین در معرض خطر است و هر آن می‌تواند از سوی اکثریت یا اقلیتی پایمال شود؛ زیرا بنیادهای اخلاقی آن متزلزل است و وقتی هدف، آسایش و آرامش مادی و دنیوی باشد، هر آن چه در برابر آن قرار گیرد، پایمال و نابود می‌شود. این که برخی از جوامع مادی و دنیاگرا، قوانین را به سختی مراعات می‌کنند، از آن روست که برای حفظ کف بهره مندی ها لازم است تا قوانین را مراعات کنند وگرنه همین آسایش و آرامش مادی آنان با خطر مواجه می‌شود. به راین اساس، هرگاه احساس کنند که دور زدن قانون و یا پایمال کردن آن، آسیبی به آسایش و آرامش مطلوب آنان وارد نمی‌سازد، به سادگی قوانین را نادیده می‌گیرند. این سیاست به ویژه در برابر جوامع دیگر به سادگی و آسانی انجام می‌گیرد؛ زیرا نهایت جامعه گرایی در جوامع مادی گرا و دنیوی، حفظ جامعه خودی و محافظت بر آن است. این مسئله را می‌توان در بینش و نگرش سبک آمریکایی شناسایی کرد. تقابل جوامع مادی گرا و معنوی گرا یا دنیا گرا و آخرت گرا، تقابل جدی است؛ زیرا جوامع مادی گرا، به نوعی از نظر ذاتی طغیان گرا و متجاوز به حقوق دیگران است و ظلم و ستم به دیگران را برای رسیدن به هدف آسایش و آرامش مادی و دنیوی توجیه می‌کند. از آن جایی که جامعه اسلامی و ایمانی، جامعه‌ای با اهداف معنوی و آخرت گراست، اگر بخواهد در مسیر تعالی خود گام بردارد، نیازمند استقلال اقتصادی است تا بتواند در برابر فشارها و تعدیات جوامع مادی گرا و دنیاگرا تاب بیاورد و مسیر فرهنگی و معنوی خویش را چنان که می‌خواهد بپیماید و از همه ظرفیت‌های دنیوی برای رسیدن به اهداف اخروی و معنوی بهره برد؛ چرا که جوامع رقیب مادی، خواهان بهره مندی از ظرفیت‌ها و امکانات مادی جامعه ایمانی است و اجازه نمی‌دهد تاجامعه ایمانی در یک شرایط مناسب در مسیر خود گام بردارد. اصالت بخشی به مادیات و دنیا و هدف قرار گرفتن آسایش و آرامش مادی و دنیوی، به این معناست که می‌توان برای دست یابی به این اهداف، همه چیز را قربانی کرد. به سخن دیگر، همزیستی مسالمت آمیز میان دو نگرش حق و باطل یا نگرش دنیوی و اخروی، شدنی نیست، چرا که حتی اگر جامعه ایمانی به سبب عدالت خواهی و عدالت گری، به حقوق و امکانات مادی خود بسنده کند و چشم داشتی به امکانات مادی دیگر جوامع نداشته باشد، جامعه مادی گرا به طور طبیعی چون اصالت را به ماده و دنیا می‌دهد و باوری به آخرت ندارد، خواهان دست یابی به همه امکانات مادی جهت آسایش و آرامش و دیگر اهداف مادی و دنیوی می‌باشد و به اشکال گوناگون می‌خواهد حقوق دیگر جوامع را تضییع کرده و بر آنان و امکاناتشان تسلط یابد. این گونه است که جوامع مادی گرا، جوامع سلطه جو و استکباری هستند و استقلال دیگر جوامع را تهدید می‌کنند و با خطر جدی مواجه می‌سازند. به عبارت دیگر، سلطه جویی و استکبار ورزی و ستم گرایی، جزو ذاتی جوامع مادی و دنیاگراست و دیگر جوامع نمی‌توانند در چنین شرایطی احساس امنیت از تهدیدات و خطرات این جوامع داشته باشند. بخش اقتصاد تبیان منبع : روزنامه کیهان لینکهای مرتبط : جهاد و کار در نگاه شهید مطهری چه کسانی در رشد جامعه نقش دارند؟ جهاد اقتصادی و افق 14 سال پیش رو بازار سکه و شعار جهاد اقتصادی کسب روزی حلال نوعی جهاد جهاد اقتصادی و پیشرفت بومی جهاد اقتصادی با تکیه بر مبانی دین ملزومات تحقق جهاد اقتصادی آیا شرایط حاضر عادلانه است؟

پربازدیدها

پربحث‌ها