داغ پیامبر کی بر دل زینب نشست؟ وقتى امام على علیه السلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را غسل داد; با حنوط پیامبر صلى الله علیه و آله حنوط كشید; كفن كرد و خواست ردا را ببندد، فرمود: « یا امَ كلثوم، یا زینبُ! یا سكینة! یا فضّة! یا حسنُ! یا حسینُ! هَلُمُّوا تَزَوَّدوا مِن اُمِّكُم. فَهذا الفراقُ وَ اللِّقاءُ فِى الجَنَّة 1 اى امكلثوم، اى زینب! اى فضه! اى حسن! اى حسین! بشتابید و از مادرتان بهره گیرید كه این لحظه جدایى است و دیدار در بهشت است.» همه ایستاده بودند و آرام می گریستند. سلمان، عمار ، مقداد، ابوذر و حذیفه نیز آمده بودند، 2 در این میان زینب برقعى [روپوشى] آویخته ، دامن كشان همى بیامد و همى گفت: یَا رَسولَ الله! الآنَ حَقّاً فَقَدنَاكَ، اى رسول خدا! واقعا امروز تو را از دست دادیم. دیگر تو را دیدار نخواهیم كرد...» 3 تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری 1- بحارالانوار، ج 43، ص 179; دلایل الامامة، طبرى، ص 44. 2- بحارالانوار، ج 78، ص 310. 3- ریاحین الشریعه، ج 3، ص 51. نقل از عمدة الطالب و ناسخ التواریخ، زندگانى حضرت زینب علیها السلام، ص 191.