«تجلیل از بانوی بزرگوار اصفهانی و ارائه شخصیت عرفانی و فقهی و فلسفی برجسته یک زن در کشور ما کاری سودمند در جهت احیای ارزشهای اسلامی در زنان به شمار میرود»«مقام معظم رهبری»
نگاهي به زندگي و آثار مرحوم بانو امين «تجليل از بانوي بزرگوار اصفهاني و ارائه شخصيت عرفاني و فقهي و فلسفي برجسته يک زن در کشور ما کاري سودمند در جهت احياي ارزشهاي اسلامي در زنان به شمار ميرود»«مقام معظم رهبري» «شکوفه علم بر درخت معرفت» ازدواج وفرزندان نصايح آثار «وصيتنامه» رحلت بانو امين اجازه اجتهاد «شکوفه علم بر درخت معرفت» در سنه 1265 هجري شمسي، مولودي گرانقدر در اصفهان از پدري مؤمن و سخاوتمند و مادري بسيار شريف، متعبد و خيرخواه پا به عرصه وجود نهاد و درياي هستي به رغم سرکوفتن بيامان بر صخره سرد دنيا، گوهري را در صدف خود از اعماق بحر بيکران ولايت بيرون راند تا مصلحت خداوند مبني بر پروراندن گوهري اينچنين ساطع و لامع نصيب کدامين دريا گردد. هر چند که در کار گلاب و گل حکم ازلي اينگونه بود که يکي شاهد بازاري و ديگري پردهنشين باشد.اين مولود شريف که به نقل از کتاب «شجره طيبه»، تأليف سيد مصلحالدين مهدوي موسوي اصفهاني، نسب پاکش با سي واسطه به امام عليبنابيطالب(ع) ميرسد به «نصرت» نامگذاري ميشود و بعدها لقب «امين» زيبنده تارک رخشان علوم لدني و افاضي او ميگردد آنگونه که نوشتههاي خويش را مديون ارشاد و کمک «او» ميدانست. اين درّه نادره از شجره آل طيبه، بعد از رسيدن به سن چهار سالگي توسط مادر روشنبين خود عازم مکتب ميشود در حالي که فضاي حاکم بر آن ايام بهگونهاي بود که کمتر خانوادهاي به خود اجازه ميداد دختري را براي کسب دانش به مکتب يا مدرسه بفرستد؛ چه والدين بسياري يافت ميشدند که آموزش و آشنايي با خط و نوشتن را براي دختران خود جايز نميدانستند. نصرت کوچک، بنا به تشويق مادر خويش در فضايي آميخته به رعب مکتبخانههاي هميشگي و خانم معلم پيري که همواره چوب بلند تنبيه در دست داشت و او را «گوشت ناپز» ميپنداشت، تحصيل را آغاز ميکند . لکن به رغم شدت سختگيري معلم خويش تا حدود يازده سالگي به تحصيل زبان عربي ميپردازد. حتي در اغلب مجالس عمومي باز هم در حال تفکر بود و در مقام اينکه پا را از جاده شريعت بيرون نگذارد. و در سنين بعد از بلوغ همواره لطف پروردگار بدرقه راهش بود و در حين تحصيل گه گاهي حالات خوش و نوراني نصيب وي ميگرديد تا سرانجام به دليل اتصال به عالم عرفان و زحمات پيگير در امر مطالعات حکمت الهي، به لقب «امين» مفتخر گشت. ازدواج وفرزندان «بانو امين» در حين علمآموزي سرانجام در سن 15 سالگي با پسر عموي خود به نام «حاج ميرزا» ملقب به «معين التجار» که از بازرگانان سرشناس اصفهاني بوده ازدواج ميکند و بار مسؤوليت سنگين خانهداري و تربيت فرزندان را بر دوش ميکشد لکن اين قبيل مسايل مانع کسب فيوضات علمي او نميگشت کما اينکه شاهد مرگ 7 تن از فرزندان خويش بود و هر از چند گاه با چشماني اشکبار و قلبي لرزان پرپر شدن غنچههاي ناشکفته بوستان زندگاني خويش را نظارهگر بود و در اين باغ تنها يک گل از ساقه وجودش از گزند طوفان حادثه در امان ماند و آن را «ابتلا» و «آزمايش حقتعالي» تعبير مينمود . بايد خداي را بر اين نعمتها و بخششهاي گرانقدر که به او عطا کرده است سپاسگزار باشد. به ايشان اجازه دادم که روايت کند از من آنچه را که روايتش براي من صحيح است. به طرقي که مشايخ و دانشمندان جامع علوم ـ که خدا مقامشان را در بهشت عالي گرداند ـ منتهي گردد. عجبا! استعداد خودشناسي در آينه وجود آدمي است لکن او بيخبر از اين موهبت الهي همچنان بر زورق اشتياق سرگشته درياي لايتناهي هستي است. گوئيا نميداند يار در خانه است و او گرد جهان ميگردد و آب در کوزه و او تشنه لبان ... بانو امين از آنهايي بود که براي نيل به سرمنزل مقصود، آينه وجود خويش را از غبار شبهات و خرافات بياساس زدوده و اصالت اصيل خويشتن را به عيان در آينه صيقلي دل و در يک کلام «جام جم» خود نگريستند و بر غفلت خوابزدگان سپنج سراي گيتي تاختند و بر ثانيههاي عزيز و هدر رفته واماندگان قافله انسانيت، افسوسها خورده ولي باز هم نگران سير «طلب» بوده که مبادا آتش شوق اين لذت، در اثر لقاي يار رو به خاموشي نهد که لذت طلب از مطلوب بهتر و به قول خواجه شيراز: «از آن به دير مغانم عزيز ميدارند که آتشي که نميرد هميشه در دل ماست» اين بانوي انديشمند و عارف با پشتکار و تلاشي بينظير به تحصيل صرف، نحو، بلاغت، تفسير، علم حديث، فقه، اصول، فلسفه و عرفان ميپردازد و با وجود مشکلات متعددي که در فضاي حاکم بر آن زمان بود در سن چهل سالگي مرتبت و تسلط علمي ايشان مورد تأييد علماء و مراجع تقليد وقت قرار گرفته و به دريافت درجه اجتهاد و روايت نائل ميگردد. نصايح قدرت تفکر و طرز نگرش اين بانوي فاضله و گوهره شريعت، نسبت به قشر زن به حدي بود که خوشبختي و راه وصول به سعادت را براي خانمها مرهون «آرامش قلب» ميدانست؛ چه به خوبي به اين نکته مهم واقف بود که عقيده عوام چه از زمان گذشته و چه اينک نسبت به سعادت واقعي زنان جامعه چندان خوشبينانه نيست! ايشان به همين منظور يکي از تأليفات ارزنده خويش را به «روش خوشبختي و توصيه به خواهران ايماني» اختصاص داده و به زنان مؤمن اين پيام را آويزه گوش جان مينمايد که: «اي بانوان و دوشيزگان عزيز! بدانيد که هيچ خوشبختي به قدر آرامش دل نيست و سعادت حقيقي بر روي فضيلت بنا شده است ... آيا فضيلت و آرامش روح را چه وقت ميتوان به دست آورد؟ البته زماني چنين سعادتي نصيب انسان خواهد گرديد که در اين درياي بيپايان زندگاني دنيا، دست آويزد به ريسمان محکم توحيد، همانطور که قرآن ميفرمايد: «فَمَنْ يَکْفُر بالطّاغوتِ و يُؤمِن باللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالعُرْوَةِ الوثقي لاَانفِصامَ لَها و اللّهُ سَميعٌ عَليِمٌ. اَللّهُ وَليُ الّذينَ آمَنوُا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُلُماتِ اِلَي النُّورِ وَ الَّذِينَ کَفَروُا أَوْلياؤُهُمُ الطاغُوُت يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدونْ». (بقره/ آيات 256ـ257) سعادت واقعي در اثر ايمان و يکتاپرستي و تقوا پديد خواهد آمد و اگر شما خواهان سعادت دنيا و دنياي ابدي ديگر که به نام آخرت خوانده شده هستيد، پيرو قرآن گرديد و قدم به قدم به سوي حق پا گذاريد، آنگاه خوشبختي را احساس خواهيد کرد.» (5) «بيهوده دست بر دل ما مينهد طبيب با شور بحر پنجه مرجان چه ميکند» لازم به ذکر است که روش نيل به سعادت از ديدگاه حجتالاسلام بانو امين به دو جنبه «جسماني» و «روحاني» بستگي دارد که بايد مراقب هر دو بود. چه جنبه روحاني چيزي جز تکميل صفات نيک انساني، و جنبه جسماني چيزي جز عنصر عفت و پاکدامني که عمده شرافت يک زن است نيست همانگونه که عمده شرافت يک مرد در شجاعت وي قلمداد ميگردد. جالب اينجاست که طرز نگرش اين بانو دقيقا با نظريه خواجه نصيرالدين طوسي در ارتباط با عنصر عفت در زن و شجاعت در مرد همخواني دارد. آثار بانو امين از سن چهل سالگي تا واپسين دم حيات گهربار خويش به تأليف کتابهاي مختلف، تدريس و پاسخگويي به پرسشهاي ديني مردم و ارشاد زنان ميپرداخت. او آثاري را از خود به يادگار نهاد که هر کدام مبيّن ذوق عرفاني و واردات روحاني وي قلمداد ميگردد. اهم اين آثار به قرار زير است: آثار 1ـ اربعين الهاشميه (به زبان عربي) 2ـ جامع الشتات (به زبان عربي) 3ـ معاد يا آخرين سير بشر 4ـ النفحات الرحمانيه في الواردات القلبيه (به زبان عربي) 5ـ اخلاق (ترجمه کتاب ابنمسکويه) 6ـ مخزن العرفان (تفسير قرآن در 15 جلد) 7ـ روش خوشبختي و توصيه به خواهران ايماني 8ـ مخزن اللئالي در مناقب موليالموالي اميرالمؤمنين علي(ع) 9ـ سير و سلوک در روش اولياء و طريق سير سعداء «وصيتنامه» اين بانوي شريف سراسر از حديث نبوي و دعوت به جاده مستقيم حق و پرهيزکاري و ... است. ايشان در خلال سفارشات، آيات قرآني را به تناسب سخنان خويش آورده و اين نشاندهنده ديد عميق و پيوند ديرينه اين مجتهده با قرآن و زندگي است. البته هدف از نگاشتن وصيت را بهگونهاي ميداند که بر طبق فرمايش پيامبر اکرم(ص) هر کس که در هنگام مرگ وصيت خود را به بهترين وجه انجام ندهد اين نشانه نقص در عقل و مروت او است. حجتالاسلام امين در بدو سفارش خويش همه برادران و خواهران مؤمن خود را به پرهيزکاري فرا ميخواند و اينکه در هيچ حال اعم از آسايش و تندرستي، سختي و مرض، در نعمت و تنگدستي، در عافيت و آفتزدگي و در فقر و بينيازي ... نبايستي از ياد خدا غفلت نمود و با قلب و زبان هميشه به ياد او بود ... سپس اين آيه شريفه را از سوره 24 به عنوان گواه بارزي بر اين مدعا ميآورد ... «رِجالٌ لا تُلْهِيهَمْ تجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِکر اللّهِ وَ اِقَامِ الصَّلوةِ وَ ايتَاءِ الزَّکَوةِ يَخَافُونَ يَوْما تَتَقَلَّبُ فِيهِ القُلُوبُ وَ الأَبْصارُ لِيَجزِيَهُمُ اللّهُ اَحْسَنَ مَا عَمِلوُاْ وَ يَزِيدَهُمْ مِن فَضْلِهِ». همچنين بعد از آوردن دو آيه ديگر مشابه آن، انسانها را به فرا گرفتن دانش توأم با تقوا فرا ميخواند. از ديدگاه وي، دانشي که به کسب و نظر حاصل ميشود علم رسمي است و نور و ضيائي از آن حاصل نميشود. چنان که شيخ بهايي (قدسسره) گفته است: علم رسمي سر به سر قيل است و قال نه از آن کيفيتي حاصل نه حال سپس ما را به تحصيل معرفت و محبت الهي و اميدواري به ملاقات خداي سبحان سفارش ميکند که: «واستَقِمْ کما اُمِرْتَ» [سوره شوري / آيه 14 [ثابت قدم باش چنان که فرموده شدي ... در پارهاي از همين وصيتنامه، ايشان راه شناخت خدا و کسب رضاي او را منحصر به پيروي از فرستاده او محمد(ص) و محبت نزديکان و يارانش ميداند که: «بِنا عُرِفَ اللّهُ و بِنا عُبِدَاللّهُ، لَوْ لا نا ما عُرِفَ اللّه» نيز مخالفت با تمايلات نفس، اصلاح امور مسلمين، احسان نسبت به همنوعان، شکستن شهوات نفساني در اثر رياضت و زحمت و ... تماما دال بر نصايح مشفقانه اين مرحومه بزرگوار نسبت به بندگان خدا در امر احياي حدود الهي است. چه در اغلب وصيتنامهها معمولاً سفارشاتي راجع به ارث و ميراث و رسيدن حق هر صاحب حقي به مال خويش از سوي متوفي نسبت به بستگان ميشود لکن وصيتنامه اين عالمه جليله براي اعتصام به ريسمان محکم الهي و احياء ارزشهاي اسلامي، آن هم براي تمامي افراد اجتماع ميباشد نظير متن وصيتنامه الهي ـ سياسي امام راحل خميني کبير(ره) و بدين لحاظ اين قبيل وصيتنامهها سرمشق و الگوي تمام عياري براي سعادت همه ما انسانهاست تا برحسب مقتضيات خويش از آنها براي نيل به سر منزل مقصود رهتوشهها برگيريم. رحلت بانو امين اين بانوي مؤمنه سرانجام پس از يک عمر خدمت خالصانه در سن 97 سالگي در بيست و سوم خردادماه 1362ه··· . به جوار رحمت الهي شتافت و مزارش در اصفهان زيارتگاه اهل علم و تقوا گرديد. اجازه اجتهاد همان گونه که اشاره شد مرحوم بانو امين از برخي علماي بزرگوار اجازه اجتهاد دريافت کرده بود که در اينجا به ذکر ترجمه متن اجازه مرحوم آيتاللّه اصطهباناتي بسنده ميکنيم: بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمدللّهِ رَبِّ العالَمين وَ اَفْضَلُ الصَلَوات وَ اَکْمَلُ التَّحياتِ عَلي اَشْرفِ الانبياءِ وَ المرسلينَ وَ اَکْمَل السُفَراءِ وَ المُبَلَّغينَ مُحَّمد(ص) و آلِهِ الکَهْفِ الحَصينِ وَ غياثِ المُضطَّرِ المستکين وَ لَعْنَة اللّهَ عَلي اعدائِهِم اَبَدَ الاَبَدينِ وَ دَهْر الداهِرينَ. بانوي گرامي، شريف، اصيل، عالم عامل، جامع علوم عقلي و نقلي، گوهر روزگار و حجت زنان زمان، دختر مرحوم حاج سيد محمد علي امين التجار اصفهاني ـ طاب ثراه ـ از کساني است که مدت مديدي از عمر عزيز و زمان درازي از زندگي گرانقدرش را در تحصيل علوم شرعي و معارف ديني و تکميل مکارم اخلاق حسنه و تحقيق و تنقيح قواعد فقه و اصول گذرانده است تا جايي که به مراتب عالي علم و دانش نايل آمد و از کساني گرديد که او را با انگشت به يکديگر نشان ميدادند. ايشان از اين حقير اجازه خواست و اين بنده از وي در مسائل فقه و اصول کسب اطلاع نمودم. پاسخهاي ارسالي، که به گواهي تعدادي از بزرگان مورد اطمينان ثابت ميکرد آن جوابها از خود ايشان است، از طول يد و کثرت اطلاعات و وجود قوه استنباط و دستيابي ايشان به درجهاي از اجتهاد، خبر ميداد. پس بر ايشان باد عمل به احکامي که به روش شناخته شده بين علماي اسلام، استنباط ميکند و اين فضل و موهبتي الهي است که خداوند به هر کس از زنان و مردان که بخواهد عطا ميکند و چه نيکو سروده است: فَلَو کُنَّ النساءُ کَمِثلِ هذه لَفَضَّلتِ النساءُ عَلَي الرجال فَلا تأنيثُ اِسمِ الشَّمسِ عارٌ وَ لا التَذکيرُ فخرُ للهلالِ(18) بايد خداي را بر اين نعمتها و بخششهاي گرانقدر که به او عطا کرده است سپاسگزار باشد. به ايشان اجازه دادم که روايت کند از من آنچه را که روايتش براي من صحيح است. به طرقي که مشايخ و دانشمندان جامع علوم ـ که خدا مقامشان را در بهشت عالي گرداند ـ منتهي گردد. ... توصيهام به ايشان اين است که در موارد شبهات جانب احتياط را رها نکند زيرا اين راه، نگاهدارنده انسان است و اميدوارم که مرا از دعاي خير فراموش نکند. صفر الخير 1354 ابراهيم حسيني شيرازي اصطهباناتي


