آيا سينما ميتواند مظهر تجليات ديني واقع شود؟ حسين معززينيا □بحثي دربارهي قابليتهاي سينما در پذيرش مفاهيم ديني پرداختن به تعابيري از قبيل «سينماي ديني» و «سينماي معنوي» و ساختن ترکيباتي مثل «سينماي معناگرا» و «سينما در جستوجوي حقيقت» در نزد ما دلايل و سوابقي دارد به کلي متفاوت با جريان عمومي سينما در جهان. گمان ميکنم ابتدا بايد اين تفاوت مشخص شود و مورد تأکيد قرار گيرد تا بدانيم تلقي ما از اين تعابير چيست و چرا به آنها ميپردازيم و تا چه اندازه ممکن است بتوان بين دغدغههاي خاص ما با مباحث طرحشده در تاريخ نظريهپردازي سينما به نقطهي اشتراکي دست يافت. روشن است که خاستگاه سينما در جهان يک خاستگاه ديني نيست. از هر جنبه که بنگريم، چه سينما را هنر بدانيم، چه صنعت، چه تکنولوژي و چه رسانه، جست و جويمان براي يافتن يک منشأ ديني براي اين پديدهي قرن بيستم حاصلي در بر نخواهد داشت. و از سوي ديگر چنان چه در پي يافتن دلايل پيدايش سينما باشيم نيز، چه در بررسي تاريخي فلسفي و چه در ارزيابي فني تکنولوژيک، باز هم انگيزه و بستري ديني ملاحظه نخواهيم کرد. از منظر تاريخي، پيدايش و رشد سينما ادامهي سيري است که با ظهور وسايل تکنولوژيک در دوران پس از رنسانس آغاز شد. همانطور که ميدانيم، مقدمهي ماجرا به اين ترتيب است که از دل تفکر تکنولوژيک، وسايل و ابزار تکنولوژيک پديدار ميشوند و ظهور ماشين و گسترش اتوماسيون باعث ميشود تفکر تکنولوژيک، خودش را در قالب وسايل و اشيايي قابل استفاده براي بشر جديد به ظهور برساند. از هر جنبه که بنگريم، چه سينما را هنر بدانيم، چه صنعت، چه تکنولوژي و چه رسانه، جست و جويمان براي يافتن يک منشأ ديني براي اين پديدهي قرن بيستم حاصلي در بر نخواهد داشت. و از سوي ديگر چنان چه در پي يافتن دلايل پيدايش سينما باشيم نيز، چه در بررسي تاريخي فلسفي و چه در ارزيابي فني تکنولوژيک، باز هم انگيزه و بستري ديني ملاحظه نخواهيم کرد. در ابتدا مهمترين ويژگي اين محصولات جديد، سهل کردن کار براي انسان پنداشته ميشد، اما به تدريج وسايل ديگري نيز عرضه شدند که از يک سو به کار برقراري آسانتر «ارتباط» ميان آدمها ميآمدند و از سوي ديگر مفرح بودند و سرگرمکننده، و قرار بود «اوقات فراغت» تودههاي انساني را پر کنند؛ اوقات فراغت کساني را که خسته از کار دشوار روزانه به خانه برميگشتند تا ساعات فراغت از کارشان را به خوشي سپري کنند. سينما از سوي ديگر نتيجهي سالها اختراع و اکتشاف علمي است؛ سرگذشتي که از پيدايش عکاسي در سالهاي ابتداي قرن نوزدهم آغاز ميشود و تا تکميل دستگاههاي اوليهي اديسن و استفاده از دوربين فيلمبرداري توسط برادران لوميير، داستان پر فراز و نشيبي را طي ميکند و به تدريج در کمال ناباوري ناظران اوليه، از قالب يک اختراع شگفتانگيز علمي در ميآيد و تبديل به يکي از درآمدزاترين صنايع قرن جديد ميشود. اما نکتهي اصلي در بحث ما اين است که همهي اين عرصهها، يعني پيشينهي تکنولوژيک منجر به پيدايش سينما، قلمرو علم تجربي، و حوزهي اقتصاد و صنعت، در يک نقطه با هم اشتراک دارند و آن هم تعلقشان به دنياي مدرن است. سينما به هر شکل که تعريف شود، بيشک از مهمترين و پيچيدهترين دستاوردهاي مدرنيته است. و گمان ميکنم روشن است که تفکر مدرن، باز به هر شکل که تعريف شود، بيشک تفکري سکولار و غير ديني است. امروز براي ما روشن است که تفکر مدرن اساساً با کنار گذاشتن دوران تعهد ديني موجوديت پيدا ميکند و با التزام به «علم» و تأکيد بر محوريت علم تجربي به ظهور ميرسد. و خود به خود عالمي را محقق ميکند که «غير ديني» ا است.(قسمت اول) ادامه دارد تنظيم براي تبيان:اميد واضحي آشتياني