وقتى روز قيامت فرا مىرسد خداوند رحمت خود را آنقدر وسعت و گسترش مىدهد كه حتى شيطان نيز به رحمتش طمع مىنمايد. توجه به رحمت و تفضل خداوند، شخص با ايمان
امید شیطان به بخشش الهی «قال الصادق جعفر بن محمد علیهالسلام اذا كان یوم القیامة نشر الله تبارك و تعالى رحمته حتى یطمع ابلیس فى رحمته»؛ "وقتى روز قیامت فرا مىرسد خداوند رحمت خود را آنقدر وسعت و گسترش مىدهد كه حتى شیطان نیز به رحمتش طمع مىنماید." توجه به رحمت و تفضل خداوند، شخص با ایمان را به نجات از عذاب قیامت امیدوار مىنماید و به وى نوید عفو و بخشش مىدهد و توجه به عدل و دادگرى خداوند، براى مومن واقعى موجب خوف از عذاب قیامت است و او را با اقتضاى لغزشها و گناهانى كه دارد، دچار بیم و نگرانى مىنماید و این هر دو حالت لازم است در ضمیر افراد با ایمان باشد. یعنى هم به رحمت خداوند امیدوار باشند و هم از عذاب او خائف باشند. امام سجاد(علیهالسلام) در مناجات خود با خداوند میگوید: «بسم الله الذى لا ارجو الا فضله ولا اخشى الا عدله»(1)؛ به نام خداوندى كه جز به فضل او امید ندارم و جز از عدل او ترسى ندارم. اگر افراد در روز جزا مورد غضب و عنایت خدا واقع شوند و مشمول عفو و بخشش حضرت حق قرار گیرند، به آسانى از شداید قیامت رهایى مىیابند و در بهشت جاودان مستقر مىگردند. زیرا در زمینه رحمت و رافت الهى ممكن است با كوچكترین مستمسك، از بزرگترین لغزش چشمپوشى گردد و كوه گناه به كاهى از عمل صالح بخشیده شود و گناهكار را از كیفر و مجازات معاف سازند. در این باره نمونههاى بسیارى در خلال روایات اولیاى اسلام آمده است. حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) میفرماید: "حوسب رجل ممن كان قبلكم فلم یوجد له من الخیر شى ءالا انه كان یخالط الناس و كان موسرا و كان یامر غلمانه ان یتجاوزوا عن المعسرین فقال الله عزوجل: نحن احق بذلك منه تجاوزوا عنه(2)؛ مردى از امتهای گذشته كه داراى تمكن و ثروت بوده و در پیشگاه الهى مورد محاسبه قرار مىگیرد، در نامه عملش كار خوبى مشاهده نمىشود، جز آن كه در معاملات و معاشرتهاى خود با مردم رعایت حال افراد فقیر و بىبضاعت را مىنمود و به غلامان خویش سفارش كرده بود كه اگر افرادى به من مدیونند اما بىبضاعت و تهىدست هستند، از آنان مطالبه طلب ننمایید و از حسابشان چشمپوشى كنید. آنها از مال دنیا دستشان خالى است، چیزى ندارند و نمىتوانند بدهى خویش را بپردازند." خداوند مىفرماید: من به ارفاق نسبت به افراد تهىدست و بىبضاعت از او شایستهتر هستم و به فرشتگان و مامورین حساب مىفرماید: "از وى بگذرید." یعنى هم اكنون این شخص با دست خالى در موقف حساب قرار گرفته و چیزى از اعمال خوب ندارد، شایسته است كه مشمول عفو و بخشش قرار گیرد. اگر خداوند اراده فرماید با مردم بر اساس عدل و داد رفتار نماید و تمام جزئیات كارهاى دوران عمر آنها را كه در پرونده اعمالشان ثبت شده با دقت مورد رسیدگى قرار دهد، هرگز از گرفتارى و عذاب رهایى نمىیابند و به فلاح و رستگارى نایل نمىگردند. آیا مىشود یك انسان، هر قدر هم از گفتار و رفتار خویش مراقبت شرعى نماید، تمام عمر را بدون لغزش بگذراند و از عفو و بخشش الهى بىنیاز باشد؟ قرآن شریف به این پرسش پاسخ مىگوید: "و لولا فضل الله علیكم و رحمته ما زكا منكم من احد ابدا(3)؛ "اگر فضل و رحمت الهى شامل حالتان نشود، هیچ یك از شما به پاكى و رستگارى نائل نخواهید شد."(4) پینوشتها: 1- صحیفه سجادیه ، دعاى یوم الاحد. 2- مجموعه ورام ، ج 1، ص 8. 3- سوره مباركه نور، آیه 21. 4- معاد از نظر روح و جسم ، ج 2، ص 326. برگرفته از حكایات منبر(مرحوم فلسفى)، محمد رحمتى شهرضا(با تصرف) تنظیم تبیان، هدهدی


