یکی بود، یکی نبود. روزهای آخر فصل زمستان بود. خورشید، گرم‌تر از همیشه، تابید و برف‌ها را آب کرد. صدای شرشر آب، همه جا پیچید. قورباغه صدای شرشر را شنید و قورقور کرد. شرشرشر. قورقورقور... پرنده، صدا را شنید و جیک جیک کرد.

پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۰:۰۰
آواز بهار
آواز بهار یکی بود، یکی نبود. روزهای آخر فصل زمستان بود. خورشید، گرم‌تر از همیشه، تابید و برف‌ها را آب کرد. صدای شرشر آب، همه جا پیچید. قورباغه صدای شرشر را شنید و قورقور کرد. " شرشرشر. قورقورقور... پرنده، صدا را شنید و جیک جیک کرد. " شرشرشر، قورقورقور، جیک جیک جیک ... دارکوب از لانه بیرون آمد. قورباغه گفت: «این آواز بهار است!» دارکوب خندید و به تنه‌ی درخت نوک زد: « تق تق تق » " شرشرشر، قورقورقور، جیک جیک جیک، تق تق تق... جیرجیرک روی شاخه بود که صداها را شنید و گفت: «وای! آواز بهار است.» و شروع کرد به جیرجیر کردن. " شرشرشر، قورقورقور، جیک جیک جیک، تق تق تق، جیرجیرجیر... همه شاد بودند و با آواز بهار می‌رقصیدند . ناگهان صدایی به گوش رسید. صدای، خرت خرت خرت . قورباغه گفت: «صدای کی بود؟» دارکوب گفت: «صدای چی بود؟» جیرجیرک گفت: «اینجا نبود!» پرنده گفت: «بالای درخت بود!» همین موقع سنجاب ، در حالی که خرت و خرت پوست گردو را می جوید از لانه بیرون آمد. دارکوب گفت: «سنجاب بیدار شد!» قورباغه گفت: «چون زمستان تمام شد!» سنجاب خندید و گفت: « آواز بهار را شنیدم، یکهُو از خواب پریدم!» همه خندیدند و دوباره جنگل پر شد از آواز بهار : شرشرشر، قورقورقور، جیک جیک جیک، تق تق تق، جیرجیرجیر، خرت خرت خرت، شرشرشر... دوست خردسالان تنظیم برای تبیان:خرازی ********************************* مطالب مرتبط خانه ی نو دوستت دارد بهار پیشی دماغ سوخته دندان مصنوعی پدربزرگ سوپ غاز وحشی شوخی قول بده منو نخوری درخت آهنی یکی از بستگان خدا نیایش رود

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها