در بازار نه چندان پرتب‌و تاب فانتزي‌هاي پرزرق‌و برق كه باوجود بهره‌گيري از مدرن‌ترين جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري و خوش‌آب‌و رنگ‌ترين صحنه‌هاي بصري افسون هميشگي‌شان ...

سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ - ۰۰:۰۰
اسطوره‌ها در سرزمين جادو
اسطوره‌ها در سرزمین جادو در بازار نه چندان پرتب‌و تاب فانتزی‌های پرزرق‌و برق كه باوجود بهره‌گیری از مدرن‌ترین جلوه‌های ویژه كامپیوتری و خوش‌آب‌و رنگ‌ترین صحنه‌های بصری افسون همیشگی‌شان را از دست داده‌اند، شاهزاده كاسپین بر پرده سینماهای جهان می‌تازد. این در حالی است كه تنها دو سال ونیم است كه از اكران شیر، جادوگر و كمدجادویی،‌قسمت قبلی وقایع‌نگاری نارنیا می‌گذرد. این اقتباس سینمایی كه دومین محصول مشترك والت‌دیزنی و والدن‌مدیا در این سری فیلم‌هاست از دومین رمان منتشر شده از این مجموعه هفت جلدی و به تعبیری ارباب حلقه‌های نوجوانان الهام گرفته است. بدون شك ریشه این تشابه انكارناپذیر را می‌توان تشابه جهان‌بینی سی.اس. لوئیس و تالكین خالق سه‌گانه حماسی پیروان حلقه، دوبرج و بازگشت پادشاه جست‌وجو كرد؛ قصه‌های جذابی كه به همت جكسن به مهم ترین اتفاقات سینمایی شروع هزاره سوم تبدیل شدند. در قسمت قبل پوسنی‌های كوچك از جنگ گریزان به خانه آرام و بی‌سروصدای پروفسور پناه آوردند. آنها از لابه‌لای لباس‌های كمد جادویی او به نارنیا قدم گذاشتند و سرگردان در این سرزمین خیالی با اتفاقات خطرناك و البته جالبی روبه‌رو شدند و... اما بعد از حدود سه سال با قیام شاهزاده جوان نارنیا برای بازستاندن میراث پدری از چنگ عموی شیطان صفتش بار دیگر به ورسیون جدید آدامسن احضار می‌شوند، غافل از آنكه از مدت‌كوتاه غیبت‌شان در نارنیا قرن‌ها گذشته، این سرزمین رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و عصر طلایی حكمرانی آنها پایان یافته است. قهرمانان ما درست به اندازه نخستین ملاقاتشان با فان‌ها در قلمرو دیو سپید حیران و سردرگم هستند. نه دیگر نشانی از موجودات جنگلی و لهجه غلیظ و آشنای بریتانیایی آنها می‌یابند و نه ردی از جادوگران زشت و افسون آنها! با تولد فرزندی جدید در خانواده تلمارین خطری بزرگ در كمین زندگی كاسپین است، شاه میراز كه عموی اوست درصدد برمی‌آید برای حفظ موقعیت‌اش تنها وارث تاج و تخت این سرزمین را از میان بردارد. كاسپین به قصد فرار راه جنگل را در پیش می‌گیرد و جز مركب به سلاحی مجهز است كه گفته می‌شود شیپور جادویی ملكه سندان است، هرگاه در آن بدمد نیروهایی برای كمك حاضر می‌شوند. در این تعقیب و گریز ماموران حكومتی و كاسپین، شاهزاده در جنگل با چند كوتوله روبه‌رو می‌شود و بی‌آنكه از نیت خیر آنها مطلع باشد شیپور جادویی‌اش را به صدا درمی‌آورد. صدای آن دیوارهای ایستگاه متروی لندن را فرو می‌ریزد و پوسنی‌هایی كه منتظر قطار بودند را بار دیگر راهی سرزمین جادویی نارنیا می‌كند. این قهرمانان كوچك كه قلعه‌شان را متروكه می‌بینند به كمك شاهزاده و كوتوله‌ها كه در محاصره ارتش تلمارین گرفتار شده‌اند می‌شتابند و با طرح نقشه‌ای دقیق سپاه دشمن را به مخفیگاه اصلان قصه قبل در زیرزمین می‌كشانند!‌ با وجود قربانی شدن نیمی از نیروهایشان و حتی ناكامی در كمك گرفتن از وردهای جادوگر سپید موفق می‌شوند كه در دوئل تن به تن میراز و پیتر شاه غاصب را هلاك كنند و...! كار روی فیلمنامه این اثر قبل از اكران شیر، جادوگر و كمد جادویی آغازشد، این تعجیل در كار روی سناریوی بعدی این امكان را فراهم می‌كرد تا قبل از آنكه هنرپیشگان برای نقش‌هایشان پیر شوند فیلمبرداری این قسمت آغاز شود. اندرو آدامسن كه می‌خواست فیلمش به مراتب تماشایی‌تر از كار قبلی شود یك سكانس اكشن را به داستان رمان اصلی افزود تا با خلق صحنه‌های جنگی ادعایش را در این زمینه زیادتر كند. قرار شد كه روی ظاهر نارنیایی‌ها بیشتر كار شود و هیاتی وحشی‌تر از قبل برایشان تعریف شود تا آنها هم به نوبه‌خود بر رنگ مایه تاریك‌تر این دنباله تاكید كنند. به نظر می‌رسد كه كارگردان در خلق صحنه‌های حماسی و جنگی از فیلم‌های اسپانیایی تاثیر پذیرفته است. به هر جهت این طرح در فوریه 2007 كلید خورد و فیلمبرداری آن در نیوزلند و بخش عمده آن در اروپای مركزی انجام شد. اكران جهانی شاهزاده كاسپین بازتاب گسترده‌ای داشت و نقدهای عمدتا مثبتی از تحلیلگران برجسته را روانه مطبوعات سینمایی كرد. تاد مك كارتی در ورایتی فیلم كارگردانی آدمسن را در مقایسه با اثر قبلی‌اش در این فرانك اش‌تاین قوی‌تر ارزیابی می‌كند و كار تازه او را واجد ارزش‌های قابل قبول سینمایی می‌داند. او جلوه‌های ویژه پیشرفته‌تر،‌ طراحی تولید برجسته و حسن سلیقه كارگردان را در انتخاب لوكیشن‌ها می‌ستاید و معتقد است كه پوسنی‌های جوان به لحاظ شخصیت‌پردازی قوی‌تر از فیلم قبلی هستند و اجرای هنرپیشگان آنها پخته‌تر! در این میان كاستلیتو چهره شاخص این گروه است كه با كاراكتر شرور و خبیثش به خوبی ارتباط برقرار كرده و سرسختی و سازش ناپذیری او را بی‌هیچ مبالغه‌ای منتقل می‌كند. منتقد هالیوود ریپورتر بیش از هرچیز برتاریك تر بودن شاهزاده كاسپین تاكید دارد و معتقد است كه فیلم به شدت از فقدان تم‌های عمیقی چون بی‌گناهی و معصومیت رنج می‌برد. او نقش‌آفرینی پیتر Dinklage را درخشان توصیف می‌كند و بر این باور است كه او بر كاراكتر محوری داستان كاسپین برتری یافته است. آلونسو دورالد با اشاره به تناقضات چشمگیر فیلم می‌گوید: لهجه قهرمانان انگلیسی است اما تلمارین‌ها هم به لحاظ ظاهر و هم به لحاظ آهنگ صدا مدیترانه‌ای هستند. انگلین ژورنال نیز وفاداری منطقی این اثر سینمایی را به عناصر ماجراجویانه در كتاب و بیان هنرمندانه آموزه‌های اخلاقی ومذهبی منطبق بر آن را از شاخص‌ترین ویژگی‌های فیلم برمی‌شمارد اما خاطر‌نشان می‌سازد كه فیلمنامه‌نویس‌ها در پرورش كاراكترها و القای حس و فضای اصلی قصه موفق نبوده‌اند. منتقد نیویورك تایمز نیز در خصوص این فیلم می‌نویسد: شاهزاده كاسپین تجلی قدرت لوئیس در شخصیت‌پردازی و احاطه او به ادبیات دوره رنسانس در مقام یك استاد و محقق ادبیات انگلیسی است. این‌بار پوسنی‌های او به جای آنكه قهرمانان یك فانتزی كودكانه باشند یك تراژدی ژاكوبی قرن شانزدهمی را می‌آفرینند. فیلم جدید ‌آدامسن اسیر نوعی تیرگی گریزناپذیر است؛ در قلعه‌ای تاریك در دل جنگلی تاریك مردانی با روح ناپاك و هیبتی جنگاور سیاه‌ترین نقشه‌های شیطانی را طرح می‌كنند. در ورسیون قبلی وقایع‌نگاری نارنیا آدامسن ایماژهایی كه مردم همواره از رب‌النوع‌های جنگل اساطیر روم در ذهن داشته‌اند را به كمك انیمیشن در مدیوم سینما آورده بود، اما در كار جدیدش نه تنها اثری از این موجودات تخیلی نیست بلكه آن را از حال و هوای شادتر حاكم بر فیلم قبلی نیز تهی ساخته است و تنها سایه سنگین یأس و سرخوردگی، قتل، خیانت و به طور كلی فضای تاثرانگیزی بر فیلم او احساس می‌شود. با این تفاسیر شاهزاده كاسپین به مراتب تاریك‌تر از شیر، جادوگر و كمد جادویی است؛ هم به لحاظ بصری و هم به لحاظ اندیشه حاكم بر داستان و روحیات و احساساتی كه برای شخصیت‌ها تعریف شده است، اما به طور كلی پذیرفتنی‌‌تر از كار قبلی است. هیاهوی صحنه‌های خشن جنگ و حضور پرتعداد سیاهی لشكرها می‌تواند بیننده‌های نوجوان را دچار سردرگمی ‌كند اما این قابلیت را دارد كه جوانان كنجكاو و جویای حقیقت را شیفته سیاست سازد. افكت‌های نسبتا محدود دیجیتال در بخش نخست فیلم این امكان را برای كارگردان و كارل والتر لنیدن لاب مدیر فیلمبرداری طرح فراهم می‌كند تا به سراغ چشم‌اندازهای بی‌نظیر نارنیا بروند و با روش‌های سنتی سینمایی مناظری چشم‌نواز از فضاهای باز در جنگل و خاكریزهای سنگلاخی تصویر كنند. آنها ما را به این واقعیت آگاه می‌سازند كه گرایش به ماوراء الطبیعه در اساطیر و افسانه‌ها در جادوی دنیای طبیعی و واقعی ما ریشه دارند. حتی حكایاتی كه از ماجراجویی قهرمانان نقل می‌شوند هرچند پرتخیل و شگفت‌انگیز می‌نمایند اما از معضلاتی كه قدرت و ظلم بشر و تضادهای زندگی او می‌آفرینند سرچشمه می‌گیرند. عنوان فیلم از نام شخصیت تازه وارد قصه، شاهزاده كاسپین گرفته شده اما منشأ انرژی دراماتیك آن نیروی خبیثی به نام میراز عموی كاسپین است كه نقش او را بازیگر توانای ایتالیایی سرجیوكاستلیتو با ابهت‌پوشالی یك قدرت به ظاهر برتر اما بدنهاد بازی می‌كند. دربار او به لانه افعی می‌ماند كه جز دورویی و پیمان‌های سست چیزی ندارد. در این فیلم كوتوله‌های عبوس و بهانه‌گیر و موش‌های ماجراجو و البته مبارز، قهرمانان آدامسن را یاری می‌كنند. درگیری دوگروه كه در مخفیگاه زیرزمینی سابق اصلان روی می‌دهد از تماشایی‌ترین صحنه‌های فیلم به شمار می‌رود. تلمارین‌ها جادوی كهنه نارنیا را محدود كرده‌اند و اهالی آن سرزمین راسركوب و اموالشان را توقیف كرده‌اند، اما نارنیایی‌ها سال ها با اعتقاد به افسانه‌های شاه‌ادموند، ملكه‌لوسی، ملكه سوزان وپیتربزرگ مقاومت و زندگی كرده‌اند. در بستر این حماسه نه چندان موفق جنگی نوعی رمانس كمرنگ عشقی هم میان شاهزاده و سوزان تعبیه شده ولی در واقع این اثر اساسا جنگی است. روی سكانس‌های جنگی آن در محوطه باز قلعه و علفزار پهناور خیلی كارشده و تلاش شده كه به لحاظ بصری به واقعیت نزدیك باشد و به همین خاطر هزینه‌های زیادی را برای سازندگان خود در پی داشته است. صدای رعد‌آسای سم اسب‌ها و ردو بدل شدن تیرها با موسیقی هیجان انگیز هری‌ گركسون و ویلیامز در هم می‌آمیزد، اوج می‌گیرد و مخاطب را بیشتر تحت تاثیر قرار می‌دهد. تماشای این صحنه‌های جذاب برای تماشاگر خالی از لطف نیست، اما به هر جهت آدامسن را گرفتار همان ریسك یك نواختی و تكرار ملال‌آور مكررات می‌كند؛ چیزی كه برخلاف ادعایش نتوانسته كاملا بر آن فائق آید، هرچند كه او و سناریست‌هایش كرستیوفر مارگوس و استفن مك‌دیلی كوشیده‌‌اند تا فیلمنامه را با دیالوگ‌های نغز و شوخ‌طبعانه خود غنی سازند. از این‌رو توانسته‌اند ریتم كند قصه را جبران سازند و آن را از اواسط فیلم سیال‌تر به پایان برسانند. به نظر می‌رسد كه كاراكترهای خواهر وبرادرهای پوسنی كه اشتیاق و تحرك نوسانات روحی و كودكانه‌شان به نخستین فیلم نارنیا پیچیدگی‌های روان شناختی بخشیده بود تقویت شده‌اند، با این تفاوت كه این‌بار كمی دور از ذهن‌تر و بهتر از واقعیت‌ نشان می‌دهند. عناصر قهرمانانه در آنها تقویت شده‌اند و گویی از همان ابتدا برای صحنه‌های اكشن خلق شده بودند. با این اوصاف محوریت قصه روی كاراكتر شاهزاده جوان است و از آنها جز بچه‌هایی شجاع با احساساتی لطیف و كودكانه كه برای كمك آمده‌اند چیزی نمی‌گویند.فیلم از بار تمثیل و نمادپردازی لوئیس در ماخذ اصلی كاسته است و به نظر می‌رسد كه افزودن سكانس اكشن و تلاش برای پروراندن آن، جذابیت‌ها و بداعت داستان اصلی را تحت‌الشعاع قرار داده است. معمولا حكایات خیر و شر كه در سرزمین‌های جادویی تصویر می‌شوند را موجودات تخیلی و اسطوره‌ای پیش می‌برند كه قادرند با قدرت افسون آن سرزمین بازی كنند و آن را باطل یا تقویت سازند. به هر حال قهرمانان كوچك ما این فرصت را دارند كه بین اپیزود به لندن بازگردند، اما سینماروها نمی‌توانند و نمی‌خواهند كه سرزمین نارنیا را ترك گویند. منبع : همشهری

پربازدیدها

پربحث‌ها