فیلم سینمایی "لیلی با من است" ساخته کمال تبریزی اولین کمدی دفاع مقدسی سینمای ایران است که به مدد قالب و پرداخت مناسب و البته هوشمندی سازنده‌اش می‌تواند مفاهیم معنایی را نیز عمق ببخشد ...

دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۰:۰۰
نخستین تجربه کمدی در ژانر دفاع مقدس
نخستین تجربه کمدی در ژانر دفاع مقدس نگاهی به "لیلی با من است" فیلم سینمایی "لیلی با من است" ساخته کمال تبریزی اولین کمدی دفاع مقدسی سینمای ایران است که به مدد قالب و پرداخت مناسب و البته هوشمندی سازنده‌اش می‌تواند مفاهیم معنایی را نیز عمق ببخشد. تبریزی کمدی نمونه‌وار "لیلی با من است" را زمانی ساخت که هر چند دهه 60 و نگاه حماسی به جنگ پایان گرفته بود، ولی هنوز کسی جسارت شوخی با این بستر تاریخی را پیدا نکرده بود و به نوعی انجام آن هم از عهده هر کسی هم برنمی‌آمد. تبریزی به عنوان فیلمسازی جوان و البته خودی که سابقه سینمایی‌اش می‌توانست تعهد او را به حریم و حرمت‌های حیطه دفاع مقدس اثبات کند، با این پیشزمینه گام تاریخی خود را در سینمای ایران برداشت. او در دومین مرحله سراغ یک نویسنده مستقل رفت که البته این کار نقطه اوج کارنامه‌اش باقی ماند و تبریزی توجه ویژه به نگارش و پرداخت فیلمنامه را به شکلی تخصصی در آثار بعدی خود هم پی گرفت. رضا مقصودی در حالی همکاری با وی در امر نگارش را آغاز کرد که بسیاری از خطوط و حد و مرز شوخی‌های ممکن با این حیطه از سوی کارگردان مشخص بود و در واقع مکمل شدن آنها در امر نوشتن به نوعی دو مقوله دیدگاه و فن را در کنار هم قرار داده و به اوجی تکرارنشدنی رساند. "لیلی با من است" با توجه به اینکه در سال‌های آغاز دهه 70 شکل گرفت، ولی به جهت فاصله گرفتن از مقطع انقلاب نیاز به ورود به سطحی جدید را در فیلم‌های دفاع مقدسی نیز برآورده کرد. نیازی که هوشمندانه به آن پرداخته شد تا این گونه سینمایی که می‌توانست تخت و بی تغییر به مسیر خود ادامه دهد، هوایی تازه استنشاق کند. هر چند هوای تازه با فضای کمدی خود به خود شبهه برانگیز بود و مخاطرات خاص خود را داشت، ولی فضای اطمینانی که تبریزی و نویسنده‌اش ایجاد کردند، نشان داد که با ایجاد یک فضای باز می‌توان افق‌های پیش رو را احیا کرد. در واقع کمدی محملی است که کمک می‌کند با شکستن فضای تخت و یکنواخت جبهه و مردانش، فرصتی برای پرداختن به مفاهیمی فراهم شود که با وجود ملموس بودن هیچوقت فرصت حضور نیافته بودند. در واقع رفتار باور پذیر ترس از جنگ و جبهه و شهادت، یکی از مفاهیمی است که تصویری در سینمای ایران نداشت و در واقع با رویکردی یکسویه همواره کاراکترهای نمایشی خودخواسته به استقبال مرگ و شهادت می‌رفتند. هر چند این وجه خلاف واقع نیست ولی عمومیتی همه‌شمول هم ندارد و یکی از دلایل مورد توجه قرار گرفتن فیلم در همین ارجاع دادن به رفتارهایی بود که گرچه وجهه بیرونی خوشایندی در زمان جنگ نداشت، ولی وجود داشت. صادق (پرویز پرستویی) فیلمبرداری است که از همان ابتدا درباره ترسو بودن و نگرانی‌اش بابت رفتن به جبهه کد داده می‌شود و مسیر به گونه‌ای طراحی شده که او برخلاف میل قلبی‌، یک مسیر از پیش تعیین شده را برای رسیدن به موقعیتی حتی جلوتر از خط مقدم طی کند! در این میان آنچه مسیر چیده شده و نمایشی برای تحول صادق را باورپذیر و در بافت کلی فیلم جای می‌دهد، رویکرد معنایی است که در بطن فیلم رسوخ کرده است. مفاهیم معنایی و ماورایی هر گاه در فضایی جدی و واقعی طرح و بسط پیدا می‌کنند، خواه ناخواه لحن فیلم را تحت تأثیر قرار داده و وجهی از شعارگونگی پیدا می‌کنند. در "لیلی با من است" قالب کمدی و طنز جاری در فیلم کمک می‌کند که این معنویت و ارتباط ظریف معنایی تصویری غیر شعاری و ملموس پیدا کند و آنچه در ذهن مخاطب می‌ماند همان ارتباط دلی بنده و معبود باشد که بر مسیری متکی بر نشانه‌ها پیش می‌رود. در واقع فیلم را می‌توان بسط دراماتیک همین بیت شعر دانست که نام فیلم از آن وام گرفته شده (اگر با من نبودش هیچ میلی / چرا ظرف مرا بشکسته لیلی). در طول فیلم با ایجاد کدهایی رفتاری و تصویری برای قوام پیدا کردن رابطه صادق با خدایش، به تدریج طی این طریق بدل به مسیری نمایشی برای تغییر شخصیت می‌شود. رسیدن به سکانسی که صادق خودخواسته در موقعیتی بحرانی آر پی جی را روی شانه گذاشته و شلیک می‌کند با توجه به پیشینه این شخصیت نیاز به یک چینش از پیش تعیین شده دارد که تنها به مدد طراحی خاص فیلمنامه امکانپذیر شده است. فیلمنامه‌ای که با ظرافت در پرداخت یکی از آثار ماندگار سینمای ایران را در رویکرد به دفاع مقدس، کمدی، بازیگری و ... رقم می‌زند و در عین حال نقدی ظریف را به سویه‌های پنهان و چه بسا باب شده میان این قشر خاص وارد می‌کند. فیلم سینمایی "لیلی با من است" به نویسندگی و کارگردانی کمال تبریزی جمعه سوم خرداد ساعت 22:30 در قالب برنامه 100 فیلم از شبکه سه پخش شد. پرویز پرستویی، محمود عزیزی، شهره لرستانی و رحمان باقریان در این فیلم 80 دقیقه‌ای بازی کرده‌اند که تولید سال 1374 است. پرستویی نقش صادق فیلمبردار تلویزیون را بازی می‌کند که به دلیل مشکلات مالی نیاز به وام دارد. او با وجود ترس از حضور در مناطق جنگی تصمیم می‌گیرد برای دریافت وام مورد نیازش به جبهه برود و ... پرستویی برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد چهاردهمین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد و تبریزی نیز سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را برد. "مهر مادری"، "گاهی به آسمان نگاه کن"، "مارمولک"، "یک تکه نان" از دیگر ساخته‌های تبریزی است که پارسال فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" را در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر داشت و این روزها مشغول تولید پروژه سینمایی "پاداش" است. مجموعه "شهریار" هم به کارگردانی تبریزی از شبکه دو پخش شد. منبع : مهر

پربازدیدها

پربحث‌ها