گونه شناسی گردشگری و گردشگران
در حیطه گردشگری گونه های فراوانی از گردشگری و وضعیت هایی که در آن گردشگری شکل می گیرد، وجود دارد. درک این مطلب منجر به مجموعهای از تلاش ها برای تعریف ساختارهای جایگزین گردشگری و گونه شناسی مطبقه بندی های متفاوت گردشگری شده است. فواید گونه شناسی گردشگران و گردشگری آن است که به ما این اجازه را می دهد که به ابعاد مهم این فعالیت و فع الیت های مکمل آن ها پی ببریم.
توافق و اجماع نظر میان نظریه های به ظاهر متضادی که درباره انگیزه های گردشگری بیان شده است، امکان پذیر نخواهد شد مگر زمانی که این مسئله محرز شود که به طور همزمان تمایلات و دلایل متفاوتی برای گردشگری می تواند وجود داشته باشد. یکی از مشکلات مطالعاتی که به دنبال تفکیک نکات مشترک در الگوهای گردشگری هستند، پیچیدگی دنیای واقعی گردشگری است. این پیچیدگی باعث ایجاد طیفی از انگیزه ها و رفتارهایی می شود که در برخی از موارد ممکن است در گروه های مشابه و یا حتی در یک فرد به طور هم زمان وجود داشته باشند و آثار و اهمیت آن ها بسته به وضعیت های مختلف می تواند متفاوت باشد.
در حیطه گردشگری گونه های فراوانی از گردشگری و وضعیت هایی که در آن گردشگری شکل می گیرد، وجود دارد. درک این مطلب منجر به مجموعهای از تلاش ها برای تعریف ساختارهای جایگزین گردشگری و گونه شناسی مطبقه بندی های متفاوت گردشگری شده است. فواید گونه شناسی گردشگران و گردشگری آن است که به ما این اجازه را می دهد که به ابعاد مهم این فعالیت و فع الیت های مکمل آن ها پی ببریم. به طور مشخص تجزیه و تحلیل گونه شناسی به ما در فهم مطالب زیر کمک می کند:
• تشخیص انواع مختلف گردشگری (برای مثال گردشگری تفریحی، یا گردشگری تجاری)
• تشخیص انواع متفاوت گردشگر (برای مثال گردشگران انبوه سازماندهی شده، مسافرین مستقل یا جستجوگران تنها)
• پیش بینی انگیزه های متفاوت سفر
• گوناگونی نتایج و آثار ایجاد شده در مناطق میزبان متناسب با انگیزه و تنوع سفر
• تفاوت های ساختاری عناصر سیستم گردشگری (برای مثال اقامت، سفر و سرگرمی) که ناشی از گروه های مختلف گردشگر است.
به طور معمول در تلاش هایی که برای طبقه بندی گردشگری صورت می گیرد از فعالیتی اصلی که سفر به خاطر آن صورت می گیرد به عنوان مبنایی برای تعریف سایر زیرگروه های سفر استفاده می شود. بنابراین ممکن است ما تمایزات مهمی میان گردشگری تفریحی و گردشگری تجاری قایل شویم. در هر حال واضح است که مردم برای سلامتی و برخورداری از خدمات درمانی، به دلایل تحصیلی، اجتماعی و یا به منظور زیارت و اهداف مذهبی نیز سفر می کنند. به علاوه، اکثر این گروه های اصلی را می توان به زیرگروه هایی نیز تقسیم نمود. به عنوان نمونه در گروه گردشگران تفریحی شاید بخواهیم بین گروه های متناظر مدرن – امروزین که برای آشنایی با یک فرهنگ خارجی، تاریخ و میراث فرهنگی جدید سفر می کنند و گردشگران گراندتورها و آنانی که فقط در کنار استخر به استراحت می پردازند و گروهی که با بی تفاوتی به مشاهده مناظر اطراف می پردازند، تمایز قایل شویم.
گونه شناسی متعددی از گردشگران وجود دارد، اما اگر به جوهره یا اصل آن ها برگردیم، ممکن است بتوانیم آن را در طرح کلی ذیل خلاصه کنیم که در آن چهار گونه گردشگر قابل تشخیص است:
1. گردشگران انبوه سازماندهی شده:
این دسته از افراد به مقصدهایی سفر می کنند که با آن بیشتر آشنا هستند تا این که برای آن ها جدید و بیگانه باشد. این آشنایی غالباًاز طریق تجربه قبلی، شنیدن تجارب دیگران و یا از طریق وسایل ارتباط جمعی به دست آمده است. به عنوان مثال برای گردشگران انگلیسی که به سواحل مدیترانهای اسپانیا سفر می کنند نوعی احساس آشنایی و نزدیکی در نتیجه ماهیت کالا ئو خدمات ارائه شده در مقصد از قبیل عرضه چای، نوشیدنی های انگلیسی، ماهی و چیپس تقویت و ایجاد می شود. گردشگری انبوه، شدیداً به زیرساخت های صنعت گردشگری به منظور ا رائه یک سفر سازماندهی شده با قیمتی رقابتی و رفع حداقل ا حتیاجات سازمانی گردشگر وابسته است.
2. گردشگران انفرادی یا گردشگران انبوه در گروه های کوچک
در این بخش، گردشگران ممکن است تا حدودی به زیرساخت های گردشگری انبوه، برای تدارک برخی از اجزاء، مجموعه گردشگری، به خصوص حمل و نقل و اقامت وابسته باشند، ولی بخش اعظم سفر را به میل خود سازماندهی می کنند. به نظر می رسد که تجاربی که کسب می شوند، غالباً تجاربی آشنا هستند ولی عناصری از اکتشاف و جستجوگری را نیز به همراه دارند. این بخش احتمالاً گردشگران تجرای را در کنار گردشگران تفریحی دربرمی گیرد و به احتمال زیاد فعالیت هایی از قبیل گردشگری فرهنگی و تحصیلی را نیز در خود جای می دهد.
3. مسافران تنها و جستجوگران
در این شکل از گردشگری ، بر خواسته ها و تمایلات گردشگر در سازماندهی سفر تاکید زیادی می شود و این دسته از مردم معمولاً در جستجوی چیزهای تازه و تجاربی هستند که در گردشگری انبوه وجود ندارد. بنابراین تعامل و ارتباط با جامعه میزبان اهمیت بیشتری خواهد داشت. همچنین ممکمن است مردمی که با اهدافی بسیار ویژه سفر می کنند در این بخش حضور بیشتری داشته باشند. در این جا نیز هنوز مختصر وابستگی به عناصر صنعت گرشگری وجود دارد. رزرو وسیه حمل و نقل و محل اقامت پررنگترین نقطه این ارتباط و ابستگی است.
4. گردشگران بدون مقصد (سرگردانی)
برخی از نویسندگان از گروه چهارمی از گردشگران نام بردهاند که احتمالاًبه هیچ رو خود را گردشگر به مفهوم معمول و مرسوم آن نمیدانند. این ها به تنهایی برنامه سفر خود را ریختهاند، از سایر گردشگران دوری می کنند و خواهان غرق شدن در فرهنگ و سیستم جامعه میزبان هستند. مردمی که به این شکل از گردشگری می پردازند، پیشگامان هستند و شامل اولین مسافرینی هستند که به مناطق ناآشنا، بکر و دست نخورده می روند.