چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
تنوع گویشی و آیینی در گیلان «بخش چهارم»
تنوع گویشی و آیینی در گیلان «بخش چهارم» گیلان سرزمینی با تنوع قومی و گویشی است و با اینكه از نظر وسعت جغرافیایی از كوچك‌ترین استان‌های كشور است، گوناگونی و تنوع فرهنگی در آن بیش از هر جای دیگر ایران دیده می‌شود. زبان (گویش) دیلمی زبان دیلمی زبان مردم کوهستان جنوب گیلان است. که نام‌های مختلفی بر آن نهاده شده است. به نظر نگارنده این همان گویشی است که امروز اهالی خود گیلان به آن گالشی می‌گویند که سراسر کوهستانهای جنوب گیلان تا بخشهایی از مازندران را دربرمی‌گیرد. دیلمان که امروزه به شهر یا دهستان کوچکی در کوههای سیاهکل لاهیجان اطلاق می‌شود و بسیار صعب‌العبور اما دیدنی و شگرف است در قدیم به مناطق بسیار وسیعی اطلاق می‌شد. قبل و حتی پس از اسلام دیلمان از غرب گیلان تا بابل مازندران (به عنوان دروازه دیلمان) و از جنوب تا قزوین گسترش داشت. بسیاری از مناطق کوهستانی و روستایی قزوین و اطراف آن تا خود گیلان به زبان‌های تاتی و شبیه آن سخن می‌گویند که برای گیلک زبان‌ها بسیار قابل فهم است. در واقع این گویش‌ها باقی مانده گویش‌ها و زبان‌های پهلوی و باستانی ایران است كه به دلیل دوری از تهاجمات و وقایع سیاسی قرن‌های قبل کمی دست نخورده‌تر بوده و یادگارهای آن زبان‌های کهن را به ما رسانده است. دیلمی: به اصالت این زبان برمی‌گردد. کل گستره این زبان در زمان‌های گذشته دروازه دیلم نامیده می‌شد که از کوه درفک تا بابل را در بر می‌گرفت. در اصطلاح کنونی به این سرزمین که غالبا کوهستانی است دیلمستان گفته می‌شد. نام دیلمستان در تاریخ بسیار پرآوازه است. چرا که علاوه بر آن که در تاریخ بسیار سرنوشت‌ساز بوده‌اند. به جهت داشتن سربازان و نگهبانان قوی زبان‌زد بود. در قدیم هم دیلم مساوی با نگهبان و سرباز بکار رفته است که در شعر شاعران زیادی از جمله خاقانی و مسعود سعد سلمان دیده می‌شود. تاتی: تاتی را نام دیگر زبان دیلمی دانسته‌اند. مادی: پرفسور احسان‌یار شاطر این زبان را به نام باستانی آن یعنی مادی می‌داند. امروزه زبان دیلمی از شمال سراوان رشت، از جنوب تا الموت قزوین، از شرق تا دیلمان خورگام، اشکور و کوههای مازندران و از غرب تا کوههای تالش گسترده است. زبان دیلمی در مناطق دیلمان و اشکور به علت مراودات چندین ساله مردم با مناطق جلگه‌ای و گیلک‌نشین لهجه گیلکی به خود گرفته است و همین در مناطق دیلم‌نشین مازندران هم دیده می‌شود. وجود زبان‌های تاتی، آذری، دیلمی، گالشی، تالشی با نام‌ها متفاوت دیگر نشان از این واقعیت دارد. این گویش‌ها یا زبان‌ها در مناطق وسیعی از آذربایجان تا مناطق مرکزی، شمالی و سواحل خزر و کوهستانها وجود داشته و بازمانده زبان‌های بومی ایرانی، پهلوی و باستان بوده که در مناطق کوهستانی به دلیل امکان تجاوز کمتر دست نخورده‌تر باقی مانده اما زبان آذری متأسفانه از این مزیت برخوردار نگردید. تهاجمات ترکان، مغولان و سلسله‌هایی که بزرگترین مشخصه آنها زبان بیگانه بود و نیز به دلیل اینکه بمدت بیش از 1000 سال آذربایجان کانون سیاستگذاری‌های ایران بود زبان آذری را متأسفانه به نابودی کشاند به سختی می‌توان در مناطق دورافتاده نشانه‌ای از آن یافت ! اما زبان دیلمی از این نظر مصون بود و به دلیل دورافتادگی و کوهستانی بودن که امروز هم مشخصه زبان‌های کوهستانی است به همراه شاخه‌هایی از خود مثل تاتی، تالشی، گالشی و گیلکی باقی ماند و هنوز اندک اما نفس می‌کشد اگرچه در منطقه وسیعی از دیلمان لهجه گیلکی به خود گرفته است. سرزمین دیلمان زادگاه دانشمندان اسلامی چون سالار دیلمی بوده است و اما هرگز از طریق جنگ، اعراب نتوانستند بر این سرزمین غالب شوند. این علویان بودند که هنگامی که از جور عباسیان به آن مناطق پناه آوردند اسلام در قلب دیلمیان جای گرفت و بعدها سلسله دیلمیان خلیفه عباسی را مسحور کردند و با اینکه قدرتمندترین سلسله ایرانی پس از اسلام بودند خلیفه را خلع نکردند و وی را نکشتند. با گریزی مجدد به دوره قبل از اسلام می‌توان دید که تمدن دیلمان یار و همرزم پشتیبان هخامنشیان و اشکانیان بوده‌اند. شاهد مثال این ادعا دلاوری «وهرز» دیلمی و پسرش در جنگ ایران با یمن می‌باشد. قدرت پرتاب تیر و مهارت این سردار بزرگ ایران باعث کشته شدن شاه یمن از فاصله‌ای خیلی دور شد و ایران در اوائل جنگ پیروز شد. آیین‌های گیلانی بسیاری از آئین‌ها و آداب و رسومی که در فرهنگ آریایی وجود دارد و یا تحت تأثیر فرهنگ بومی ایرانی در سرتاسر ایران دارای شمول است در گیلان نیز وجود دارد، اما همین مراسم‌ها ممکن است در گیلان از ویژگی‌های خاص‌تری برخوردار باشد. مراسم نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده‌بدر، و مراسمات تعزیه‌خوانی و امثال آن در گیلان هم با شیوه‌های خاص خود برگزار می‌گردد. اما یک سری آئین‌ها در گیلان وجود داشته و یا دارد که تنها در این منطقه دیده می‌شود. در گیلان صورت‌های متفاوتی از نمایش سنتی وجود داشته و دارد که بعضی از آنها از قبیل: نمایشهای عروسکی، خیمه شب‌بازی و آینه تکم به‌طور اقتباسی از فرهنگ همسایه گرفته شده است. اما نمایشهای آهوچره، پیربابو (عروسی گوله) لال‌بازی و ورزش‌های سنتی نظیر کشتی گیله مردی، ورزا جنگ و بندبازی (لافندبازی) رکارهای یالانچی پهلوان دقیقا جنبه نمایشی داشته و ریشه در فرهنگ این مرز و بوم دارد.

پربازدیدها

پربحث‌ها