انواع مقرنس
در مساجد دوره سلجوقی، ترکیه و عثمانی، و قلعههای تابع آن که از سده ۱۳ آغاز میگردد این استلاکتیتها در رواقها و طاقها و نه تنها در ساختمانهای مذهبی که در سراها و زاویهها نیز به کار گرفته میشدند
در مساجد دوره سلجوقی، ترکیه و عثمانی، و قلعههای تابع آن که از سده ۱۳ آغاز میگردد این استلاکتیتها در رواقها و طاقها و نه تنها در ساختمانهای مذهبی که در سراها و زاویهها نیز به کار گرفته میشدند. این نوع اثر در مسجد علاءالدین در نجد و منارههای مزدوج مدرسه ارزة الروم دیده میشود. همچنین در آق مدرسه ۱۴۰۹ م و مسجد سبز ۱۴۲۱ م. در بورسا رواقهای مقرنس با چند استثناء جزو ویژگیهای مساجد بزرگ عثمانی به حساب نمیآید. بر عکس استلاکتیتها بصورت نواری در زیر بالکن منارها دیده میشود.
در معماری اندلسی و مغربی گنبدها مبدل به صورتی از مجموعههایی نظیر کندوهای عسل، تابع هندسه مربع و مستطیل گشتند که بر گرداگرد یک دایره میچرخیدند.
مقرنسها را از لحاظ شکل میتوان به ۴ دسته تقسیم کرد:
۱- مقرنسهای جلو آمده: مقرنسهایی را میگویند که مصالح آن از خود بناست؛ و در نهایت سادگی و بدون هیچ پیرایهای به صورت آجر یا گچی، انتهای سطوح خارجی نمای بیرون ساختمان را آرایش میدهند و استحکام آنها زیاد است.
۲- مقرنسهای روی هم قرار گرفته: این مقرنسها افزون بر مصالح به کار رفته اصلی بنا از مصالحی مانند گچ و آجر و سنگ که به بنا الحاق و اضافه شده ساخته میشوند و در سطوح داخل و خارج بنا به کار میروند. این مقرنسها بیشتر در چند ردیف (دو تا پنج یا بیشتر) روی هم قرار دارند و دارای ثبات متوسطی هستند.
۳- مقرنسهای معلق: شبیه همان منشورهای آهکی آویزان در غارها یا استلاکتیت بوده و بیشتر از چسباندن مواد مختلف چون گچ، سفال، کاشی و مانند آنها به سطوح مقعر داخل بنا شکل میگیرند. این نوع مقرنس آویزان به نظر میرسند و دارای ثبات کمی میباشند.
۴- مقرنسهای لانه زنبوری: چنانکه از نام آن پیداست، شبیه لانه زنبور هستند و در مجموع مانند کندوهای کوچک بر روی هم قرار گرفته دیده میشوند. این دسته از مقرنسها تاحدی شبیه به مقرنسهای معلق هستند.
مقرنسها به دو سبک اجرا میشوند در هر مقرنس از پایین به بالا عناصر ریزتر و کوچکتر میشوند. مقرنس در نقاط مختلفی در سرستونها و گلوئیها و کتیبهها و چشمهطاقها کار میشود.
نامگذاری مقرنس بر اساس محل ساخت آن است، مثل مقرنس چشمهطاق گلوئی، کتیبه و مقرنس سرستون. در مورد چشمهطاق چون در قوسها و طاقیها کار میشود، مقرنس قوس هم دارد بهر حال آنچه در همهٔ این انواع مشترک است، عناصر سازندهٔ آن است که بنا بر اصطلاح سنتی آلت مینامند که مهمترین آنها عبارت اند از: شاپرک، طاس، تخته، شمسه عرقچین، شمسه تخته قطارتی، چهار لنگهٔ منتظم و…
آلات نامبرده جزء آلات مشترکند ولی بعضی از انواع وجود دارند که فقط با مصالح گچ یا آینه یا آجر بهکار میروند و استفاده از آنها با مصالح دیگر مجاز نیست. این آلات همگی هنگام کار روی یک نقشه پیاده گردند و مهمترین و کاربردیترین آنها ترکیب طاسهٔ نیم شش (شش ضلعی) با دو شاپرک است.
برای مرحلهٔ ساخت باید ابتدا آن را در خارج بنا بصورت تخته تخته درست کرد تا هم در وقت و زمان اجرای کار صرفهجویی شود و هم خطر ریزش آن کمتر گردد، پس از نسب هر تخته و محکم نمودن آنها با پشت کار تختهٔ دیگری نصب و برای تیغه ارتفاع بین دو تخته باید از تخته گچی نازک که قبلاً آماده میگردد استفاده کرد.
برای بستن تختهها باید از طنابی محکم ولی نسبتاً نازک بهنام طناب موئی که قلاب نامیده میشود استفاده کرد و پس از پوشیده شدن با گچ حکم ستون معلقی را برای جلوگیری از ریزش کار دارد و سپس کار اجرا میشود.


