سه‌شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
زیر لهجه ها و لهجه های وابسته به اصفهانی
زیر لهجه‌ها و لهجه‌های وابسته به اصفهانی مردم اصفهان به زبان فارسی و لهجه‌ی شیرین اصفهانی سخن می‌گویند . مردم اصفهان به زبان فارسی و لهجه‌ی شیرین اصفهانی سخن می‌گویند . از ویژگی‌های لهجه‌ی اصفهانی ، اضافه کردن حرف « س » به آخر واژگان است ، که به جای است ، گفته می‌شود . یهودیان به زبان عبری و ارمنی‌ها با خودشان به زبان ارمنی سخن می‌گویند . بختیاری‌های شهر اصفهان به گویش لری گفتگو می‌کنند . شماری از اصفهانی‌ها به زبان کنینانی ، که آمیخته‌ای از زبان فارسی پیشین و امروزی است ، سخن می‌گویند . زبان مردم جندق فارسی است ، مردم بعضی از روستاها ، چون خور ، گرمه ، خنج ، دادکین ، اردیب ، ایراج و فرخی دارای لهجه‌ی ویژه‌ای هستند و واژگان پهلوی در زبان آنان بسیار است . در شهر کاشان و پیرامون آن ، زبان فارسی در همه جا ، حتی در روستاهایی که گویش ویژه‌ای دارند دانسته می‌شود و در سخن گفتن به کار می‌رود . در بخش قمصر ، در روستاهای : برزک ، سادیان ، مرق ، کامو ، جوشقان قالی ، ارتجن ، آزاران ، پنداس ، نشلج ، تجره ، ... به گویش راجی / رایجی سخن گفته می‌شود . زبان مردم نایین ، ویژه‌ی مردم شهر نایین است . روستاهای پیرامون نایین و آبادی‌های دورتری ، مانند کوپا ، نارسنه ، که امروز به انارک سرشناس است ، لهجه‌های جداگانه دارند . اختلاف لهجه‌ی نارسنه با نایین زیاد نیست ، یعنی تنها آوای ادای واژگان ، اختلاف دارد ، و واژگان مشترک ، زیاد دارند . اختلاف لهجه‌ی مردم روستای کوپا با مردم شهر نایین نیز اندک است و از چند واژه بیشتر نمی‌شود ، به عنوان نمونه ، نایینی‌ها ، زن را « جن » می‌گویند ، در حالی که کوپایی‌ها ، زن را « جنجی » گویند . گویش خوری با ویژگی‌های خود ، با گویش‌های نایین و شهرک‌های پیرامون کاشان و اصفهان بستگی دارد و خود از گویش‌های مرکزی ایران است . خور به دلیل دور بودن از آبادی‌های بزرگ همسایه‌ی خود ، همانند جزیره‌ای در میان بیابان افتاده و از این رو گویش آن به گونه‌ی کهن بازمانده است ، به طوری که پاره‌ای از واژگان آن ، به گونه‌ی دوران هخامنشیان بازمانده است . گویش خوانساری ، انشانی ، دلیجانی ، و دیگر نیم زبانان ، که گویندگان آنها در گستره‌ی ایران ، تاجیکستان و افغانستان ، با تفاوت اندکی روان‌اند ، یکی از شاخه‌های زبان فارسی پهلوی بوده است ، ولی امروزه در اثر گسترش فارسی معمولی ، که فارسی دری آمیخته با واژگان عربی ، ترکی ، مغولی است ، اندک اندک فراموش می‌شود . از آن جا که خوانسار ، در پناه کوهستان بوده و راه‌های ارتباطی سختی داشته است ، کمتر در مسیر یورش دشمنان قرار گرفته و موجودیت فرهنگی خود را دست نخورده نگاهداشته است . خوانساری‌ها برای روان کردن گفتگو و برای این که منظور خود را با کمترین زحمت و زمان اندکی بیان کنند ، تلاش نموده‌اند که خود واژه و ترکیب‌های آنها را ، روان و کوتاه سازند . از این رو برخی واژگان را دگرگون ساخته‌اند . مانند : واتن گفتن به جای رفتن و واژگانی را هم از صدایی که شنیده می‌شود گرفته‌اند ، مانند : اشنیزه به جای عطسه و کوکو به جای سرفه . در واژگانی که امروزه عربی شده‌اند ، نام باستانی آنها به کار می‌رود . مانند : تیرون به جای تهران ، اسفون ، به جای اصفهان ، پریه یا پره به جای پریدن . نام‌های بلند عربی را کوتاه و روان بیان می‌کنند : زلعابدین به جای زین‌العابدین ، معیل ، به جای محمد اسماعیل و محمدلی ، به جای محمد علی . در ترکیب واژگان نیز ابتکاراتی به کار برده و از ریشه‌ی واژگان فراموش شده ، جمله‌هایی ساخته‌اند ، که برای بیان آنها در فارسی معمولی ، دو سه برابر واژه زمان به کار می‌رود ، مانند : کدبرانی ، یعنی از برای چه می‌خواهم یا به چه دردم می‌خورد ، یا چدگنا ، یعنی چه پیش آمدی برایت به وجود آمد . لهجه اصفهانی یکی از لهجه‌های زبان پارسی است. فارسی اصفهانی لهجه‌ای از فارسی معیار است که با آن تفاوت‌های آوایی، واژگانی و گهگاه ساخت‌واژه‌ای دارد. تفاوت لهجه اصفهانی با دیگر لهجه‌های زبان پارسی، هم در زیر و زبر آوایش واژه‌ها می‌باشد، و هم در آهنگ ادای جمله‌ها است. در لهجه اصفهانی، واژه‌هایی نیز بکار می‌رود که در دیگر لهجه‌ها کمتر بکار می‌روند و یا فراموش کرده‌اند>می‌رسید علی جناب، رضوان پورعصار. فرهنگ مردم اصفهان. لهجه کنونی مردم اصفهان بازمانده، دگرگون‌یافته و سائیدهٔ زبان پهلوی از دوره پارسی میانه می‌باشد. لهجه اصفهانی، به عنوان گونه محاوره‌ای ویژه مردمان اصفهان، از همان روزگار ساسانیان، در کنار زبان پهلوی (پارسیک) وجود داشته و پا به پای دیگر لهجه‌های پهلوی درگوشه و کنار سرزمین ایران و گویش‌های آغازین آنها، می‌بالیده‌است. در سده‌های نخست و دوم هجری، میان پارسی دری رایج در خراسان با پارسی رایج در مناطق مرکزی و جنوبی ایران برخی تفاوت‌های لهجه‌ای وجود داشته‌است. در پارسی رایج در خراسان وام‌واژه‌های پارتی بیشتر بوده و پارسی مناطق مرکزی و به ویژه جنوبی به پهلوی بیشتر همانندی داشته‌است به دلیل اینکه لهجه اصفهانی، از لهجه‌های مرکزی ایران می‌باشد، می‌توان گفت که اصفهانی گونه محاوره‌ای از پهلوی بوده که در اصفهان به آن سخن گفته می‌شده‌است.لهجه اصفهان کنونی علاوه بر لهجه خاص شهر اصفهان، لهجه‌های روستاهای اطراف آن از جمله وانشان، قهرود، کشه، زفره، سده، جرقویه، گز، محلات، گلپایگان، خوانسار، کاشان، مورچه خورت، دیگر گویش‌های روستایی این منطقه را شامل می‌شود. در محله‌های مختلف شهر اصفهان، بر اساس تفاوت‌های اجتماعی، تفاوت‌هایی در لهجه اصفهانی وجود دارد. همچنین مهاجرین استان‌های دیگر بویژه خوزستان باعث تغییرات و پیدایش زیر لهجه‌های اصفهانی شده‌اند. در اطراف شهر اصفهان رگه‌هایی از گویش‌های باستانی مانند پهلوی و اوستایی وجود دارد و در گفتار روزمره مردمان شهرهایی مانند سده، گز، مورچه خورت و جرقویه هنوز هم می‌توان بسیاری از واژه‌های پهلوی را یافت.

پربازدیدها

پربحث‌ها