برج لاجیم شهرستان سواد کوه
برج لاجیم بنایی تاریخی است که در شهرستان سواد کوه استان مازندران واقع است.
برج لاجیم بنایی تاریخی است که در شهرستان سواد کوه استان مازندران واقع است.
برج لاجیم در شمار آثار زمان تسلط آل زیار بر طبرستان در فاصله سالهای ۳۱۶ الی ۴۴۳ هجری قمری است.این بنای تاریخی در خارج از یک گنبد مخروطی ساده و ظریف پوشیده شده است که در داخل به حالت مدور تغییر شکل میدهد. ورودی این بنای آجری در سمت شرق است و پایه گنبد به وسیله یک ردیف طاقنما تزئین شده است. در کمربند زیر گنبد دو کتیبه به خط کوفی و پهلوی بر روی هم قرار گرفته است. این دو کتیبه بشکل زیبایی با آجرهای تراشخورده در زمینهای از گچ سفید نصب شدهاند کتیبه با خط کوفی نام کیا اسماعیل ابوالفوراس شهریار ابن عباس صاحب بنا و تاریخ ۴۱۳ هجری قمری را نشان میدهد.
اهمیت برج لاجیم مانند برج رسکت، بیشتر به دلیل دارا بودن کتیبه پهلوی در کنار کتیبه کوفی است. این امر نشان میدهد که در قرن پنجم هجری قمری در این قسمت از ایران، حکمرانان وقت علاوه بر توجه به هنر دوران قبل از اسلام به خط رایج در دوره حکومت شاهان ساسانی نیز اهمیت میدادهاند.در کتیبه کوفی نام و القاب صاحب مرقد خوانده میشود ولی نام سازنده آن مشخص نیست و تنها حدس و گمان و با توجه به قرینه اجزایی از کلمات باقی مانده میتوان بدان دست یافت.متن کتیبه چنین است:بسم الله الرحمن الرحیم. هذا قبر القیم الکیا الجلیل ابوالفوارس شهریار بن العباس بن شهریار مولی امیرالمؤمنین رحمه الله امر بینائه ... فی سنه ثلاث عشر و اربعمانه، عمل الحسن بن علی.
بنای برج لاجیم متعلق به حد فاصل میان سقوط نخستین سلسله باوندی و ظهور دومین سلسله این خاندان است. در این دوره هفتاد ساله، تمامی نواحی مازندران زیر تسلط آل زیار بود. ولی آنها بر کوهستانها تسلط نداشتند و بازندگان باوندیان منتظر فرصت بودند که املاک خود را باز پس گیرند.بر پایه روایات تاریخی منقول از ابن اسفندیار، در زمان حکومت آلب ارسلان در سالهای ۴۵۵ تا ۴۶۶ هجری قمری سپهبد قارن بن سرخاب تا اندازهای توانست که بر مازندران تسلط یابد و قدرت خاندان وشمگیر را به زوال بکشاند. محل اقامت حکام باوندی در کوهستانهای جنوب مقر قدیمی آنها یعنی شهر ساری بود. ولی مشخص نیست که ابوالفوراس شهریار در میان بزرگان باوندی دارای چه مقامی بوده است و با شهریار بن دارا که به دست وشمگیر کشته شد و نیز سرخاب بن شهریار و قارن بن سرخاب و حسام الدوله ابن قارن سر سلسله شعبه دوم باوندیه چه نسبتی داشته است.
برج لاجیم (مورخ 1022 م) محیط دایره بنا در قاعده ۲۶۸۰ سانتیمتر، قطر فضای داخلی ۵۴۷ سانتیمتر و پهنای ورودی آن ۱۱۲ سانتیمتر میباشد.آندره گدار در سال 1933 میلادی به ایران آمده و درباره ابنیه باستانی این کشور مطالبی تهیه و در هشت جلد منتشر کرد و از آن جمله در جلد اول کتاب خود ضمن انتشار عکس گنبد لاجیم و رسکت تحقیقات خود را در چند صفحه بدین شرح منتشر کرد : میزبان ما افلاطون نام دارد (افلاطون از خاندان لشکر که نوادگانش امروزه با شهرت هادی نژادلاجیمی در روستا سکونت دارند)مردی است هیزم شکن بلند قامت خشن و تنومند و بطوریکه در راه رفتن به برج رسکت خودم دیدم با خونسردی و تنها با یک تبر به شکار پلنگ می پردازد و اورا از پای در می آورد او از قلعه ای که در آنجاست چیزی نمیگوید به عقیده او برج مقبره امامزاده عبداله است که خدا میداند در چه زمانی می زیسته به هر حال انچه مسلم است این است که او مرد مقدسی بوده است چرا که پدر بزرگش هادی چنین حکایت کرده است که روزی گبری ها (در ان دوره و زبان تبرستان گبری به هر کسی که دینی غیر از اسلام داشت گفته میشد )قصد خراب کردن بنا را کردند و از پایین بنا جایی که هنوز آثار مرمت آن دیده می شود نمایان است شروع به تخریب بنا کردند و نزدیک ظهر برای استراحت به زیر یکی از درختان ازار مجاور (درخت آزاد) رفتند ولی زمین دهان بازکرد و آنها را بلعید با این حال چند سال پیش که سقف بنای امامزاده احتیاج به تعمیرات پیدا کرده بود ساکنین محل آجرهای مورد نیاز را از محلی که افلاطون به من نشان داد بدست آوردند در آنجا در لبه پرتگاه خندقی بود با دیواره های کاملا عمودی که حاکی از محل وجود یک دیوار قطور بود این دیوار که برای تعمیر بنا هرچه لازم بوده است برداشته اند به برج بسیار بزرگ مدوری متصل می شده است که با توجه به عظمت تپه ای که بر آن قرار گرفته بی شک ساختمان اصلی قلعه شاهی بوده است افلاطون به ما گفت که این یک دیوار قدیمی است و از پشته خاکی که بقایای دیوار را پوشانده معلوم بود که دیوار تا ورای تپه ادامه داشته و شبه جزیره مانند را دور میزده است در داخل این محوطه جا تل هایی از خاک وجود داشته که ثابت میکرد قلعه در حقیقت شهری بوده است با برج و باروی مستحکم اگر اشتباه نکنم این شهر در قلب جنگل و بدور از راهها و اجتماعات شهری پایگاه یک شاه و یا جایگاه امن امیری مخلوع با لشکریان ویژه بوده که در انتظار فرصت مناسب برای بازپس گیری ملک خود به سر می برده است برج که احتمالا مدفن این شاه یا امیر است عمارتی است مدور که از داخل سقفی گنبدی و از خارج سقفی مخروطی دارد یعنی به گونه معماری بسیار رایج که در صفحات شمالی ایران مدتهای مدید معمول بوده است در این روستای کنونی شهر مخفی یا پایگاه نظامی کهن سر عجیبی نهفته است.
جاده دسترسی به روستای لاجیم از شهر زیرآب آغاز میشود و پس از طی یک مسافت ۲۷ کیلومتری به سر گردنه مرتفعی میرسد که از طبیعت و ارتفاعات جنگلی خارج و به چمنزار و بوته زارهای زیبا بدل میگردد. در میان سبزه زاران وسیع و گسترده یک منطقه بدون پوشش بوتهای مانند شبهجزیرهای که از سه طرف به پرتگاههای عمیق مشرف است به چشم میخورد. در حاشیه پرتگاه در قدیم خندقی با دیوارهای عظیم وجود داشته است که احتمالاً قلعهای وسیع و پر اهمیت را تشکیل میداده است که برج مشهور لاجیم را در میان آن بنا کرده بودند.


