یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
تاریخ روستای كندوله در کرمانشاه
تاریخ روستای كندوله در کرمانشاه کندوله یکی از روستاهای هدف گردشگری در استان کرمانشاه است که قدمتی تاریخی و طبیعتی بکر و دیدنی دارد. با عنایت به احترام فراوانی كه برای ریش سفیدان و بزرگان كندوله قائلیم و با توجه به اطلاعاتی كه سینه به سینه از نسل های گذشته به نسل امروز رسیده است به دیدار یكی از عزیزان كندوله رفته و در خصوص تاریخ كندوله با او به گفتگو نشستیم كه حاصل این گفتگو تقدیم می گردد. مردم کندوله از قبل قشلاق نشین بوده اند که عبارت است از: 1- شمال به سنگ بانوان پشت روستای شریف آباد که آثارش بالای کوه دره قلاع مشخص است که قلعه ی عبدالملک مروان معروف است که در آنجا پادگان داشته و آثار خرابه اش معلوم است. 2-از مشرق جایی است به نام سلام خانی که آثار قشلاق نشینی درآن معلوم است. 3- تغه سوران ((توت قرمز)) که در جنوب آبادی کندوله معروف است آنجا اکنون مزارستان قدیمی پای امام زاده پیرافته است كه آثار زندگی گذشتگان دیده می شود. 4- کندوله بعد از قشلاق نشینی در زمان ساسانیان همبستگی اعلام نموده اند که در یک جا به نام کندوله کنونی سکنی گزیده اند و با هم فامیلی و دوستی برقرار نموده اند و با هم یکی شدند و متحد گردیده اند. 5- چون مردمی با دیانت بوده اند دین اسلام و مذهب شبعه اثنی اعشری داشته و دارند و متحد شدن آنها موجب دوستی مهاجرین و بومی ها شده و برادر وار با هم زندگی مشترکی را شروع و به پیشه باغداری و دامداری و کشاورزی مشغول گردیده اند و در كندوله درختانی مانند انگور، گردو، بادام، آلوزرد، آلوقندی، آلوچه ترش، هلو، شلیل، انار، انجیر، تمشک، درختان چنار، بید، صنوبر، سنجد، گل محمدی، گل بله زرد وجود دارد و مزارع گندم، جو، شبدر نیز دیده می شود و به لهجه هورامی زبان اشکانیان صحبت می کنند. در ضمن قدمت کندوله هم زمان با شهر قدیمی دینور بوده است. در زمان نادر شاه افشار سرهنگ الماس خان فرماندهی تیپ نادری در شهر سنندج بوده است با توپال پادشاه عثمانی در سر حد ایران و ترکیه درگیر شده است. اتفاقاً در همین جنگ الماس خان سوار بر اسب، در لحظه ای اسبش سکندری (تپق) می خورد و الماس خان که فرمانده تیپ و جلودارسپاه نادر بوده با پرچم آن زمان به زمین می خورد و پرچم به حالت واژگون شده، سربازان گمان می کنند که الماس خان کشته شده و یا شکست خورده و در همان موقع تیپ عقب نشینی می کند و بعداً به نادر گزارش می دهند که عامل این عقب نشینی سرهنگ الماس خان بوده است و عمداً پرچم را پایین آورده است. نادر از الماس خان بدبین و نسبت به او خشمگین و به شدت او را تنبیه می نماید و او را با خانواده اش به کندوله تبعید می نماید و وی در اینجا سکونت می گزیند و با مردم خونگرم کندوله انس می گیرد و به شغل شاعری به زبان هورامی و باغداری مشغول می شود و از فرزندان او سه دختر بوده است که به ازدواج سه نفر از افراد کندوله در می آیند. بعد از مدتی نادر پی می برد که سرداران وی به دلیل حسادت نسبت به سرهنگ الماس خان به خبر دروغ رسانده اند. نادر شاه از فرماندهان احوال وی را می پرسد که به کدام نقطه تبعید نموده اید. نادر موضوع را پیگیری و به کندوله می آید و او را احضار می نماید و سرهنگ به حضور نادر می آید و نادر او را مورد تفقد و دلجویی قرار می دهد. نادر به او می گوید که اکنون به سپاه برگردد و فرماندهی ارشد را به عهده بگیرد و او را به منصب فرماندهی بر می گزیند. الماس خان می گوید که بنده دیگر توانایی همراهی با سپاه شما را ندارم. نادر می گوید چرا این گونه سخن می گویید. سرهنگ می گوید از طرف آبادی شما مورد ظلم بسیار قرار گرفته ام، پس نادر می گوید وظیفه دیگری را به شما محول می نمایم و آن جمع آوری مالیات از منطقه کنگاور قدیم، دینور، بیلوار و کامیاران را به شما می سپارم كه به دربار بفرستید. الماس خان بیان می کند که من فعلاً در کندوله قوم و قبیله ای ندارم که پشتیبانم باشد. فردی شجاع در روستای همجوار می شناسم به نام فرهاد بگ که او هم توسط خسرو خان حاکم کردستان به اینجا (پریان) تبعید گردیده و سکونت دارد. اگر فرهاد بگ با بنده همراهی كند می توانیم از عهده این وظیفه بر آئیم. نادر دستور می دهد که فرهاد بگ را احضار و به وی پیشنهاد می نماید وی قبول می کند که الماس خان را یاری دهد و مشغول می شوند. الماس خان و فرهاد بیگ هر دو شجاع و مبارز بوده اند و فرهاد بگ تا آخر مرگ در خدمت الماس خان بوده و از وی جدا نشده است. ملاقات نادر و الماس خان در کندوله در محله معروف به آخوندهای کندوله در کنار جوی آب و یک درخت تنومند توت بوده است که نادر به درخت توت تکیه زده و با الماس خان گفتگو و صحبت نموده است. که این درخت تا چند سال پیش وجود داشت و بر اثر فرسودگی خشک و از بین رفته است. از آثار سرهنگ الماس خان به زبان کردی و هورامی کندوله ای 1- شاهنامه فردوسی 2- خسرو و شیرین 3- فلک ناز 4- هفت لشکر 5- خورشید خاور جمعاً حدود 22 جلد کتاب تاریخی و حماسی سروده و نوشته است و در همین دهستان کندوله به خاک سپرده شده است. روحش شاد و یادش گرامی باد. از نوه های دختری وی میرزا سبز علی نیز شاعر بوده و کتاب بهاریات و چندین کتاب شعر کردی سروده است. مردم کندوله همیشه سربازهای رشید و افسران سلحشور داشته اند و برای کشور جنگیده اند آزاده و مبارز بوده اند و زیر یوغ فئودالیسم و مالکین نرفته اند. همانند پیر ولی خان سلطان فاتح هرات و کلات كه نامش برده شده است، نامبرده در مرز عراق و ایران در آن زمان فرماندهی مرزبانی را به عهده داشته و برای دفاع از مملکت و ملت جان خود را از دست داده است و چون مردم کندوله از مرگ وی با خبر شده اند پیاده به آن سوی مرز رفته و پیکر او را تا دهستان کندوله تشییع و در مزارستان به خاک سپرده اند. بعد از مرگ پیر ولی سلطان منصب سلطانی وی به فرزنداش محمد خان سلطان می رسد توسط فرماندهی تیپ زنگنه وی در دوران مشروطه که آیت الله سید عبدالله بهبهانی که توسط حاکم وقت سلطنت قاجار به روستای قلعه بزه رود در جوار کندوله تبعید می گردد. مرحوم محمد خان سلطان فوراً به استقبال وی می آید و مراقبت و نگهداری او را به عهده می گیرد و همیشه به آن سید عالی مقام توجه نموده است و حضرت آیت الله بهبهانی در نامه ای او را مورد تقدیر و تشکر قرار داده که سند آن موجود است . کندوله مهد دانشمندان و قهرمانان بنام و روحانیون و اساتید قرآن و مفسران علوم دینی و صرف و نحو عربی و دارای مکتب خانه ها و هیئت تعزیه خوانی و عزاداری سالار شهیدان حسین (ع) از زمان عضدالدوله دیلمی تا کنون بوده است .

پربازدیدها

پربحث‌ها