نشست سریال «راه بی‌پایان» با حضور همایون اسعدیان كارگردان، مصطفی عزیزی تهیه‌كننده و علیرضا بذرافشان یكی از نویسندگان در تالار شهید حسن قریب خبرگزاری دانشجویان ایران برگزار شد ...

پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۶ - ۰۰:۰۰
«راه بی‌پایان» درحقیقت نوشته‌ی كارگردان است
«راه بی‌پایان» درحقیقت نوشته‌ی كارگردان است اسعدیان:سعی كردیم قصه خوبی نوشته شود عزیزی: مخاطب را تا پایان راه حفظ كردیم نشست سریال «راه بی‌پایان» با حضور همایون اسعدیان كارگردان، مصطفی عزیزی تهیه‌كننده و علیرضا بذرافشان یكی از نویسندگان در تالار شهید حسن قریب خبرگزاری دانشجویان ایران برگزار شد. *همایون اسعدیان ـ كارگردان «راه بی‌پایان»- در پاسخ به این پرسش ایسنا كه آیا وسواس شما در متن سریال از سابقه ی كاریتان در سینما نشأت می‌گیرد، گفت: این وسواس شاید ناشی از یك تجربه است و متن «راه بی‌پایان» پس از حدود پنج بار بازنویسی،به یك كار متوسط تبدیل شده است. بنابراین اگر این سریال خیلی به چشم می‌آید شاید به این دلیل پایین بودن سطح سریال‌های دیگراست و نه كیفیت «راه بی‌پایان» *بذرافشان ـ نویسنده متن اولیه «راه بی پایان» ـ درباره‌ی تاثیر مرگ شخصیت اصلی سریال در نیمه راه برمیزان مخاطب گفت: قصه‌ی«راه بی‌پایان» آن قدر جذاب بود كه پس از كشته شدن شخصیت توتونچی، از جذابیت سریال كم نشود.از سوی دیگر حذف یكی از شخصیت‌های اصلی در قسمت‌های میانی، بدون لطمه به اثر، اتفاق مهمی در فیلمنامه‌نویسی محسوب می‌شود كه در«راه بی پایان»رخ داد. *مصطفی عزیزی -تهیه كنندهی سریال«راه بی پایان»- گفت: در ساخت این سریال مواردی را اصل قرار دادیم كه در هیچ یك از آن‌ها دچار مشكل نشدیم. شاید سكانس‌هایی بود كه می‌ترسیدیم كه خواستار حذف آن شوند، ولی این اتفاق نمی‌افتاد. هیچ وقت ممیزی بر«راه بی‌پایان»اعمال نشد كه ما را با ساختار سریال دچار مشكل كند. *** تهیه كننده‌ی راه «بی‌پایان» درباره‌ی چگونگی تولید این مجموعه ی داستانی گفت: بعد از ساخت سریال «مسافر» كه درباره‌ی اعتیاد و آسیب‌شناسی آن بود و مسابقه‌ی «تلاش» برای شبكه اول، قرار شد كه درباره‌ی مسایل علمی جوانان به ویژه مخترعان، طرحی تهیه كنیم. در سال 81 طرح اولیه با موضوع درگیری فردی طرفدار تولید با شخصی خواستار تجارت ارایه شد. سپس قرار شد كه آقای بذرافشان فیلم‌نامه را بنویسد. آقای علی‌رضا افخمی نیز نظارت كیفی این سریال را بر عهده داشت. البته او بیش از یك ناظر كیفی درام را می‌شناسد. وی افزود: بذرافشان به همراه مهدی شیرزاد، متن سریال را در 26 قسمت به نگارش درآوردند. پس از نوشتن متن، بحث انتخاب كارگردان مطرح شد. البته از بزرگ‌ترین اشتباهاتی كه من در كار حرفه‌ای خود انجام دادم، انتخاب كارگردان این سریال، پس از نگارش فیلم‌نامه بود. هرچند كه درحال نوشته شدن فیلم‌نامه در جستجوی پیدا كردن كارگردان بودم، ولی یافت نمی‌شد. این تهیه‌كننده در ادامه گفت: زمانی كه آقای اسعدیان(كارگردان) آمدند، با خواندن متن، دیدگاه‌های خود را درباره‌ی آن مطرح كردند و معتقد بودند كه تغییراتی باید در فیلم‌نامه ایجاد شود. البته آن‌قدر او خوب بود كه ما بین انتخاب كارگردانی دیگر برای ساخت متن موجود و اصلاح كردن فیلم‌نامه، راه دوم را انتخاب كردیم. سپس جلسات طولانی را داشتیم. وی اضافه كرد: پس از مدتی آقای بذرافشان به سازندگان سریال «زیرزمین» پیوست و در زمان بحث ما درباره‌ی فیلم‌نامه «راه بی‌پایان»، «زیرزمین» ساخته و پخش شد. در واقع متن «راه بی‌پایان» به قلم اسعدیان و با همكاری شیرزاد بازنویسی شد. البته آقای بذرافشان هم از دور دستی بر آتش داشتند. عزیزی یادآور شد: پس از مطرح شدن لزوم ایجاد اصلاحاتی در متن از سوی اسعدیان، فكر كردیم كه در طول یك هفته‌ این اصلاحات انجام می‌شود و یك ماه دیگر تصویربرداری را آغاز می‌كنیم؛ ولی بازنویسی فیلم‌نامه یك سال كاری به طول انجامید و دست كم در 13 قسمت دوم تغییرات اساسی ایجاد شد و شخصیت‌هایی چون« شیرزاد» و«منیر»(با بازی محبوبه بیات) اضافه شد. *آیا وسواس كارگردانی «راه بی پایان» از كار در سینما نشأت می‌گیرد؟ همایون اسعدیان(كارگردان) در پاسخ به این پرسش ایسنا كه «آیا وسواس شما در متن سریال از سابقه‌ی كاریتان در سینما نشأت می‌گیرد؟» گفت: این وسواس شاید ناشی از یك تجربه است؛ متن «راه بی‌پایان» پس از حدود پنج بار بازنویسی، به یك كار متوسط تبدیل شده است. بنابراین اگر این سریال خیلی به چشم می‌آید شاید به این دلیل پایین بودن سطح سریال‌های دیگراست و نه كیفیت «راه بی‌پایان» . *متن اولیه «راه بی‌پایان» علیرضا بذرافشان (یكی از نویسندگان) درباره‌ی همكاری خود با «راه بی‌پایان» اظهار كرد: در سال 83 نگارش این سریال به من پیشنهاد شد. آن موقع حدود 15 قسمت آن نوشته شده بود. ایراداتی را شبكه سه به متن گرفته بود. متن نیاز به بازنویسی داشت كه آقای عزیزی مرا برای این كار دعوت كردند. پس از خواندن طرح و فیلم‌نامه یك سری دیدگاه‌ها داشتم و با جلساتی كه با آقای عزیزی برگزار كردیم، به این نتیجه رسیدیم كه هسته‌ی اصلی طرح را كه همانا بازگشت جوانی ایرانی از خارج به ایران برای انجام كار تولیدی محیرالعقول بود را حفظ كنیم. سپس با همكاری آقایان افخمی و شیرزاد شروع به انجام طراحی‌های جدیدی كردیم و متن سریال را تا سال 85 به پایان رساندیم. وی افزود: پس از ورود آقای اسعدیان به این سریال، او دیدگاه‌های مفصلی را بیان كرد كه برای عملی كردن نظرات كارگردان باید كار زیادی روی فیلم‌نامه می‌شد.اما این پروژه برای من تبدیل به كاری فرسایشی شده بود. البته حدود پنج ماه با اسعدیان جلساتی را برگزار كردیم تا نظرات او را تأمین كنیم كه آخرین آن‌ها به زمستان سال 85 باز می‌گردد. در این زمان من اجازه خواستم كه از پروژه «راه بی‌پایان» خارج شوم .اسعدیان بازنویسی را انجام داد. البته می‌توان گفت كه فیلم‌نامه، تقریباً به طور كامل دوباره نوشته شد. این نویسنده با اشاره به تغییرات اعمال شده گفت: علاوه بر اضافه شدن شخصیت‌هایی به این سریال، روابط بین شخصیت‌های داستان هم تغییرات زیادی كرد. قصه‌های فرعی نیز اضافه شد. مانند قصه «منیرخانم» (با بازی محبوبه بیات) و«شیرزاد». «تمدن» (با بازی حمید میهن‌دوست)نیز نقش بسیار پررنگی در نسخه‌ی بازنویسی شده به قلم اسعدیان پیدا كرد. در حقیقت آن‌چه كه از فیلم‌نامه نوشته شده از سوی ما به تصویر در آمد، كلیات قصه و یك سری از شخصیت‌هاست. مثل رابطه‌ی«ابوالحسنی»(با نقش آفرینی فرهاد اصلانی)و«توتونچی»(با بازی آتیلا پسیانی) .«منصور»( با بازی هومن سیدی)نیز تقریباً همان شخصیت دارد. البته اتفاق مهمی كه در قصه بازنویسی شده از سوی اسعدیان رخ داد و بر جذابیت سریال افزود، وجود عشق «غزل» (با بازی آزاده صمدی) و«منصور»پیش از شروع قصه بود. در حقیقت فیلم‌نامه «راه بی‌پایان» نوشته اسعدیان است و او لطف كرده است و نام ما را به عنوان نویسنده قید كرده است. از این كه نام من در این كار ثبت شده است، خیلی خوشحال هستم؛ البته اگر من می‌نوشتم بیشتر خوشحال می‌شدم. * «راه بی پایان»،رفتن بذرافشان و شخصیت‌های اسعدیان به گزارش ایسنا، همایون اسعدیان در ادامه‌ی نشست با توضیح این كه بذرافشان زمانی كه از ما جدا می‌شد به صراحت به ما گفت «من خسته شدم از بس كه روی این طرح كار كردم و چیز دیگری به ذهنم نمی‌رسد.» ادامه داد: بنابراین به علت پیشنهاد نگارش سریال دیگری «بذرافشان» از گروه «راه بی‌پایان» جدا نشد. وی افزود: اشكالی كه هم من و هم بذرافشان به آن واقف بودیم و آن را نمی‌توانستیم كاملاً رفع كنیم دوپاره بودن قصه بود. به‌گونه‌ای كه ماجرای«منصور» و كارگاه پروتز در یك سو و ماجرای« توتونچی» و درگیری او با «ابوالحسنی» در داستان دیگری قرار داشت. ما یك سال سعی كردیم كه این دو را به هم پیوند بزنیم و تا حدی در این كار موفق شدیم و خیلی توفیق پیدا نكردیم. در این شرایط شخصیت اصلی ما (منصور) كه قصه با او آغاز می‌شد، مقداری منفعل می‌شد كه این انفعال را هم كمی توانستیم از بین ببریم. كارگردان «راه بی‌پایان» اضافه كرد: پس از رفتن بذرافشان و زمانی كه من حس كردم كه این نقایص را خیلی نمی‌توانم رفع كنم، تلاش كردم كه قصه را از حالت تك قهرمانی خارج كنم، یعنی بار روایت داستان را از دوش یك نفر بردارم و چهار-پنج شخصیت هم‌زمان قصه را پیش ببرند كه هر كدام برای مخاطب جذابیت خاص خود را داشته باشند. وی با اشاره به قصه‌های فرعی در مجموعه ی «راه‌ بی‌پایان» تصریح كرد: این قصه‌ها كمك كرد كه ضعف موجود در كلیت فیلم‌نامه و انفعال شخصیت اصلی، برطرف شود. به گونه‌ای كه بیننده انتظار نداشته باشد كه یك نفر،محور تمام اتفاقات باشد. *پرداخت ناكافی برخی شخصیت‌ها اسعدیان درباره‌ی پرداخت ناكافی به برخی شخصیت‌ها مانند مینا(با بازی بیتاسحرخیز)تصریح كرد: ما شخصیت‌های زیادی وارد قصه‌ی سریال كردیم. اگر ادعا كنیم كه همه‌ی شخصیت‌ها را خوب پرداخت كرده‌ایم، حرف گزافه‌ای زده‌ایم. برخی شخصیت‌ها بهتر درآمده‌اند، بعضی متوسط و برخی ضعیف هستند. سعی‌ كرده‌ایم كه همه‌ی زوایای زندگی شخصیت‌ها را ببینیم، اما كم‌ترین میزان اطلاعات را درباره‌ی «تمدن» به مخاطب می‌دهیم؛ چرا كه فرصت نكردیم كه در فیلم‌نامه به آن بپردازیم. * نگرانی برای از دست رفتن دادن مخاطب و خروج بازیگران حرفه‌ای در ادامه‌ی نشست «راه بی پایان» همایون اسعدیان در مقام كارگردان در پاسخ به این پرسش خبرنگار ایسنا كه آیا از كاهش مخاطبان پس از خارج شدن نقش‌های هنرپیشه‌های حرفه‌ای نمی‌ترسید؟ اظهار كرد: ما به شدت نگران بودیم كه از قسمت 14 به بعد و با از دست دادن وزنه‌یی در سریال مثل آتیلا پسیانی كه نقش «توتونچی» را بازی می‌كرد، مخاطب قصه را تعقیب نكند؛ اما سریال چندان دچار افت نشد؛ چرا كه تلاش كردیم با طرح قصه‌ی جدیدی كه«شیرزاد» به وجود می‌آورد، تماشاگر را نگه داریم. مصطفی عزیزی با بیان این كه مخاطبان را تا پایان راه حفظ كردیم اظهار كرد: آمار مركز مطالعات و تحقیقات صدا و سیما هم افت مخاطب از قسمت 14 به بعد را نشان نمی‌دهد. علیرضا بذرافشان به عنوان یكی از نویسندگان درباره‌ی تاثیر مرگ «توتونچی» برمیزان مخاطب گفت: قصه‌ی«راه بی‌پایان» آن قدر جذاب بود كه پس از كشته شدن این شخصیت، از جذابیت سریال كم نشود.از سوی دیگرحذف یكی از شخصیت‌های اصلی در قسمت‌های میانی، بدون لطمه به اثر، اتفاق مهمی در فیلمنامه نویسی محسوب می‌شود كه در «راه بی پایان»رخ داد. تهیه‌كننده (عزیزی) نیز اظهار كرد:اگر«توتونچی»كشته نمی‌شد، او و «ابوالحسنی» شخصیت‌های اصلی بودند و «منصور» تا پایان در حاشیه قرار می‌گرفت. او در نهایت می‌توانست پشت سر«توتونچی» قرار بگیرد و كمی به او در مقابله با«ابوالحسنی» كمك كند. بنابراین« توتونچی» باید حذف می‌شد تا «منصور» رو در روی «ابوالحسنی» قرار گیرد. در نتیجه مرگ «توتونچی» ضرورت قصه بود. اسعدیان (كارگردان) در این باره گفت: ما چندان به مرگ«توتونچی» نپرداختیم و به عنوان مثال دو قسمت از سریال را به عزاداری نپرداختیم و سینه زنی در مجموعه راه نینداختیم. بلكه سعی كردیم در نیم قسمت و به سرعت از این ماجرا رد شویم و فوری داستان جدیدی مطرح كنیم. در واقع در مقابل شوك مرگ «توتونچی»، شوك جدیدی به مخاطب وارد كنیم كه همانا ادعای «شیرزاد»مبنی بر مالكیت طرح منصور بود. وی افزود: ذهن مخاطب با مطرح شدن یك قصه‌ی جدید، از مرگ «توتونچی» فاصله می‌ گرفت بنابراین با ایجاد درگیری برای «منصور» و رابطه‌ی عاطفی كه با«غزل» داشت، تلاش كردیم كه جلوی افت احتمالی مخاطب را بگیریم. با این حال هنگام پخش قسمت‌های دوازدهم و سیزدهم به شدت نگران بودم. *بازیگر قوی یا شخصیت قوی این كارگردان در ادامه گفت: زمانی یك بازیگر قوی در سریال وجود دارد و از دست دادن آن موجب نگرانی می‌شود. اما یك موقع نقشی قوی مثل «بهزاد توتونچی»وجود دارد كه بازیگر دیگری نیز می‌توانست آن را بازی كند .چرا كه موقع نوشتن فیلمنامه به بازیگر خاصی فكر نمی‌كردیم و به این موضوع توجه داشتیم كه با رفتن این نقش، چه اتفاقی ممكن است رخ دهد. آیا پس از این اتفاق قصه كشش لازم را دارد یا نه؟ بنابراین سعی كردیم قصه خوبی نوشته شود. وی با بیان این كه یك سال روی موارد مختلف فیلمنامه كار كردیم اظهار كرد: با حوادث مختلف فیلمنامه كلنجار رفتیم. حتی یك بار به تلویزیون اعلام كردیم كه«راه بی‌پایان» را نمی‌سازیم؛چرا كه فیلمنامه‌ی آن درست نمی‌شود. اسعدیان اضافه كرد:با پخش هر قسمت از سریال تن من می‌لرزید. می‌خواستم بفهمم ، مسایلی كه روی آن تكیه كرده بودیم، جواب داده است یا نه. از زمان آغاز پخش «راه بی پایان» بدترین دوران خود را در فاصله‌ی زمانی مرگ«توتونچی» و ورود«شیرزاد»گذراندم و سعی می‌ كردم كه از واكنش مردم آگاه شوم. *نقش‌های كوتاه و اهمیت آن‌ها در «راه بی‌پایان» همایون اسعدیان در بخش دیگری از نشست سریال «راه بی‌پایان»، درباره‌ی علت استفاده از مسعود كرامتی برای ایفای نقش كوتاه «دكتر نیك نظر» گفت: پیش از انتخاب شدن كرامتی، با بازیگران خیلی معروف‌تر از او برای ایفای نقش دكتر نیك نظر صحبت كرده بودیم. این نقش در دو یا سه قسمت حضور داشت و سكانس‌های مربوط به آن را فقط در سه روز تصویربرداری كرده بودیم، ولی «دكتر نیك نظر»، نقشی كلیدی و نقطه‌ی چرخش داستان بود كه تغییر مسیر زندگی«توتونچی» را موجب می‌شد. بنابراین بازیگری را نمی‌توانستیم انتخاب كنم كه احتمالاً نمی‌توانست از عهده‌ی آن برآید، چون این نقش باید در ذهن تماشاگر می‌ماند. اگر كرامتی یا بازیگری در حد او این نقش را بازی نمی‌كرد، امكان داشت كه به جای مرگ «توتونچی» از«نیك نظر» لطمه بخوریم. *فجیع‌ بودن صحنه‌ی مرگ و ممیزی تلویزیون كارگردان «راه بی پایان» در زمینه علت فجیع‌تر تصویر كردن صحنه‌ی مرگ«نیك نظر» نسبت به سكانس‌های مشابه در دیگر آثار تلویزیونی اظهار كرد: تلویزیون برخی از نماهای این بخش را حذف كرد. در هر صورت باید این صحنه به گونه‌یی تصویر می‌شد كه توتونچی را وحشت زده كند و او را به این فكربیندازد كه هر لحظه امكان دارد بلای مشابهی سر او بیاید. بنابراین اگر این صحنه به صورتی عادی به تصویر درمی‌آمد؛ وحشت لازم را برای توتونچی ایجاد نمی‌كرد تا او واكنش‌های بعدی را نشان دهد. *مهران رجبی و علت حضور شخصیت میكاییل در «راه بی‌پایان» به گزارش ایسنا، كارگردان در ادامه‌ی نشست «راه بی پایان» درباره علت گنجاندن شخصیت «میكائیل»( با بازی مهران رجبی) در فیلمنامه اظهار كرد: در زمان بچگی من، مستخدمانی در خانه‌ی ما كار می‌كردند كه به اصطلاح خانه‌زاد بودند. آنان به عضوی از خانواده تبدیل شده بودند و منافع خانواده را رعایت می‌كردند . اعضای خانواده نیز به این افراد اعتماد داشتند. این گونه افراد عموما بی‌سواد بودند اما به دركی تجربی از زندگی دست یافته بودند و خیلی مواقع اتفاقات اطراف خود را از بقیه بهترتحلیل می‌كردند.«میكائیل»نیز چنین شخصیتی بود كه توتونچی هم از او حساب می‌برد. چون می‌دانست كه حرف‌های «میكائیل»از سر دلسوزی است. از سوی دیگر به تجربه«میكائیل»ایمان داشت. كارگردان «راه بی‌پایان» اضافه كرد: میكائیل كاركردی حاشیه‌یی و آرام بخش برای خانواده‌ی «توتونچی»داشت واتفاقا نقاط كلیدی را مطرح می‌كرد. البته اگر«میكائیل»در قصه نبود هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. همان طور كه اگر خیلی از شخصیت‌ها را از قصه حذف كنیم، اتفاقی رخ نمی‌دهد. اما رنگ و لعاب قصه از دست می‌رود. به عنوان نمونه منشی«ابوالحسنی» شخصیتی بود كه امكان حذف آن وجود داشت. اما این كار موجب از بین بردن یكی از ویژگی‌های شخصیتی ( رنگ و لعاب)« ابوالحسنی» می‌شد. علیرضا بذرافشان در این باره گفت: میكائیل در قصه‌ی ما نیز طراحی شده بود. اما در بازنویسی مجدد شخصیت او پرداخت شد. به هر حال زمانی كه قرار است كه در میانه‌های سریال ،پدر یك دختر مجرد كشته شود در خانه‌ی بزرگی مانند منزل «توتونچی»،باید فردی هنگام ملاقات منصور و غزل حاضر باشد! همایون اسعدیان تصریح كرد: بنا به ضرورتی، امكان دارد شخصیتی در فیلمنامه گنجانده شود، ولی با پرداخت درست، می‌توان آن را به شخصیتی اصلی تبدیل كرد.«میكائیل» هم همین وضعیت را داشت. *علل برخی از واكنش‌های ساده‌لوحانه مصطفی عزیزی درباره واكنش‌های ساده انگارانه‌ی «منصور» نسبت به حوادث اطرافش گفت: میان IQ و EQ تفاوت وجود دارد. بالا بودن ضریب هوش «منصور»، دلیلی برای بالا بودن EQ او نیست. چرا كه برخی از افرادی كه مدت زیادی را صرفا صرف تحصیل كرده‌اند بعضا در روابط اجتماعی ناتوان هستند و به راحتی می‌توان سر آنان كلاه گذاشت. اسعدیان نیز توضیح داد: در زندگی هر یك از ما لحظاتی وجود دارد كه كارهای كودكانه‌یی كرده‌ایم. اما زمانی كه از بیرون به موضوعی نگاه می‌كنیم فكر می‌كنیم كه مشخص است كه افراد نباید برخی عكس‌العمل‌ها را انجام دهند. این در حالیست كه شخصیت‌ها را باید در موقعیت تحلیل كنیم. وی افزود:«منصور»تحت فشار زیادی قرار داشت و همین مساله قدرت تصمیم گیری او را كاهش داده و او دچاراشتباهاتی می‌شد. از سوی دیگر اگر همه‌ی شخصیت‌ها می‌توانستند با تحلیل‌های منطقی دست به انجام كارها بزنند، اصلا درام به وجود نمی‌آمد. علیرضا بذرافشان نیز گفت: برخی نادانی‌ها جزو كاراكتر«منصور» است و او در شرایط بحرانی، اشتباه تصمیم‌گیری می‌كند. *آیا تمام شخصیت‌ها امكان بروز پیدا كردند؟ به گزارش ایسنا كارگردان «راه بی پایان » در ادامه‌ی این نشست در پاسخ به این پرسش ایسنا كه آیا تمام شخصیت‌های« راه بی‌پایان» فرصت نشان دادن خود را به مخاطب داشتند، گفت: هر شخصیتی وزن خود را در قصه دارد و باید به همان اندازه به آن پرداخت. به عنوان نمونه در فیلم «جولیا» ماكسیمیلیان شل، حدود ده دقیقه بازی می‌كند و تاثیر خود را می‌گذارد و می‌رود. این در حالیست كه شخصیت او در «جولیا» بسیار بیشتر قابل پرداخت بود. در تمام درام‌ها اگر شخصیت‌ها در جای خود قرار بگیرند و در حد نیاز حضور داشته باشند، كافی است. در غیر این صورت درام دچار اختشاش می‌شود. مصطفی عزیزی نیز در این زمینه اظهار كرد: یك شخصیت بد از نظر اخلاقی ـ ارزشی یك بحث است و كاركرد چنین فردی در درام بحث دیگری است. لازم نیست در هر درامی علت عملكرد منفی شخصیت‌های بد بیان شود. اما اگر بیان پیشینیه‌ی یك شخصیت به پیشبرد داستان كمك می‌كند، بهتر است گفته شود. وی با اشاره به شخصیت‌های منفی «راه بی‌پایان» یادآور شد: «ابوالحسنی» یكی از شخصیت‌های اصلی است و شناخت زوایای مختلف زندگی او ضرورت دارد. البته تمدن را هم به اندازه‌ی كافی می‌شناسیم. به عنوان نمونه او در سكانس بازی پوكر، شخصیت خود را نشان داد و ریسك كردن او به تصویر كشیده شد. *شخصیت و درك آن از سوی بیننده همایون اسعدیان در بخش دیگری از نشست ایسنا گفت: تعریف شخصیت و درك آن از سوی بیننده با توجیه شخصیت ـ كه متاسفانه اكنون خیلی رواج پیدا كرده است ـ، بسیار تفاوت دارد. اكنون یك نوع تقدیر گرایی عجیب و غریب در كارهای ما رایج شده است وهمه‌ی شخصیت‌ها به ویژه شخصیت‌های بد را می‌خواهیم توجیه كنیم و بگوییم كه عملكرد منفی آن‌ها ریشه در كودكی دارد. این در حالیست كه وظیفه‌ی ما توجیه نیست، بلكه مهم فهمیدن شخصیت‌ها از سوی بیننده است و لزوما همه‌ی آدم‌های بد، در بچگی مورد خشونت قرار نگرفته‌اند. وی افزود: این توجیه‌گری در واقع ساده كردن قضایاست؛ چرا كه عملكرد انسان‌ها پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. در نتیجه من و سایر درام نویسان نباید در این وادی بغلطیم كه چرا مثلا «تمدن» آدم بدی است؟ بلكه مهم آن است كه آیا به عنوان یك آدم بد او را درك می‌كنیم یا نه؟ بنابراین اگر طوری عمل كرده باشیم كه بیننده با شخصیت‌های منفی چون«تمدن»و«ابوالحسنی»ارتباط لازم را برقرار كرده باشد ما به هدف خود رسیده‌ایم. علیرضا بذرافشان نیز درباره‌ی شخصیت‌های منفی در «راه بی‌پایان» توضیح داد: در فیلم‌های ژانر جنایی- پلیسی كه می‌توان آن را الگو قرار داد، كاراكترهایی منفی دیده می‌شود كه بدون دادن توضیحی درباره آن‌ها، جنایت می‌كنند. البته اگر به اعتقاد اسعدیان، تمدن (با بازی حمید مهین دوست) ایراد دارد، این اشكال ممكن است در ادامه‌ی رفتار او دیده شود، اما جنس حضور تمدن كاملا درست است، بنابراین لزومی ندارد درباره‌ی علت اعمال خلاف تمدن توضیحی بدهیم. چون تمدن شخصیت اصلی نیست و تنها لازم است كنش‌ها و واكنش‌های درستی از او سر بزند. *داستان محوری یا شخصیت محوری به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در بخش دیگری از این نشست علیرضا بذرافشان به این پرسش ایسنا كه آیا در سریال‌های داستان محور، شخصیت‌ها كمرنگ تر می‌شوند؟ پاسخ منفی داد و تصریح كرد:‌ هر فیلمنامه دو وظیفه‌ی اصلی برعهده دارد. یكی آن كه قصه‌ی خود را درست تعریف و دیگری شخصیت‌ها را به درستی پرداخت كند. با تحقق این دو شرط، فیلمنامه مطلوبی به نگارش در می‌آید. بنابراین اگر در سریالی توقع بازیگر از نقش خود بیشتر باشد، شاید به این علت باشد كه حد بازیگر از نقش او بالاتر بوده است. از سوی دیگر امكان دارد كه فیلمنامه ضعف داشته است؛ با این حال من فكر نمی‌ كنم كه 1165 دقیقه، زمان كمی برای پرداخت به تعداد معقولی كاراكتر باشد كه در یك سریال 26 قسمتی حضور دارند. در ادامه كارگردان با اشاره به سریال پیشین خود (بچه‌های خیابان) اظهار كرد: من این كار را در یكی-دو قسمت«بچه‌های خیابان»كرده بودم. به گونه‌یی كه قصه میلیمتری جلو نمی‌رفت و كاملا روی روابط شخصیت‌ها كار می‌كردیم. البته نگران بودیم كه بیننده این روند را پس نزند. اما چون روابط خوب درآمده بود، بیننده هم لذت می‌برد. *جلو رفتن قصه و كشف شخصیت‌ها اسعدیان با بیان این كه مشكلی در فیلمنامه‌نویسی همه‌ی ما وجود دارد، گفت: معمولا در دو -سه قسمت ابتدایی سریال‌ها، تمام ویژگی‌های شخصیت‌های خود را بیان می‌كنیم و تا آخر سریال قصه و حوادث پیش می‌روند. این مورد درباره فیلم‌های سینمایی ایرانی هم صدق می‌كند. بنابراین بیننده در طول سریال و فیلم، كشف و شهود مداومی با شخصیت‌ها ندارد. بدین ترتیب كه با معرفی شدن شخصیت‌ها در قسمت‌های ابتدایی، حوادث قصه را شخصیت‌ها ایجاد نمی‌كنند بلكه قصه مسیر خود را طی می‌كند. كارگردان« راه بی‌پایان» خاطرنشان كرد: در این سریال سعی كردیم بیننده حس كند كه در هر قسمت، در حال كشف شخصیت‌هاست. چون كشف شخصیت‌ها، جلو رفتن قصه را موجب می‌شود. به عنوان نمونه اگر ابوالحسنی(با نقش آفرینی فرهاد اصلانی) از عكس‌العمل توتونچی در قبال خواستگاری كردن از غزل اطلاع داشت، امكان نداشت این كار را انجام دهد. اما با سرزدن این رفتار از ابوالحسنی ، شخصیت توتونچی واكنش‌هایی را بروز می‌دهد كه ابوالحسنی با آن بیگانه است. همین بعد جدید، قصه را به مسیر دیگری سوق می‌دهد. بدین ترتیب این كشف شهود شخصیت‌ها را سعی كردیم كه تا قسمت آخر ادامه دهیم. همایون اسعدیان افزود: به طور قطع شخصیت‌های«راه بی‌پایان» مانند بسیاری از سریال‌ها، در دو سه قسمت اول تمام نشدند. مثلا كامران(با بازی مهران ضیایی) از قسمت پانزدهم به بعد ویژگی‌های شخصیتی خود را نشان داد. وی با اشاره به بحث سریال‌های قصه محور و شخصیت محور گفت: ایجاد كشش‌هایی برای شخصیت و قرار دادن آن در موقعیت‌های خاص، موجب پیش رفتن قصه می‌شود. متقابلا پیشبرد قصه روی شخصیت تاثیر می‌گذارد و در او كشش‌های جدید ایجاد می‌كند. رابطه متقابل این دو موجب می‌شود كه بیننده همزمان با كشف قصه، شخصیت‌ها را بهتر بشناسد. اما این اتفاق كمتر در سریال‌های ایرانی می‌افتد. اسعدیان اضافه كرد: اگر چرخشی در قصه به وجود آمد و برخلاف انتظار بیننده قصه به مسیر دیگری رفت، به خاطر بخش‌هایی از شخصیت‌ها بود كه ذره ذره شكافته و شكل‌گیری حوادث را موجب می‌شدند. *** به گزارش ایسنا، قسمت دوم نشست «راه بی پایان» فردا با محورهای تكنیك ضعیف پرده آبی در این مجموعه، علت حضور كمرنگ پلیس ، ضرباهنگ سریال، استفاده از بدلكار و غیره در سرویس تلویزیون ایسنا منتشر می‌شود. منبع : ایسنا

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها