چه کسی شهردار تهران می شود؟
درست است که در 24 خرداد امسال انتخابات ریاست جمهوری با اهمیت بالایی که داشت برگزار شد، اما همزمان با آن انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز برگزار شد که بصورت محلی در حوزههای خود حائز اهمیت است.
نمیتوان منکر شد که اهمیت و حساسیت کار در شورای شهر تهران از دیگر حوزههای کشور بالاتر است و به همین نسبت - یا حتی متاثر از آن - انتخاب شهردار بعدی این کلان شهر نیز با حساسیت بسیار بیشتری انجام میشود؛ بطوریکه اخبار مربوط به آن بعضا جنبه فراگیر در سطح کشور پیدا میکند.
شورای شهر تهران 31 عضو دارد و با اعلام نتایج قطعی راهیافتگان به شورای چهارم، مشخص شد که مطابق برخی پیشبینیها، ترکیب آن متشکل از اصلاحطلبان، اصولگرایانی که بیشتر حامیان قالیباف هستند و چندتایی کاندیدای مستقل است.
برای انتخاب هیات رئیسه و نیز انتخاب شهردار تهران، هر کدام از این گروهها نیاز به 16 رای دارند، حال آنکه هیچکدام از دو گروه اصلی – یعنی اصلاحطلبان و حامیان قالیباف – ابتدا به ساکن این تعداد رای را ندارند و در نتیجه ناچار خواهند بود با گروه مقابل خود مذاکرات جدیتری داشته باشند؛ هرچند که جذب آراء معدود اعضای مستقل نیز بیتاثیر نیست.
در این میان، اصلاحطلبان با 13 رای بالقوه شانس بیشتری از حامیان قالیباف دارند که آراء بالقوه آنها کمتر از عدد 10 است. اما اگر واقعبین باشیم، اصلاحطلبان هم با یک چالش یا در واقع یک دو راهی مواجهند و آن اینکه اولویتشان اصلاحطلب بودن شهردار تهران است یا تشکیل یک هیات رئیسه اصلاحطلب برای شورای چهارم؟ در این بین البته، محمدمهدی مفتح به عنوان یکی از رای آورندگان اصولگرای شورای چهارم تهران، همزمان، در انتخابات میان دورهای مجلس هم انتخاب شده است و با وجود اینکه حضورش در هر دوی آنها قانوناً منعی ندارد، اما حضور صرف او در مجلس و انصرافش از شورا غیرمحتمل نیست که اگر اینطور شود، مسعود سلطانیفر از لیست اصلاحطلبان به شورا راه خواهد یافت و اصلاحطلبان 14 نفر میشوند.
به هر حال نه اینکه غیرممکن باشد، اما بسیار سخت است که اصلاحطلبان هم در رایگیری برای انتخاب رییس و اعضای هیات رئیسه و هم برای انتخاب شهردار تهران نه تنها یکپارچگی خود را حفظ کنند و اسیر تشتت داخلی نشوند بلکه بتوانند حداقل 3 رای دیگر را به طور قطعی جذب خود کنند.
گزینههایی که برای تصاحب شهرداری تهران مطرح میشوند متنوعند؛ از معصومه ابتکار که به عنوان یک فعال اصلاحطلب زن شناخته میشود گرفته تا قالیباف که فعلا شهردار تهران است، تا محسن رضایی که معلوم نیست چقدر جدی است و پرویز فتاح که تا یک ماه قبل یکی از جدیترین گزینه ها بود، در گمانهزنیها نامشان به گوش میخورد. محسن هاشمی، محمدعلی نجفی و مرتضی الویری نیز از دیگر گزینهها هستند.
شورای شهر تهران 31 عضو دارد و با اعلام نتایج قطعی راهیافتگان به شورای چهارم، مشخص شد که مطابق برخی پیشبینیها، ترکیب آن متشکل از اصلاحطلبان، اصولگرایانی که بیشتر حامیان قالیباف هستند و چندتایی کاندیدای مستقل است
اما هرکدام از این گزینهها برای رسیدن به ریاست شهرداری تهران موانع و مشکلاتی هم دارند. مثلا، معصومه ابتکار به عنوان یک زن خود به خود مشکلاتی برای تصاحب چنین پستی خواهد داشت و مخالفتها درباره او کم نخواهد بود. در ضمن از معصومه ابتکار به عنوان یکی از گزینههای تصاحب پستی در دولت یازدهم – مشخصا معاونت رییسجمهور و ریاست سازمان محیط زیست – یاد میشود و این میتواند احتمالی باشد برای اینکه در صورت جدیتر شدن موضوع، بیشتر ترغیب شود عطای شهرداری را به لقایش ببخشد.
اگر دو - سه ماه قبل، از برخی افراد مطلع درباره گزینههای احتمالی شهرداری تهران سوال می کردید، ممکن بود خیلی قطعی و مطمئن از پرویز فتاح اسم ببرند، اما با ترکیب شورای چهارم تهران که به لحاظ جناحی در آن، دست بازتر ازآن اصلاح طلبان است، ظاهرا وی از جمع گزینه های احتمالی خارج شده یا لااقل در رتبه پایین قرار گرفته است.
محسن هاشمی از دیگر گزینه های مطرح برای شهرداری تهران است. پیشتر از وی به عنوان گزینه قطعی اصلاح طلبان نام می بردند و حتی لیست ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابات شورای شهر تهران، در تبلیغات خود رسما وی را به عنوان شهردار مورد نظر اعضای این ائتلاف معرفی می کردند ولی حالا دو مساله برای آنها مطرح است؛ اول اینکه آراءشان ابتدا به ساکن کمتر از نصف به علاوه یک است و دوم اینکه با رییس جمهور شدن روحانی، شاید اصلاح طلبان نخواهند شهرداری تهران هم همانند دولت به دست فرد مورد نظر هاشمی رفسنجانی بیفتد.
محسن رضایی، فردی که به شوخی یا جدی، از او به عنوان کاندیدای بالقوه هر دوره انتخابات ریاست جمهوری یاد می کنند، پس از اینکه گفته شد دیگر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نخواهد ماند، حالا یکی از کسانی است که به عنوان گزینه برای شهرداری تهران مطرح می شود. درباره او حرفهای متفاوتی گفته می شود؛ عده ای می گویند مطرح شدن نام او تنها یک خط خبری است که رسانه های نزدیک به او بر سر زبانها انداختند و عده دیگر می گویند اتفاقا او یکی از گزینه های جدی تصاحب پست شهرداری تهران است. برخی هم معتقدند که فارق از این احتمالات، وی مرد کارهای اجرایی نیست و بیشتر مناسب تئوری پردازی است.
محمدعلی نجفی هم یکی دیگر از گزینه های مطرح برای شهرداری تهران است؛ فردی که درست است نام او با دو جریان هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان بصورت توأمان گره خورده است اما بسیاری هم او را به عنوان فردی معتدل، با سابقه روشن و موفق در کارهای علمی و اجرایی می دانند. البته نام او بطور ضعیفتر برای یکی – دو وزارتخانه و بصورت قویتر برای ریاست یا معاونت سازمان برنامه و بودجه مطرح شده است و همین احتمالات، درصد شهردار شدن او را پایینتر می آورد. بیماری او که طی چند ماه گذشته کارش را به بیمارستان کشاند نیز عامل دیگری است که موجب می شود نخواهد کاری اجرایی سنگینی نظیر شهرداری تهران را قبول کند.
مرتضی الویری نیز که به عنوان یکی از گزینه های شهرداری تهران از او یاد می شود، هرچند هنوز به اندازه دیگر گزینه های یاد شده سر و صدایی به پا نکرده اما گفته می شود که شاید وی برای اصلاح طلبان گزینه محتمل تری از ابتکار و نجفی و حتی محسن هاشمی باشد. برخی از الویری به عنوان فردی میانه رو یاد می کنند و برخی نیز به عملکرد او در سال 88 خرده می گیرند اما جدا از بحثهای سیاسی، وی تجربه نسبتا موفقی در دوران شهرداری خود داشت، دورانی که در اوج دعواها و کشمکش های سیاسی شورای شهر آن زمان کمتر به چشم آمد.
نفر آخر در این فهرست، محمدباقر قالیباف است که هم اکنون شهردار تهران است و حرف و حدیث ها درباره او زیاد. بعد از انتخابات 24 خرداد، دیگر خبر خاصی از او نشده است و گفته می شود روحیه چندان مساعدی هم ندارد. گویا پیش از انتخابات گفته بود چه رییس جمهور بشود و چه نشود، شهردار تهران نخواهد ماند اما این حرف در شرایطی گفته شده که وی فکر می کرد رییس جمهور می شود! حالا شرایط عوض شده است و گویا او و اطرافیانش هم بدون برنامه و رایزنی برای تعیین شهردار آتی تهران نیستند.
شهرداری تهران مجموعه ای عریض و طویل با پول و امکانات و زیاد و قدرت منطقه ای بالا در محدوده شهر تهران است و از جمله مجموعه هایی است که کارهای انجام شده در آن به چشم می آید و اگر بخواهیم کمی هم سیاسی نگاه کنیم، با یک سازمان رای چند میلیونی مواجه است
درست است که وی فردی از جناح راست است و درست است که روند طی شده توسط او در مناظره های تلویزیونی و ابلته بی پاسخ نماندن ادعاهای وی توسط عارف و بخصوص روحانی منجر به نمایان شدن گسست معنادار وی و اصلاح طلبان شد، اما وی فردی نیست که در نهایت نتواند با اصلاح طلبان کنار بیاید.
قالیباف به سه دلیل وی می تواند بخت و اقبالی برای ابقا داشته باشد؛ اول اینکه بطور سنتی، فردی که برای چند سال در پستی مشغول بوده کمی خاصتر از بقیه گزینه های مورد عنایت واقع می شود، دوم اینکه ممکن است اصلاح طلبان بخواهند با وی کنار بیایند تا هم ریاست شورا را کسب کنند و هم با اعطای آراء خود با او، موجب هماهنگی بیشتر وی با خودشان شوند. دلیل سوم این است که قالیباف درست است که کارهای زیادی در تهران انجام داده اما بدهی های زیادی هم به بار آورده است و در نتیجه ممکن است برآیند تصمیمات این شود که تحویل گرفتن چنین مجموعه بدهکاری کار ساده ای نیست و اصلا بهتر است مشکلات مالی شهرداری تهران را خود قالیباف حل کند.
شهرداری تهران مجموعه ای عریض و طویل با پول و امکانات و زیاد و قدرت منطقه ای بالا در محدوده شهر تهران است و از جمله مجموعه هایی است که کارهای انجام شده در آن به چشم می آید و اگر بخواهیم کمی هم سیاسی نگاه کنیم، با یک سازمان رای چند میلیونی مواجه است.
همه اینها به علاوه تفاوت آشکار تهران به عنوان پایتخت با دیگر شهرهای کشور موجب می شود که حساسیت ها در آن بالا و بالاتر رود. تا روزهای آتی باید صبر کرد؛ تا زمانی که شورای چهارم مستقر شود و کم کم شهردار تهران را هم انتخاب کند. آیا چهره شهرداری تهران هم همانند قوه مجریه تا چند روز آینده تغییر خواهد کرد یا قالیباف شانس دوبارهای خواهد یافت تا حیات سیاسی و حتی کاری خود را بازسازی کند؟
حسین آشنا
بخش سیاست تبیان