بایدها و نبایدهای مدیریت جهانی
دکترمحمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران روز پنجشنبه در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل با نقد نظام بین الملل موجود بر ایده 'مدیریت مشترك جهانی' به عنوان راه حل بنیادین برقراری صلح و امنیت تاكید كرد.
دكتر احمدی نژاد در حالی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ایراد سخنرانی پرداخت كه روز دوشنبه 28 شهریور، پیش از سفر به نیویورك نیز، بر ایده اصلاح مدیریت ناعادلانه جهانی تاكید كرده بودند. رییس جمهور پیش از ترك تهران به مقصد نیویورك برای شركت در شصت و ششمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ایده جمهوری اسلامی ایران را در این حضور، اصلاح مدیریت ناعادلانه جهانی دانست.
رییس جمهوری در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با طرح سوالات بی شمار از مشكلات و معضلات جهانی، این مشكلات را ناشی از استفاده از زور و ایجاد نظام ناعادلانه جهانی دانست و تنها راه حل ممكن برای رفع این معضل را «مشاركت همگانی در مدیریت جهانی» درجهت رفع نابسامانیها ،دفع ظلم و نفی تبعیض خواند.
وی سازمان ملل را یك دستاورد بزرگ و تاریخی جامعه بشری خواند كه باید آن را مهم دانست و از ظرفیت های آن حداكثر استفاده را كرد. براین مبنا ' نباید اجازه دهیم كه سازمان ملل بیش از این از جایگاه اصلی خود یعنی محل تبلور اراده جمعی ملتها تنزل كرده و به ابزاری برای قدرتهای جهانی بدل شود'.
در واقع، نقد نظام موجود بین الملل و ارایه راهكاری روشن برای مدیریت صحیح آن یكی از ایده های اصلی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد بوده است.
** علت نقد نظام بین الملل
نظام بین الملل موجود كه پس از جنگ جهانی دوم براساس پیروزی قدرت های آن زمان جنگ پایه گذاری شد. در وضعیت دوقطبی و اندكی پس ازآن، دوران جنگ سرد دو كشور آمریكا و شوروی به راحتی معادلات جهانی را تحت تاثیر قدرت سیاسی - اقتصادی خود قرار دادند. اعضای سازمان ملل متحد نیز در چنین وضعیتی به یكی از دو قدرت تمایل داشتند. البته بسیاری از دولت ها با گریز از چنین روندی تلاش كردند تا با تاسیس 'جنبش غیرمتعهدها' در سال 1340 این روند را تغییر دهند. با فروپاشی شوروی در سال 1370 و در پی آن پایان جنگ سرد،به نظر می رسید كه ضرورت وجود جنبش غیرمتعهدها را كم رنگ شده باشد.اما این جنبش با ادامه مسیر خود و پس از پایان جنگ سرد، به دلیل ادامه ماهیت رقابتی و امنیتی نظام بین الملل برای تغییر در روندها و معادلات بین المللی تلاش بسیاری كرد.
شاید بتوان نظام بین الملل پس از جنگ سرد و دوران پس از 11 سپتامبر2001 (20 شهریور1380) را نیز نظام بین المللی مملو از رویكردهای امنیتی، رقابت و جنگ دانست. اگرچه شكل رقابت ها و منازعات متفاوت از گذشته شده است، اما نقطه مشترك دوران جدید با دوران پیش از جنگ سرد را می توان دخالت قدرت های بزرگ در حوزه های منطقه ای و استفاده ابزاری از سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل متحد دانست. در چنین چارچوبی، دولت ها و سازمان ها در عین حال كه قالب های رفتاری این نظام ساختاری را شكل می دهند، متاثر از برآیند كنش ها، واكنش ها،اندركنش ها و بازخوردهای دولت ها و سازمان های مختلف هستند.
بنابراین، بسیاری از قدرت های بزرگ در مسیر رفتاری گام برمی دارند كه خود پایه گذار آن بودند. براین مبنا نظام بین الملل آیینه الگوهای رفتاری برخاسته از مداخله گرایی، امنیتی سازی، یكجانبه گرایی و همكاری برای مداخله است. در چنین ساختاری عملا كشورهایی كه تلاش می كنند تا گام های اساسی را برای تغییر ایجاد كنند، در وادی انتقاد شدید قرار می گیرند و حتی بسیاری از قدرت ها تلاش می كنند تا درحد توان مدیریت تغییرات را نیز از آن خود كنند.
** مشاركت همگانی در مدیریت جهانی
دكتر احمدی نژاد در شش حضور گذشته خود در سازمان ملل، همواره ضمن مطرح ساختن معضلات جهانی، بر ضرورت شناسایی ریشه ها و مبنای این مشكلات از جمله فقر، ناامنی و خشونت، تهدید و جنگ، توزیع ناعادلانه ثروت و قدرت، گسترش بی وقفه سلاح های اتمی، میكروبی و شیمیایی، تبعیض در روابط و مواضع بین المللی، تداوم روند اشغال كشورها، دامن زدن به روند تسلیحاتی، نابرابردانستن ملت ها در روابط بین الملل و حتی در عرصه ملل متحد (حق وتو شورای امنیت)، نابود كردن فرهنگ های بومی و... اشاره كرده است.
چنین رویكردی در سخنرانی هفتم رییس جمهور در سازمان ملل با تاكید بر عناصر دیگری همچون؛ مهرورزی به همنوع، بخشندگی، عدالت خواهی، صداقت در كلام و عمل، عزتطلبی و تعالیجویی مادی و معنوی، آزادی و آزادیخواهی و مطالبه آزادگی، نفی ظلم، فساد و تبعیض و حمایت از ستمدیدگان، مطالبه سعادت، صلح و امنیت پایدار برای همگان، همراه شد.
احمدی نژاد در سال های گذشته با اعلام تحول در ماهیت نظام جهانی تلاش داشته است، این موضوع را مطرح سازد كه اساسا 'تمام دیكتاتورهای دنیا مورد حمایت دولت آمریكا و بعضی از دولتهای اروپایی قرار دارند و دیكتاتوری و نظام سلطه مجموعهای متصل به هم و علیه حقوق ملتهاست كه باید تغییر پیدا كند.
احمدی نژاد در سال های گذشته با اعلام تحول در ماهیت نظام جهانی تلاش داشته است، این موضوع را مطرح سازد كه اساسا 'تمام دیكتاتورهای دنیا مورد حمایت دولت آمریكا و بعضی از دولتهای اروپایی قرار دارند و دیكتاتوری و نظام سلطه مجموعهای متصل به هم و علیه حقوق ملتهاست كه باید تغییر پیدا كند.' چنین رویكردی از سوی رییس جمهوری ایران نشان می دهد كه فضای بین المللی با وجود اعلام یكطرفه اعمال قدرت از سوی برخی كشورهای سلطه گر، به تعامل میان ملت ها، توجه كمتری كرده است.
البته نظام بین الملل موجود صرفا الگوهایی از تعامل را در درون فرآیندی از مناسبات درون گروهی میان قدرت های بزرگ، برقرار ساخته و از تعاملات الگویی مشترك در میان همه و یا اكثرملت ها غافل بوده است.
در این زمینه، شورای امنیت و الگوهای عملیاتی آن در سطح جهان نمونه بارزی از گردهمایی قدرت های بزرگ برای برقراری صلح و امنیتی است كه این شورا از رفتار بین المللی دولت ها تفسیر می كند و برخاسته از منافع فردی و جمعی این كشورها است. همچنین، حق وتو به عنوان یك اصل در نادیده انگاری خواست و منافع دیگر كشورها از سوی شورای امنیت همواره سایه شك و تردید را بر رویكرد صلح آمیز این شورا افكنده است.
** چه باید كرد؟
در چارچوب چنین روندی، تمام كسانی كه تلاش كردند با حفظ اندیشه و مبانی وضع موجود اصلاحاتی انجام دهند، شكست خوردند. تلاشهای گسترده جنبش عدم تعهد، گروههای 77 ، 15 و برخی از شخصیت های جهانی اگرچه تاثیراتی دراین مسیر داشته، اما اساس این وضعیت را تغییر نداده است. اكنون مدیریت جهانی نیازمند اصلاحات اساسی است. اما دراین زمینه چه باید كرد؟
در این زمینه براساس رویكرد ایرانی احمدی نژاد ' باید با عزم عمومی، همكاری و مشاركت همگانی طرحی نو در انداخت. طرحی كه بر اندیشه انسانی، فطری و ارزش های جهانشمول از جمله توحید، عدالت، آزادی، محبت و جست وجوی سعادت از طریق سعادت همگان استوار باشد' و ' برای تامین صلح و امنیت پایدار باید زمینه دخالت و مشاركت همگانی را از طریق ساز و كارهای عادلانه فراهم كرد تا به معنای واقعی كلمه، مدیریت مشترك جهانی محقق شود. در این مسیر قوانین و قواعد مسلم حقوق بینالمللی و صلح، آزادی و عدالت باید مبنای اصلی تصمیمات و اقدامات جهانی باشد.
**جمع بندی
ایده «مشاركت همگانی در مدیریت جهانی» در حالی از سوی جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است ، كه ماهیت كنونی نظام بین الملل و الگوهای رفتاری قدرت های بزرگ بارها توسط بسیاری از كشورهای مورد انتقاد و محكومیت قرار گرفته است.از این رو، مدیریت مشترك جهانی می تواند به عنوان چارچوب عملی تعامل عقلانی و عادلانه میان دولت ها برای ایجاد تغییرات لازم در تعاملات كنونی نظام بین المللی مورد استفاده قرار گیرد و رویكرد چند دولتی فعلی دراین زمینه را به فضای مشاركتی میان تمام كشورها تبدیل كند.
بخش سیاست تبیان
منبع: ایرنا