چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵ - ۰۰:۰۰
فروغ دیده نرگس
فروغ دیده نرگس شكفت غنچه و بنشست گل به بار، بیا! دمید لاله و سورى ز هر كنار، بیا! بهار آمد و نشكفت باغ خاطر ما تو اى روانِ سحر! روح نوبهار! بیا! مگر چه مایه بود صبر، عاشقان تو را؟! ز حد گذشت دگر رنج انتظار، بیا! ز هر كرانه، شقایق دمیده از دل خاك پى تو تسلّى دل‏هاى داغدار، بیا! ز عاشقان بلاكش، نظر دریغ مدار فروغ دیده نرگس! به لاله‏زار بیا! ز منجنیق فلك سنگ فتنه مى‏بارد مباد آن كه فرو ریزد این حصار، بیا! یكى به مجمع رندان پاك باز، نگر! دمى به حلقه مردان طرفه كار، بیا! به سوى غاشیه‏داران میر عشق، ببین! به كوى نادره كاران روزگار، بیا! چه نقش‏ها كه بنشستند به صحیفه دهر ز خونشان شده روى شفق نگار، بیا! طلایه‏دار تواند این مبشّران ظهور به پاس خاطر این قوم حق‌گزار بیا! درین كویر كه سوزان بود روان سراب تو اى سحاب كرم! ابر فیض بار بیا! ز دست برد مرا، شور عشق و جذبه شوق قرار خاطر بی‌قرار بیا! "محمود شاهرخى" (جذبه)

پربازدیدها

پربحث‌ها