حتما شما هم این ضربالمثل معروف را شنیدهاید که «کمال همنشین در من اثر کرد!» جملهای که عدهای به آن معتقدند و برخی هم باور دارند که همه آدمها از اطرافیانشان تاثیرپذیر نیستند. اما این جمله چقدر علمی است؟ آیا سازوکاری در مغز ما وجود دارد که به شکل زیستی باعث تقلید و تاثیرپذیری شود؟ اگر به دنبال پاسخ این سوال هستید بیایید تا با هم مروری بر یک کتاب داشته باشیم. کتاب "آینهها در مغز" نوشتهی جاکومو ریتسولاتی و کورادو زینیگالیا در سال ۲۰۰۸ به زبان ایتالیایی منتشر شد. این کتاب تلاشی است برای توضیح اینکه ما چگونه احساسات، عواطف و تجربیات خود را با یکدیگر به اشتراک میگذاریم. همانطور که از عنوان کتاب میتوان حدس زد، این کتاب به توضیح سازوکار سلولهای عصبی در نواحی خاصی از مغز میپردازد که نورونهای آینهای نام دارند. با اینکه مدت زیادی از کشف این نورونها نمیگذرد، تأثیر این کشف در درک بسیاری از عملکردهای سیستم عصبی، از جمله یادگیری، غیرقابل انکار است.
نورون آینهای چیست؟
نورونهای آینهای (Mirror neurons) نوعی نورون هستند که هنگامی که یک جانور عملی را انجام میدهد، و همچنین زمانی که مشاهده میکند که همان کار توسط شخص دیگری انجام میشود، فعال میشوند. به این ترتیب، این نورونها بهگونهای شبیه به "آینه" عمل میکنند و رفتارهای دیگران را مانند آنچه خودشان انجام دادهاند، بازتاب میدهند. این نورونها به جز انشانها در پرندگان و دیگر موجودات هم مشاهده شدهاند. برخی دانشمندان معتقدند که نورونهای آینهای از مهمترین اکتشافات اخیر در زمینه عصبشناسی هستند. به عنوان مثال، راماچانداران، استاد نوروساینس دانشگاه کالیفرنیا، بر این باور است که این نورونها در یادگیری زبان و تقلید نقش مهمی دارند. با وجود این یافتهها، تاکنون هیچ مدل عصبی یا محاسباتی مورد قبول اکثریت ارائه نشده که بهطور جامع توضیح دهد نورونهای آینهای چگونه به اعمال شناختیای مانند تقلید کمک میکنند. سیستم نورونهای آینهای به ما امکان میدهد که صرفاً با مشاهده رفتار دیگران، یاد بگیریم، نیت افراد را بفهمیم، پیامهای بدنی آنها را درک کرده و بهطور خودکار و ناخودآگاه با آنها همدلی کنیم. ما برای فهم، ارتباط و صمیمیشدن با دیگران بهگونهای "سیمکشی" شدهایم که نمیتوانیم چنین مداری را خاموش کنیم. ما علائم چهرهی دیگران را بهطور ناخودآگاه تقلید و بازتاب میدهیم؛ یک خنده سبب خندهی دیگری میشود و یک چهره اخمو باعث اخم طرف مقابل میشود. به این ترتیب، رفتار و حالات بدنی دیگران را بهطور ناخودآگاه تقلید میکنیم و این فرایند میتواند باعث ایجاد همدلی بین افراد شود.
اکتشاف نورونهای آینهای
جیاکومو ریتسولاتی و همکارانش در دانشگاه پارما با قرار دادن الکترودهایی روی قشر ونترال پریموتور (ventral premotor cortex) میمون ماکاک، نورونهایی را که حرکات دست و دهان را کنترل میکنند، مطالعه کردند. طی آزمایش، آنها واکنش یک نورون خاص در مغز میمون را هنگام برداشتن تکههای غذا ثبت کردند. آنها متوجه شدند که این نورونها علاوه بر زمانی که میمون خودش غذا را برمیدارد، در هنگام مشاهده برداشتن غذا توسط شخصی دیگر نیز فعال میشوند. چند سال بعد، آنها مقالهای تجربی منتشر کردند که در آن درباره نقش سیستم نورون آینهای در شناخت رفتاری بحث شد. مشاهدات بعدی نشان داد که تقریباً ده درصد نورونهای قشر انفریور فرونتال (inferior frontal) و انفریور پریتال (inferior parietal) دارای ویژگیهای آینهای هستند و به طور یکسان به اعمال دستی مشاهده شده و انجام شده پاسخ میدهند. اخیراً کریستین کیسر و همکارانش نشان دادهاند که این سیستم حتی به صدای کارها نیز واکنش نشان میدهد و نورونهای آینهای مشابهی در مغز انسان نیز یافت شده است.
به اندازه DNA شگفتانگیز
عملکرد این سیستم بهویژه در انسان مورد مطالعه قرار گرفته است. نورونهای آینهای در مواجهه با فعالیتی که توسط فرد دیگری انجام میشود، فعال شده و نوعی درک احساسی و مفهومی از عملکرد فرد دیگر را ایجاد میکنند. به نظر میرسد که این سیستم در انسان پیشرفتهتر از میمونها باشد چرا که برخلاف میمونها، در انسان برای فعال شدن این سیستم نیاز به وجود یک جسم خارجی نیست، هرچند که در حضور جسم خارجی این سیستم فعالیت قویتری نشان میدهد. سیستم نورونهای آینهای یک مکانیزم عصبی اساسی برای سرایت احساسی در گروهها و جوامع ایجاد میکند، که از طریق آن احساسات به سرعت و به طور ناخودآگاه در بین اعضای گروه گسترش مییابد. راماچاندران، یکی از مشهورترین عصبشناسان معاصر، میگوید: «من پیشبینی میکنم که سیستم نورونهای آینهای برای روانشناسی همان کاری را بکند که DNA برای زیستشناسی انجام داد.»
نقش این نورونها در تکلم بشر
اهمیت نورونهای آینهای در فعالیتهای ارتباطی موجودات بسیار بالاست. در انسان، این سیستم نقش قابل توجهی دارد. به طوری که دانشمندان ورود سیستم صوتی به این نورونها در انسان هوموساپینس (انسان هوشمند) را آغازگر توانایی سخن گفتن دانستهاند. این نورونها نقش مهمی در تکامل زبان در انسان ایفا کردهاند. مطالعات انجام شده با استفاده از ام. آر. آی عملکردی نشان داده که مشاهده حرکات دهانی انسان دیگر میتواند این سیستم را فعال کند، در حالی که چنین فعالیتی در برابر حرکات یک حیوان دیده نمیشود. همچنین اهمیت این سیستم در درک و یادگیری موسیقی نیز مطرح شده است. نورونهای آینهای به عنوان ابزاری ارتباطی در درک مفهوم موسیقی و ایجاد فعالیتی نوروفیزیولوژیک مشابه آنچه در ذهن موسیقیدان میگذرد، در شنونده نقش دارند. در یادگیری حرفهای موسیقی نیز از این سیستم استفاده میشود.
چطور احساسات دیگران را درک میکنیم؟
طبق دیدگاه مرسوم، مغز اطلاعات حسی را از چشمها دریافت کرده و آنها را در قشر مغز تحلیل میکند. سپس، در صورت لزوم، دستورات عصبی به عضلات ارسال میشوند. اما پژوهشهای جدید نشان میدهد که وقتی ما عملی را مشاهده یا شنیدهایم که فردی دیگر انجام میدهد، همان بخشهایی از مغزمان فعال میشود که در زمان انجام آن عمل توسط خودمان فعال میشوند. نیازی نیست که درباره اعمال دیگران فکر کنیم یا آنها را تحلیل کنیم. بلکه، به طور مستقیم و از طریق شبیهسازی در مغز خودمان، مقصود آنها را درک میکنیم. به گفته پروفسور ریتسولاتی، ما انسانها حیوانات اجتماعی منحصربهفردی هستیم و بقا و ارتباطات ما به درک فعالیتها، نیتها و احساسات دیگران وابسته است. نورونهای آینهای به ما این امکان را میدهند که بدون نیاز به استدلال مفهومی و از طریق شبیهسازی و احساس همدلی، مستقیماً به ذهن دیگران دسترسی پیدا کنیم. این توانایی، ما را از تقریباً همه حیوانات دیگر متمایز میکند، به جز میمونها و برخی میمونهای انساننما که تنها مراحل ابتدایی این مهارتها را دارند. این نورونها در مناطقی از مغز مانند کرتکس پیشحرکتی، لوب آهیانهای خلفی، بالای قطعه گیجگاهی و اینسولا کشف شدهاند و در پاسخ به فعالیتهای هدفمند و متوالی فعال میشوند. احتمالاً این کشف در آینده نزدیک تحولی در درک فرهنگ، همدلی، فلسفه، زبان، تقلید، اوتیسم و رواندرمانی ایجاد خواهد کرد.
ما به کمک این نورونها تقریبا ذهنخوانی میکنیم
مارکو ایاکوبانی، عصبشناس دانشگاه کالیفرنیا (UCLA)، درباره نورونهای آینهای میگوید: زمانی که شما فعالیتی را که من انجام میدهم، مانند برداشتن یک چوب بیسبال، مشاهده میکنید، مغز شما بهطور خودکار آن را شبیهسازی میکند. او اضافه میکند: مدارهایی در مغز شما وجود دارد که از حرکت شما هنگام شبیهسازی جلوگیری میکنند. شما میتوانید فعالیت من را درک کنید زیرا مغز شما از حرکات مشابه قبلی که انجام دادهاید، الگوهایی دارد. به همین دلیل، وقتی من بازویم را به سمت عقب میکشم، مانند انداختن یک توپ، مغز شما یک کپی از این حرکت ایجاد میکند و این به شما کمک میکند هدف من را بفهمید. نورونهای آینهای شما میتوانند اهداف من را تشخیص دهند و بدانید که من چه کاری خواهم کرد. او ادامه میدهد: اگر شما غمگینی مرا ببینید، مغز شما بهطور خودکار این وضعیت عاطفی را شبیهسازی میکند و احساس همدلی و دلسوزی را در شما ایجاد میکند، زیرا شما واقعاً آنچه را که من احساس میکنم، حس میکنید. به نظر میرسد نورونهای آینهای توانایی تحلیل صحنهها و خواندن ذهنها را داشته باشند. مثلاً اگر ببینید که کسی دستش را به سمت یک قفسه کتاب دراز کرده و دستش از دید شما خارج است، مغز شما بدون تردید نتیجه میگیرد که او قصد دارد کتابی بردارد. در مطالعهای که در مارس ۲۰۰۵ توسط دکتر ایاکوبانی و همکارانش منتشر شد، آنها گزارش دادند که نورونهای آینهای میتوانند تشخیص دهند که اگر شخصی یک فنجان چای را بردارد، قصد دارد آن را بنوشد یا میز را تمیز کند. پاتریسیا گرینفیلد، روانشناس دانشگاه کالیفرنیا، که به بررسی توسعه انسانی میپردازد، بیان میکند: نورونهای آینهای یک پایه زیستی قدرتمند برای تکامل فرهنگ فراهم میکنند. تا پیش از این، دانشمندان باور داشتند که فرهنگ از بیولوژی جدا است، اما اکنون میبینیم که نورونهای آینهای فرهنگ را بهطور مستقیم جذب کرده و آن را از طریق اجتماع، تقلید و مشاهده به نسلهای آینده منتقل میکنند. تقلید تقریباً منحصر به انسانهاست و انتقال دانش و توسعه فرهنگ را ممکن میسازد.




پیام شما به ما