از دیرباز مردم اقوام مختلف معتقد بودند که بعضی از اشیاء عالم در زندگی و سرنوشت آدمها دخالت دارند. سوگمندانه رسوبات این اندیشۀ کهن در فرهنگ امروز هم وجود دارد. اگر همزمان با تولد نوزادی، خانۀ همسایه آتش بگیرد، آن را به فال بد میگیرند و قدم نوزاد را شوم تلقی میکنند یا اگر مراسم عقدکنان عروس و دامادی، همزمان شود با درگذشت یکی از بستگان، آن وصلت را نحس و بدشگون میدانند. معنی فال فال اساساً به چه معناست؟ طبق تعریف علامه طباطبایی، «فال عبارت است از استدلال به یکی از حوادث به حادثهای دیگر که بعدا پدید میآید و در بسیاری از مواردش مؤثر هم واقع میشود و آنچه را که انتظارش دارند پیش میآید چه خیر و چه شر؛ چیزی که هست فال بد زدن مؤثرتر از فال خیر زدن است (و این تأثیر مربوط به آن چیزی که با آن فال میزنند نیست، مثلا صدای کلاغ و جغد نه اثر خیر دارد و نه اثر شر بلکه)، این تأثیر مربوط است به نفْسِ فالزننده.» (ترجمۀ المیزان، ج۱۹، ص۱۲۶) البته آنچه در زمان ما تحت عنوان فالبینی یا فالگیری مرسوم است بیشتر یک نوع پیشگویی وغیبگویی (کَهانت) است که اگر نتیجۀ آن به صورت جزمی و قطعی قلمداد شود حرام است. اما روشهایی مثل فال قهوه، فال چای، فال چوب، فال ای چینگ، فال آرزو، فال اوراکل (فرشتگان)، فال تاروت، فال شمع و حتی فال به دیوان حافظ، بیشتر یک نوع سرگرمی است و طبق نظر برخی فقیهان، «چنانچه خاطری را مشوَّش نکند و برای پیشرفت و کمال وی مانعی ایجاد ننماید و بیجهت امید به زندگی را از او نگیرد اشکالی ندارد». (مفاتیح الحیاة، جوادی آملی، ص ۷۵۸، ۷۵۹) نظر اسلام دربارۀ تفأل و تَطَیُّر در گذشته، قبل از شروع کارهای مهم اگر پرندهای به جانب راست میپرید آن را به فال نیک و اگر به جانب چپ میپرید آن را به فال بد میگرفتند. فال خیر را تفأل و فال بد را تَطَیُّر میگویند. تَطَیُّر از مادۀ طَیْر به معنا پریدن است. بر اساس روایات اسلامی، فال نیک زدن اشکالی ندارد؛ زیرا حسنظن و مثبتنگری از نظر روانی انگیزهبخش و امیدافزاست. در حدیث قدسی آمده: «أَنَا عِنْدَ حُسْنِ ظَنِّ عَبْدِی بِی» (من نزد گمان نیک بندهام به خودم هستم.) شاید به همین دلیل است که اسلام فیل نیکو را امضاء و مهر بطلان بر پای فال بد میزند. بنا بر گزارش تاریخ، پیامبر صلیاللهعلیهوآله نه تنها خود فال خوب میزد بلکه به خوشبینی و تفأل نیز سفارش میکرد و میفرمود: «فال نیک بزنید تا آن را بیابید» (بحارالانوار، ج۲۰، ص۳۳۳) در ماجرای صلح حُدَیبیّه وقتی حضرت دیدند سهیل بن عمرو از طرف سران مکه برای مذاکره آمده است، فرمودند: «حالا دیگر امر بر شما آسان شد» (بحارالانوار، ج۲۰، ص۳۸۱) همینطور وقتی که به ایشان خبر دادند خسروپرویز نامۀ پذیرش اسلام را پاره کرده و در پاسخ آن مشتی خاک فرستاده است، آن را به فال نیک گرفتند و فرمودند: «بهزودی مسلمانان خاک کشورش را مالک میشوند» (بحارالانوار، ج۲۰، ص۳۸۱) قرآن از زبان قوم صالح علیهالسلام میفرماید: «گفتند: ما تو و هر که را با توست به فال بد گرفتهایم. گفت: فال [نیک و بد] شما نزد خداست، بلکه شما مردمی هستید که امتحان میشوید.» (نمل:۴۷) طبق این آیه، وجود حضرت صالح علیهالسلام، تأثیری در پیدایش مشکلات ثمودیان نداشته است؛ بلکه حوادث شومی که برای آنها رخ داد براساس برنامه و تقدیر الهی و در راستای آزمایش آنها بوده است. چرا خوشبینها، خوشبیار و بدبینها، بدبیاراند؟ اما آیا واقعاً بین فال بد زدن و حوادث ناگوار رابطهای منطقی برقرار است؟ چرا آدمهای خوشبین، غالبا خوشبیارترند و انسانها بدبین، بدبیارتر؟ باید گفت: در حقیقت بین خود تطیُّر و حوادث تلخ و شیرین، رابطهای نیست اما این حوادث، نسبتی دارد با نفس و روان تطیرزنندگان که بهسادگی قابل انکار نیست. فخر رازی- صاحب تفسیر کبیر – میگوید: گاهی تصورات نفس سبب پیدایش برخی حوادث میگردد بدون آنکه اسباب جسمانی و مادی در کار باشند مثلاً همّ و غم یا غضب باعث گرمی بدن شده یا کسی که بالای دیواری حرکت می کند تصور و فکر سقوط باعث سقوط او میگردد، همچنانکه تصور مریضی یا سلامتی موجب سلامتی یا مرض میشود. بنابراین بعید نیست که یک نفس قوی به جهت قوت و قدرتی که کسب نموده، طوری باشد که بتواند علاوه بر تأثیری که بر بدن خود دارد در بدنهای دیگر نیز اثرگذار باشد و انفعالاتی از او صادر شود که سبب شفای مریض کردد و یا با طلب شفای مریض از او، مریض خوب گردد و یا با دعای او باران نازل شده و با نفرین او زلزله و طوفان حادث گردد و یا جمادی حیوان گردد یا حیوانی جماد شود. و شاهد همه اینها آن است که با چشم زخم نگاه یک چشم می تواند در دیگری اثر گذاشته و باعث تغییر در رفتار او گردد.» راهکار مقابله با فال بد (تَطَیُّر) حال اگر وسوسه شدیم یا از روی عادت، فال بد زدیم یا دیگری برایمان فال بد زد چه کنیم تا از پیامدهایش منفیاش در امان بمانیم؟ پیامبر صلیاللهعلیهوآله در دستورالعملی خاص، راهکار مقابله با آثار فال بد را به ما تعلیم دادهاند و آن در یک کلمه خلاصه میشود: بیاعتنایی و ترتیب اثر ندادن. حضرت میفرمایند: «سه چیزند که هیچکس را از آنها رهایی نیست: گمان بد و فال بد زدن و حسادت. راه گریز از این سه را برایتان خواهم گفت: زمانی که گمان بد بردی، پس آن را محقق نکن و زمانی که فال بد زدی پس بگذر و هنگامی که حسادت ورزیدی ظلم نکن». (مشکاة، ج۷، صص۲۹۱-۲۸۹)


