بالارفتن ناگهانی نرخ ارز و سکه حواشی و تنش‌های زیادی را به همراه دارد، در این باره تبیان با دو کارشناس اقتصادی گفت‌وگوی اختصاصی داشته است.

عطیه ذاکری
شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۳ - ۰۰:۰۰
کارشناسان اقتصادی درباره بالا رفتن افسارگسیخته قیمت ارز و طلا چه می‌گویند؟  

بالارفتن ناگهانی نرخ ارز و سکه حواشی و تنش‌های زیادی را به همراه دارد، در این باره تبیان با دو کارشناس اقتصادی گفت‌وگوی اختصاصی داشته است. عبدالمجید شیخی: بالارفتن افسارگسیخته ارز و سکه نشان‌دهنده بیمار بودن اقتصاد است. بیماری که به دلیل غلبه بخش غیر مولد بر بخش مولد ایجاد شده است. به عبارت دیگر، قدرت نرخ‌گذاری به دست دلالان، سفته بازان و برخی از واردکنندگان و صادرکنندگان انحصاری افتاده که از طریق ارز و طلا و ... با اقتصاد بازی می‌کنند. اتفاقات سیاسی صرفا بهانه بخش غیر مولد است و پشتوانه منطقی ندارد. این بخش با استفاده از رویدادهای سیاسی، فرصت را غنیمت می‌شمارد تا در نرخ‌ها تنش ایجاد کند. از سوی دیگر عوامل اقتصادی واکنشی عمل می‌کنند؛ اگر یک نفر نرخ را بالا پایین کند، عوامل دیگر هم واکنش نشان می‌دهد تا عقب نیفتند. به طور کلی اقتصاد بر دو بنیان بنا نهاده شده است: «نظام نرخ‌گذاری پول داخلی و خارجی» و دیگری «نظام قیمت‌گذاری کالاها و خدمات.» اشتباهی که در حوزه اقتصاد وجود دارد این است که نرخ‌گذاری برای این دو نظام به دست بازار آزاد سپرده شده است. بنابراین بازار آزاد است که با جان و مال مردم را به بازی گرفته است. در واقع ثروت‌های هنگفتی که در دست یک عده کمتر از ۵ درصد قرار گرفته در حال موج‌آفرینی و تنش‌زایی است.» محمدرضا یزدی زاده: زمانی که در کشوری ارز و سکه به عنوان دارایی مالی تعریف شود و این دارایی مالی جایگزین پول ملی شود، وسیله مبادله قرار بگیرد و از همه مهم‌تر غیر قابل ردیابی و نظارت شود، یعنی به که یک دارایی مالی که عرضه محدودی دارد، امتیازات زیادی بدهیم. دادن امتیاز به این دو کالا، تقاضای آن را زیاد می‌کند. امروز وسیله فساد، فرار مالیاتی و معاملات اقتصاد زیرزمینی که از حجم کل اقتصاد ما بیشتر است به واسطه این دارایی غیر قابل ردیابی (ارز و سکه) انجام می‌شود. هر اتفاقی می‌تواند موجب حرکت بیشتر منابع پولی کشور به این بازار باشد. به عبارت دیگر ارز و سکه‌ای که وارد کشور می‌شود، جایگزین پول ملی می‌شود. کل ثبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه، به نرخی وابسته شده که هم محدودیت دارد و هم امتیاز و تعیین قیمت را نیز به دشمنانمان سپرده‌ایم و به عبارت دیگر، کشور گروگان چنین بازاری است. چه باید کرد؟ تقاضای غیر واقعی برای ارز و سکه را باید حذف کرد. به عنوان مثال با ارز اسکناس نمی‌توان واردات انجام داد و حتی نمی‌توان بیشتر از ۱۰ هزار دلار ارز از کشور خارج کرد، بنابراین چنین ارزی به درد مردم نمی‌خورد و صرفا وسیله پس‌انداز شده و امتیاز نقل و انتقال بدون ثبت و نظارت به آن داده شده است. دولت اگر برای حفظ کشور جدی باشد و ارزش پول ملی را بازگرداند، باید همانطور که گردش پول ملی را کنترل می‌کند، مبادلات ارز و سکه را نیز کنترل کند. یعنی هر کس که ارز و سکه دارد باید موظف شود آن را در بانک نگهداری کند و خارج از آن قاچاق محسوب شود. به محض انجام چنین کاری، تقاضای ارز و سکه حذف می‌شود و این دو کالا وسیله فرار مالیاتی، رشوه، اقتصاد زیرزمینی و قاچاق مواد مخدر قرار نمی‌گیرد. چنین نظارتی مساوی است با حذف میلیاردها دلار تقاضای این دو کالا و سقوط قیمت ارز و سکه کالا.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها