اتانازی در اصل یک نوع خودکشی کمکی است که در آن پزشک اقدامی را برای ایجاد مرگ عمدی در بیمار انجام میدهد. این خبر واکنشهای ضد و نقیض کاربران زیادی را به همراه داشت، برخی به حال دختر غبطه میخوردند که چرا در کشور خودمان این عمل قانونی نیست! برخی دیگر اما انتقادات شدیدی داشتند و هیچ تفاوتی در این کار با خودکشی نمیدانستند! اتانازی انگار یک نوع سفیدکردن عمل خودکشی است و با تغییر اسم و زیبا نشان دادن این قضیه نمیتوان اصل کار را پنهان کرد! با این شیب تند و دست فرمونی که جهان پیش گرفته دور نیست روزهایی که بیشتر مردم جهان با کارتی به دست در انتظار شنیده شدن شمارهشان برای پایان دادن به زندگی به صورت قانونی باشند!
هلند و بلژیک قاتلان قانونی کودکان!
این موضوع جایی ترسناک میشود که اقداماتی برای اتانازی در حال انجام است و برخی از کشورها پیشگام این قضیه شدهاند و اتانازی را کاملا به صورت قانونی اجرا میکنند! هلند اولین کشور در جهان بود که در آوریل ۲۰۰۱ این کار را انجام داد طوریکه کودکان زیر ۱۲ سال در هلند می توانند اتانازی درخواست کنند و برای کودکان بین ۱۲ تا ۱۶ سال باید اجازه والدین داشته باشند! بلژیک دومین کشور اتحادیه اروپا بعد از هلند بود که در سال ۲۰۰۲ اتانازی را قانونی کرد و تقریبا ۱۰ سال بعدش در سال ۲۰۱۳ این کار برای کودکان قانونی شد. بلژیک همچنین یکی از معدود کشورهایی است که اتانازی را در بیماران مبتلا به بیماریهای روانی (مانند بیماریهای عصبی دژنراتیو) مجاز میداند.
کشورهای آزاد برای خودکشی!
اتانازی تقریباً در تمام کشورهای جهان غیرقانونی است و میتواند منجر به محکومیت پزشک معالج به قتل شود. در اکثر کشورهایی که اتانازی در آنها قانونی است، فرد باید از یک بیماری لاعلاج و بدون امید به بهبودی رنج ببرد و درد قابل توجهی داشته باشد. علاوه بر این، پزشک معالج نباید ارثی از مرگ بیمار به دست آورد. برخی از کشورها مثل استرالیا الزامات اضافی دارند، مانند منع پزشک از ارائه اتانازی یا در هلند نیاز به حداقل یک پزشک اضافی برای تأیید تشخیص دارند. (استرالیا، کلمبیا، نیوزیلند، بلژیک، لوکزامبورگ، اسپانیا، کانادا، هلند) از جمله کشورهایی هستند که اتانازی فعال در آنها قانونی است.
اتانازی یک قتل است
اتانازی بسیار بحث برانگیز است. منتقدان آن به دلایل معنوی اعتراض می کنند و معتقدند که خداوند همه زندگی را میدهد و فقط خدا حق گرفتن آن را دارد. در بیشتر کشورها، کشتن یک فرد دیگر قتل محسوب میشود، حتی اگر به قصد «کاهش درد» باشد یا اینکه فرد دارای بیماری لاعلاج باشد؛ اتانازی هرگز ضروری نیست و برای همین ۹۰ درصد از پزشکان شاغل در مراقبتهای تسکینی در کانادا مخالف اتانازی هستند. در این رابطه سازمان بهداشت جهانی میگوید که مراقبت تسکینی به دنبال تسریع و یا به تعویق انداختن مرگ نیست و قادر است رنج جسمی، روانی، اجتماعی، روحی و وجودی را کنترل کند.
قتل قانونی جای درمان را میگیرد!
در کشورها یا ایالت متحده که کمک به خودکشی در آنها قانونی است، چندین مورد سوء استفاده مستند وجود دارد. مثلا در بلژیک، دوقلوهای ناشنوا که احتمال نابینایی داشتند به درخواست خودشان کشته شدند یا یک زن به دلیل ابتلا به بی اشتهایی، نابود شد. در هلند، زنی به دلیل نابینایی کشته شد. یا در در اورگان، ایالات متحده، زنی نامهای از شرکت بیمه خود دریافت کرد که در آن از پرداخت هزینه شیمی درمانی خودداری می کرد، اما به جای آن پیشنهاد خودکشی کمکی یا همان اتانازی را میداد! اتانازی که همان خودکشی است و برخی به دنبال این هستند که در جوامع مختلف آن را قانونی در جامعه قانونی باشد؛ آسیبها و عوارض بسیاری دارد که مقالات معتبر علمی مثل سازمان بهداشت جهانی به آن پرداخته است:
حق روان درمانی در پزشکان بلژیکی
پرسنل پزشکی که مرتکب اتانازی می شوند از عواقب شخصی رنج می برند. انجام این کار دشوار است و پرسنل پزشکی تحت تأثیر نامطلوب قرار می گیرند. در بلژیک، پزشکان پس از مرگ بیمار حق روان درمانی دارند. غیرعادی نیست که پرستاران بلژیکی را ببینیم که یک روز مرخصی می گیرند، وقتی می دانند که اتانازی برنامه ریزی شده است.
برخی از زندگیها بیارزش هستند
پذیرش اتانازی به معنای پذیرش این است که برخی از زندگیها (مانند افراد مسن یا افراد دارای معلولیت) کمتر از دیگران ارزش دارند. قانونی کردن اتانازی پیام روشنی را ارسال می کند: مُرده بودن بهتر از بیمار یا معلول بودن است. برای یک فرد سالم، درک زندگی با ناتوانی یا بیماری به عنوان یک فاجعه، پر از رنج و ناامیدی بسیار آسان است.
درخواست اتانازی اغلب یک فریاد برای کمک است
بیمار واقعاً نمیخواهد بمیرد، او میخواهد علائم و ترسهای خود را درمان و تسکین دهد، بیمار افسرده است و معتقد است که وضعیتش بدتر از آنچه هست، میشود، بیمار در مورد درد احتمالی آینده، ترسهای غیر واقعی دارد. دسترسی به اتانازی میتواند بیمار را بین ترس از درد و میل به ادامه زندگی در لحظات غنی با خانواده و عزیزانش حیران و درمانده کند! بنابراین، در چارچوب جامعهای که به روی اتانازی باز است، بیمارانی که در زندگی با یک بیماری سخت مشکل دارند، بار روانی اضافی را تحمل میکنند. علاوه بر این، در مواجهه با پزشکی که هم شفا میدهد و هم میکُشد، بیمار با عدم اطمینان زندگی می کند که آسیب پذیریاش را افزایش میدهد.
تشویق به پایان دادن زندگی جای مبارزه و ادامه دادن
اتانازی به طور مستقیم یا غیرمستقیم فشارهای زیادی را بر سالمندان و افراد دارای معلولیت وارد می کند. این فشارها ناشی از خانواده یا جامعه است. افرادی که بیمار یا وابسته هستند اغلب احساس بیارزشی می کنند و تصور میکنند بار سنگینی به دوش خانواده و عزیزانشان هستند؛ همینطور بیمارانی که از خانواده خود بیگانه هستند ممکن است فکر کنند که اتانازی تنها راه حل است.
اتانازی بیمارستانها را به مکان های ناامن تبدیل میکند
بسیاری از مردم در جستجوی درمان در بیمارستان تردید دارند. بنابراین اتانازی با خواسته و قسم پزشکی در تضاد است. قانون مقرر میدارد که هر بیمار حق دارد از درمان خودداری کند یا درخواست کند که درمان مداوم متوقف شود برای همین اتانازی منجر به کاهش مراقبت از بیماران لاعلاج خواهد شد. برای مثال: «بیمارستان دانشگاه ژنو پس از اینکه تصمیم گرفت به خودکشی کمکی (اتانازی) اجازه دهد، تیم مراقبت تسکینی خود را کم کرد. یا در "هلند"، یک مورد تایید شده از مرگ بیمار برای آزاد کردن تخت بیمارستان وجود دارد. در "برزیل"، گرچه اتانازی غیرقانونی است، اخیراً یک پزشک پس از کشتن بیماران در بخش مراقبتهای ویژه به هفت قتل متهم شده است.
خودخواهی یا منعفت طلبی جامعه
هزینه سمهای مورد استفاده برای ایجاد مرگ توسط اتانازی حدود ۵۰ دلار برای هر تزریق است، در حالی که هزینه درمان شیمی درمانی هزاران دلار است. دلایل زیادی میتواند افراد یا گروهها را به تشویق بیمار برای درخواست اتانازی تشویق کند: برای یک دولت، این میتواند تمایل به کاهش هزینههای مراقبتهای بهداشتی باشد و برای یک خانواده، میل به رفع احساس گناه یا انجام وظیفه برای حضور در بیمار و برای وراث، عجله برای لذت بردن از اموالی که توسط یکی از اعضای خانواده به وصیت گذاشته شده است.
اتانازی؛ کار انسانی نیست
ما میدانیم که اتانازی در کشورهایی که آن را قانونی کردهاند در حال افزایش است. یک چیز مسلم است؛ زندگی در جامعه مبتنی بر روابط اعتماد متقابل بین همه شهروندان است. همه باید مطمئن باشند که کسی او را نخواهد کشت. ما در حال حاضر شاهد سوء استفاده نگران کننده در حوزه های قضایی هستیم که اتانازی یا کمک به خودکشی قانونی است. تأثیرات منفی، مانند میزان بالاتر خودکشی، وجود دارد. با این حال، مطالعات و گزارشهای موجود، دادههای لازم و کاملی را برای درک آثار مخرب قانونیسازی اتانازی بر جامعه ارائه نمیکند. فراموش نکنید که برای کشتن شهروند دیگری به دلایل دلسوزی کاذب جعبه پاندورا را باز می کند. پس چطور می توانیم شهروند دیگری را که همسایه خود را به هر دلیل دیگری میکشد محکوم کنیم؟ زندگی انسان باید صرف نظر از سن، جنسیت، نژاد، مذهب، موقعیت اجتماعی یا پتانسیل موفقیت مورد احترام قرار گیرد و این دلیل تقریباً جهانی میتواند جلوی قتل عمدی جان یک شخص را بگیرد.


