به طور حتم در روزهای گذشته ویدئوهای جالبی از محصول جدید و شگفتانگیز اپل دیدهاید. هدستی بزرگ شبیه به عینک اسکی که افراد در هر فضایی آن را پوشیدهاند و مشغول کار، دیدن فیلم، ویرایش ویدئو و حتی بازی در خیابان، خانه، مترو و ... هستند.

این هدست دنیای خارج را با دوربینهای رو به بیرون به تصویر میکشد و در صورت نیاز کموبیش آن را به شما نشان میدهد. در واقع با طراحی، شما را در مرکز دنیای کوچک پر از صفحهنمایش خود قرار میدهد تا تجربه نزدیکی، از غوطهوری در آن فضا را داشته باشید.

سایت آمریکایی The Verge درباره اپل ویژن تحلیل جالبی داشته و نوشته است: اپل شرکتی باقدرت فوقالعاده و باسابقه در شکلدادن به نحوه تعامل ما با فناوری است و وقتی محصولی را در دسته جدیدی عرضه میکند، منطقی است که گمان کنیم که آن محصول نسخهای از آینده را نشان میدهد. اگر Vision Pro واقعاً بخش مهمی از این آینده باشد، تعجب نمیکنم اگر احساس تنهایی و انزوا به اوج خود برسد.

در ویدئوهای منتشر شده شاهد دستگاهی با ماهیت بسیار خودمحور هستیم که کاربر منحصراً و بهتنهایی از آن استفاده میکند و اپل میخواهد ما باور کنیم که میتوانیم در «دنیای واقعی» با استفاده از یک هدست شرکت کنیم؛ اما این خیالی بیش نیست.

ما از یک تلفن ثابت برای هر خانواده به یک تلفن هوشمند برای هر نفر و از یک رایانه شخصی برای خانواده به چندین دستگاه متصل به اینترنت شخصیسازی شده برای هر نفر رسیدیم و در این انتقال، ما مرتباً دسترسی بیشتری به دادهها دادیم و سرگرمیهای بیشتری به دست آوردیم. اما ما چیز مهمی را نیز از دست دادیم و آن تجربه مشترک و داستانهای مشترک است.

برای دارنده هدست، افراد حاضر در یک اتاق فقط بهعنوان پسزمینه هستند و بین اشیایی حرکت میکنند که فقط شما میتوانید آنها را ببینید و عملاً باعث نادیدهگرفتن دیگران میشود و اکنون با Vision Pro، احتمالاً عقبنشینی ما به درون خود کامل میشود و آخرین میخ را به تابوت تجربیات مشترک در یک فضای فیزیکی میکوبد.

شاید اپل به گمان خود یک مدینه فاضله سعادتمند را آغاز کرده باشد که در آن همه ما به همان اندازه که دوست داریم با محیط اطرافمان هماهنگ شویم در آسایش خانه خود به دور از هیاهو و ارتباط با دیگران بمانیم، اما فکر می کنم یک چیز قطعی وجود دارد و آن این است که عاقبت تنهایی به جهنم میرسد.

درست است که امروزه این دستگاه جادویی اپل حجیم است و انتقادهایی به آن وارد است، اما به شما قول میدهم چند سال دیگر، وقتی بهاندازه عینکآفتابی، عدسیهای تماسی یا ایمپلنت مغزی کاهش یافت، درست به همان شیوهای که امروز با تلفنهایمان برخورد میکنیم، به آنها نیز اعتیاد پیدا کردهایم و نمیخواهیم از آن جدا شویم، چرا که قدرت اجتماعی شدن و ارتباط با دیگران را از دست داده و به تنهایی دچار شدهایم.



