سقط جنین یک گناه کبیره است، یک قتل عمدی. اما به جز این مورد زنانی که دلایل مختلف یا حتی در برخی موارد بدون دلیل دست به سقط جنین عمدی زده‌اند، هیچ‌وقت نتوانستند با این تصمیم کنار بیایند. اثرات این تصمیم تا همیشه در زندگی آن‌ها باقی مانده و پای صحبت‌های‌شان که می‌نشینید همه‌شان با ناراحتی عمیقی از آن حرف می‌زنند. در این گزارش برخی از تجربه‌های زنان ایرانی و زنان خارجی را جمع کرده‌ایم.

زهرا شاهرضایی
پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲ - ۰۰:۰۰
دیگه دیر شده بود ...

سقط جنین یک گناه کبیره است، یک قتل عمدی. اما به جز این مورد زنانی که دلایل مختلف یا حتی در برخی موارد بدون دلیل دست به سقط جنین عمدی زده‌اند، هیچ‌وقت نتوانستند با این تصمیم کنار بیایند. اثرات این تصمیم تا همیشه در زندگی آن‌ها باقی مانده و پای صحبت‌های‌شان که می‌نشینید همه‌شان با ناراحتی عمیقی از آن حرف می‌زنند. در این گزارش برخی از تجربه‌های زنان ایرانی و زنان خارجی را جمع کرده‌ایم.

کاش برگردم به عقب...

بیشتر تحقیقات مربوط به سقط جنین، درباره زنانی است که که به هر دلیل باردار شده‌اند؛ اما می‌خواهند جنین خود را سقط کنند؛ اما در این مسیر به مشکل خوردند و کمتر به زنانی پرداخته شده که جنین خود را بی‌دلیل کشته‌اند و حالا پشیمان شده‌اند. همه کسانی که به دنبال گرفتن حق قانونی سقط جنین هستند، هرگز حاضر نیستند اعتراف کنند که زنان چه دردی را تحمل می‌کنند. تقریبا بیشتر افرادی که تجربه عمدی و بدون دلیل سقط جنین را داشتند، می‌گویند اگر به عقب برگردند، آن کار را تکرار نمی‌کنند. مستندی سال‌ها پیش از تجربیات دردناک زن‌ها درباره موضوع سقط جنین تحت عنوان رازهای تاریک زنان ساخته شده بود، مستندی که به بغض و پشیمانی و تجربه زن‌ها پس از سقط جنین پرداخته است. نظرات بقیه زن‌ها برای این مستند که در یوتیوب انگلیسی بارگذاری شده، جالب است. زنی ۳۲ ساله نوشته سال‌ها پیش جنین‌های دوقلویش را سقط کرده چون آن زمان سه فرزند دیگر هم داشته؛ اما هنوز پس از گذشت سال‌ها نتوانسته با آن کنار بیاید و هر شب به خاطرش گریه می‌کند. یکی دیگر از کسانی که از سقط جنین اظهار پشیمانی کرده، یک آقای میانسال است! این آقا نوشته که ۳۰ سال پیش، نامزدش باردار شده؛ اما متاسفانه جنینش را سقط کرده است و رابطه آن‌ها هم به جدایی کشیده است؛ اما این مرد بعد از گذشت این همه سال و داشتن سه فرزند، هنوز احساس پشیمانی می‌کند. برخی از کاربران نوشته‌اند که در نوجوانی باردار شده‌اند و از ترس پدر یا مادرشان یا به دستور آن‌ها فرزند خود را کشته‌اند و به خاطر همین از والدین خود متنفرند! یکی از کاربران نوشته: «باید بپذیرید وقتی لقاح صورت گرفت و جنین به وجود آمد، دیگر فقط بخشی از وجود زن نیست و حیات جداگانه دارد.» کاربر دیگری نوشته: «درست است که سن و سال کمی داری و از پدر و مادرت هم می‌ترسی؛ اما چطور از خدا نمی‌ترسی؟ کشتن، گناه بزرگی است.» تقریبا نکته‌ای که در نظرات همه وجود دارد، عذاب وجدان همیشگی است. آدم‌ها بعد از تجربه کشتن جنین خود هرگز احساس آرامش نخواهند کرد.

دیگه دیر شده بود ...

برای دیدن نظر کاربران ایرانی هم به سایت‌های تبادل نظر زنانه می‌توانیم سر بزنیم. بیشتر زنان اینجا هم اظهار پشیمانی کرده‌اند. یکی از زنان نوشته بود: «بچه‌مو دوستش داشتم؛ اما مجبور شدم.» زن دیگری نوشته: «بعد از سقط جنین با بیماری‌های زیادی دست و پنجه نرم کردم. بیماری‌ای داشتم که دکتر می‌گفت فقط با شیردهی بهتر می‌شود؛ اما من این فرصت را از خودم و فرزندم گرفتم.» یکی از کاربران حاملگی در دوران عقد را دلیل سقطش عنوان کرد. برخی فکر می‌کردند اگر هر چه زودتر جنین خود را بیندازند گناه کمتری مرتکب می‌شوند؛ درحالی که وقتی لقاح صورت گرفته، شرعا حق گرفتن جان جنین را ندارند. بعضی از کاربران از فشار همسرانشان و ترغیب به سقط نوشته‌اند: «شوهرم کلی دادوبیداد کرد و گفت این بچه رو نمی‌خوام. کاش دل و جرئت داشتم و باهاش می‌جنگیدم. من پشیمونم و به هیچکس توصیه نمی‌کنم. تا آخر عمر غصه می‌خورید.» یکی از دلایل زن‌ها برای سقط، این بوده که دو فرزند داشتند و دیگر به فرزند دیگری فکر نمی‌کردند. طی سال‌ها اگر کسی بیشتر از دو فرزند داشت، این قضیه زشت و قبیح بود و شاید باور نکنید دلیل خیلی از سقط‌ها هنوز همین قضیه است! علاوه بر این، بیشتر این سقط‌ها از تصمیم تا اجرا خیلی سریع صورت گرفته‌اند. در یک پژوهشی که روی زنان متاهل تهرانی صورت گرفته، یک پارامتر به صورت جدی دیده می‌شود و آن عجولانه بودن فرآیند سقط جنین است. بیشتر کسانی که سقط ارادی داشته‌اند، گفته‌اند دچار بهت و شوک شده‌اند و سریع اقدام به کشتن جنین خود کرده‌اند و شاید اگر بیشتر به خود فرصت می‌دادند و مشورت می‌کردند، این تصمیم را نمی‌گرفتند. خیلی از زنان همان زمانی که تصمیم به خوردن قرص و انجام سقط می‌کنند یا زمانی که منتظرند دکتر عمل ساکشن را انجام دهد، پشیمان می‌شوند. جایی که به گفته خودشان انگار روح از بدنشان خارج می‌شود؛ جایی که دیگه خیلی دیر شده... ه.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها