موش کثیف
ماجرای موش کثیف به حدود 700 سال پیش برمیگردد. وقتی بیماری طاعون به یک بیماری همهگیر کشنده در کل اروپا تبدیل شده بود، یهودیان بزرگترین متهم پخش طاعون و مرگ و میر مسیحیان اروپایی بودند؛ برای همین کارهای تشکیلاتی زیرزمینی و کثیف، لقب موش کثیف به آنها داده شد. صهیونیستها دیدند نمیتوانند این لکه ننگ را از پیشانی خود پاک کنند؛ پس به جای تلاش برای از بین بردن این لقب، سعی کردند ذهنیتها را از همین موش که حیوان محبوبی نبود، تغییر دهد؛ پس طی چندین دهه آثار کارتونی با محوریت موشهای قهرمان ساخته شد. میکیموس، تام و جری، استاد شیفو و لاکپشتنینجا مشهورترین کارتونها با محوریت موش قهرمان هستند.
بی مادری
یکی از فاکتورهای مهم در انیمیشنهای صهیونیستی، تنهایی و بهویژه بیمادری شخصیتهای اول این انیمیشنهاست. مادر در آثار رسانهای نماد سرزمین است. شخصیتهایی که دربهدر به دنبال مادر خود میگردند را صهیونیسم برای جلب دلسوزی مخاطب خلق کرده است. این بیمادری در کارتونهای زیادی دیده میشود، از سیندرلا و هاچ زنبورعسل تا پاندای کونگفوکار دیده میشود. البته ضربه به خانواده، هدف بعدی نمایشِ این قهرمانان بیخانواده است.
سرزمین موعود
صهیونیسم معتقد است یک سرزمین موعودی در گذشته وجود داشته و الان گم شده است؛ پس باید دوباره آن سرزمین موعود را پیدا و یهودیان را از سراسر جهان در این سرزمین موعود جمع کرد. این ایده در بعضی از کارتونها به صورت ضمنی آمده است؛ مثل تمام شخصیتهایی که به دنبال مادر خود میگردند و در بعضی کارتونها به صورت مستقیم به این سرزمین موعود جعلی اشاره میکند. در یکی از قسمتهای پاندای کونگفوکار نمایی از سرزمین موعود که آرزوی پاندا رسیدن به این منطقه است، به صورت گذرا دیده میشود.
منجی در سبد
اتفاقات بزرگ و عجیب و خارقالعاده یک بار در تاریخ یا در افسانهها اتفاق میافتند؛ سپس این اتفاقات خاص به صورت هنری در آثار هنری و رسانهای بازتولید میشوند. به این اتفاقات خاص و منحصربهفرد اصطلاحا میگوییم «کهنالگو». کهنالگوهای حضرت موسی علیهالسلام که شامل اتفاقات ویژه دوران زندگی حضرت است و معجزه به حساب میآید، به کرات در آثار رسانهای یهود تکرار شده است؛ مثلا در انیمیشنهای پاندای کونگفوکار و گربه چکمهپوش، کهنالگوی در سبد رها شدن حضرت موسی علیهالسلام آمده است. سبدی که حضرت موسی در آن قرار داده شده، به تابوت عهد معروف شده و تا سالها پس از ایشان جزو ذخایر ارزشمند یهود به شمار میآمد.
دستکشهای سفید
در اندیشه صهیونیستها، حضرت سلیمان یک پادشاه است و برای حضرت، شان پیامبری قائل نیستند. در افسانه یهود، حضرت سلیمان وقتی دستور به ساختن کاخ میدهد، معماری به اسم هیرام را مسئول این کار میکند. هیرام به خاطر اختلاف بر سر حقوق، توسط بقیه کارگران کشته و تکهتکه میشود. پس از مدتی سلیمان متوجه غیبت هیرام میشود و 9 نفر از افراد مورد اعتماد خود را مامور پیدا کردن هیرام میکند، این افراد دستکش سفید در دست داشتند دستکش سفید نماد بی گناهی است، پس از مدتی جسد تکه تکه شده هیرام را پیدا میکنند. حضرت هم تکهها را به هم چسبانده و هیرام دوباره زنده میشود. البته همان طور که ذکر شد این داستان، افسانه است و اصلا واقعیت ندارد؛ اما با همین داستان جعلی، دستکش سفید نمادی از پاکی و لباس فرم فراماسونری شد! احتمالا سونیک یا میکیموس را با این دستکشهای سفید دیدهاید.


