سبک طنز و شاد خوب است و مردم را برای چندساعتی میخنداند، اما مسئله این است که تمام سینمای ما را باید فیلمهای طنز پُر کند تا مسئولان خوش ذوق سینمایی میتوانند به سوژههای دیگر سینمایی هم فکر کنند و نگاهی دوراندیش به موضوعات و مضامین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشته باشند.
«بچهزرنگ» یا «فسیل»
نزدیک به شش ماه فیلم «فسیل» در صدر پُرفروشترین و پُرمخاطبترین اثر سینمایی بود بعد از آن اثر جدید «هتل» صدر پُرفروش را از «فسیل» ربود و «بچه زرنگ» جایگاه دوم را از آن خود کرد و «فسیل» هم جایگاه سوم را دارد.
فیلمهایی هم که در سبک اجتماعی هستند خیلی با اقبال روبهرو نشدند و میتوان گفت اگر بهعنوان یه گزارش میدانی کوتاه و حتی نه تفصیلی به سینماها سر زد خیلی از مردم در جریان فیلمهای جدی و اجتماعی سینما نیستند.
سینمای معناگرای اجتماعی را خیلی وقته نداریم
انگار سینما آن هویتی اصیلی که با سینمای اجتماعی و معناگرا پیدا کرده بود و حتی با این مقوله سیری در سینمای جهان داشت و مسیرهای طولانی و قابل تاملی را درنوردیده بود دیگر خبری نیست.
این خوب است که سینما وجه سرگرمسازی را پررنگ و قدرتمند در پیش گرفته که ماههاست در صدر هم قرار گرفته اما آن چارچوب نظاممند اجتماعی که جایگاهی در مضامین اجتماعی داشت و قدرت تفکر را در مخاطب زنده میکرد انگار رها شده و به لحاظ کیفی برای مخاطب از قدر و منزلتاش کاسته شده است.
از «کت چرمی»، «مصلحت» و «نگهبان شب» چه خبر!
فیلمهای اجتماعی «کت چرمی»، «مصلحت» و «نگهبان شب» هم در اکران سینمایی بودند اما تعداد محدودی از مردم فیلم را برای تماشا انتخاب کردند در حالیکه اثر رضا میرکریمی «نگهبان شب» فیلم راه یافته به اسکار بود و قرار است در سطح بینالمللی برای سینمای ایران افتخارآفرینی داشته باشد اما به گفته خود کارگردانش حتی در سینماهای خودمان چه در تهران و چه شهرستانها سانسهای خوبی برای اکران فیلم در نظر نگرفته بودند و میزان کمی از بازدید و فروش را در سینما داشت.
متولیان و مسئولان از آرمانهای سینما فاصله نگیرند!
سینمای ایران با طی کردن مسیر بالندگی از دهه هفتاد و هشتاد با وجود کارگرانانی صاحب سبک همچون مجید مجیدی با اثر «بچههای آسمان» یا «به رنگ خدا» که روایتگر کودکان قهرمان بود هنوز هم در ذهن مخاطبانش ماندگار است تا «ابراهیم حاتمیکیا» و «رخشان بنیاعتماد» و امثالهم بنمایههای فرهنگی و اجتماعی و آرمانها را به واسطه هنر هفتم به معرض نمایش گذاشتند.
اما امروزه این نوع اتفاقات کمرنگ شده و فعلا کفه به سمت طنز و سرگرمی میچربد در حالیکه باید توازنی میان تمامی سبکها به خصوص سبکهای پرطرفدار باشد و از هر موضوع و پدیدهای در این حوزه زمان و هزینه بگذاریم. هم طنز، هم اجتماعی و هم شهری و سیاسی مغفول ماندن یکی نسبت به یکی دیگر بر هم زدن توازن است و باید کفه موضوعات را تقریبا برابر کرد.
به بدنه اصلی این روزهای سینما نگاه کلی بیاندازیم انگار سبک طنز سایه عمیقی بر سبکهای مختلف گسترانیده که شاید به مذاق خیلی از مخاطبان، تماشاچیان، کارشناسان سینمایی و حتی متولیان و مسئولان خوش بیاید که عملکرد سینما تکانی خورده و حتی مخاطبانش هم بیشتر شدهاند.



