نه فقط ما آدمها که همه ذرات دنیا برای خودشان سرنوشتی دارند... همه آدمها و اجزای جهان بالاخره یک نقطهای را پیدا میکنند که آن را نقطه رستگاری میدانند جایی که برای قصه زندگیشان یک پایان خوش به حساب میآید. هدف و غایتی که در نهایت پیش خودشان میگویند ما ماموریت آمدنمان به این دنیا را انجام دادیم. برای ما که شما را مرکز و دلیل عالم میدانیم، نقطه رستگاری را درست جایی تعریف میکنیم که در نهایت به اسم شما برسد. مثلا همه پارچه مشکیهای دنیا دست و پا میزنند تا سیاهه عزای محرم و تکیههای شما باشند، همه قندهای عالم ته دلشان آب میشود که کنار چای روضه شما بنشینند. مثلا چوبهای دنیا دلشان لک میزند که ستون خیمه شما باشند تا یک صندلی کهنه و خسته گوشه اتاق... حتی گوسفندها هم وقتی بلیتشان برده که برای گوشت قیمه ظهر عاشورا قربانی شوند.
همه آدمها و اجزای جهان بالاخره یک نقطهای را پیدا میکنند که آن را نقطه رستگاری میدانند جایی که برای قصه زندگیشان یک پایان خوش به حساب میآید. هدف و غایتی که در نهایت پیش خودشان میگویند ما ماموریت آمدنمان به این دنیا را انجام دادیم.


