رنگت پریده از عطش ای خاک بر سرم با آنکه نام باب تو ساقی کوثر است زینب شکایت از غم هجران کند ولی یکساعت دگر ز جفا بی برادر است صدای خواندن این اشعار با صدای گریه جمعیت قاطی شده، جلوتر میروم تا منشا صدا را بین جمعیتی که از دور میبینم پیدا کنم. شمر تعزیه با صدای محکم ولی حزنآلودی شمشیر در هوا میچرخاند و میخواند: از کوفیان وفا مطلب پا بنه به جنگ، دیگر تو را نه قاسم و عباس و اکبر است... گریه حضار اوج میگیرد. امیر حدادی 42 ساله و اصالتا اهل تفرش، 25 سال است که در دستگاه تعزیه مخالفخوانی میکند. نقش شمر و حارث و منقذ را بازی میکند و خودش میگوید سعی میکند تا با این کار گوشهای از ظلمی که به امام حسین علیهالسلام و اهل بیتش شده را به مردم نشان دهد.
امیر حدادی 42 ساله و اصالتا اهل تفرش، 25 سال است که در دستگاه تعزیه مخالفخوانی میکند. نقش شمر و حارث و منقذ را بازی میکند و خودش میگوید سعی میکند تا با این کار گوشهای از ظلمی که به امام حسین علیهالسلام و اهل بیتش شده را به مردم نشان دهد.

در ادامه گفتگوی تبیان با این بازیگر تئاتر و تعزیه را میخوانید:
_از چندسالگی وارد کار تعزیه شدید؟
از سن 7 سالگی در کنار پدر و برادرهایم که آنها هم تعزیهخوان بودند شبیهخوانی کردهام. و الان 25 سال است که مخالفخوانی میکنم.
_چرا مخالفخوانی را انتخاب کردید؟
وقتی 17 سالم بود در روز عاشورا نقش عبدالله را در تعزیه داشتم، آقایی که نقش مخالفخوان را داشت ضربهای به من زد که کاملا چشمم سیاهی رفت و نفسم بند آمد. پیش خودم گفتم دیگر تمام شد. بعد از یک ربع احیا شدم و همانجا نیت کردم که مخالف خوان شوم. حدود شش یا هفت سال متوالی است که مقام اول و دوم کشوری در شبیهخوانی دارم که این هم لطف اهلبیت علیه السلام است که شامل حال من شده است.

_خانواده مشکلی با مخالفخوانیتان نداشتند؟
نه، وقتی پیشرفت کار را دیدند خوششان هم آمد. چون من هر نقشی هم که دارم به نسبت آن آرشیو لباس دارم. خودم لباس را در رنگ و طرحی که بخواهم انتخاب و خیاطی میکنم و وقت میگذارم. شکر خدا مورد استقبال بقیه هم قرار گرفته است.
_مردم و اطرافیان چه واکنشی داشتند؟
من سعی میکنم آن قساوت و شقاوت را نشان دهم. بارها شده مورد اهانت قرار گرفتهام، گفتهام عشق امام حسین علیه السلام است. کتک خوردهام، گفتهام عشق امام حسین علیه السلام است. پارسال در تکیه تجریش، امامزاده صالح (ع)، وقتی سر طفلان مسلم را بریدم آقایی آمد روی سن، من را میزد و میگفت چرا سر بریدی؟
دوست دارم در کار طوری باشم که مخاطب را واقعا تحت تاثیر قرار بدهم. من برای مستمعی که وارد مجلس میشود احترام قائلم و سعی میکنم بهترین لباس و شعرخوانی را داشته باشم.
_سختیهای کارتان در همه این سالها چه بوده؟
من هنر تئاتر هم کار کردهام، در تئاتر ما شاید یک دیالوگ را یک ماه، دو ماه، سه ماه تمرین میکنیم و اجرا میکنیم. اما در تعزیه گاهی باید فیالبداهه اجرا کنی، چرا که مثلا امکان دارد شعر فراموش شود، شمیر یا خنجر از دستت بیفتد و توباید بداهه همان لحظه شعر بخوانی تا مستمع متوجه نشود چه اتفاقی افتاده.
خیلی جاها هم حمایتشان ضعیف است. مثلا ما در شهر قم هستیم اما شاید در سال اینجا ده تا تعزیه اجرا نشود چرا که حمایتی صورت نمیگیرد. اما خب شهرهای دیگری مثل شیراز، اصفهان، کرمانشاه و ... هم برای اجرا رفتیم که حمایتهای خوبی صورت گرفته.

_به نظرتان در این سالها هنر تعزیه پیشرفت کرده؟
بله، خیلی بهتر شده و احیا شده که این خیلی خوب است. سالهایی بوده که حمایت نمیشده، جمعیتی نبوده و به قول خود ما تعزیهخوانها به چشم دورهگرد به ما نگاه میشده.
احتمالا در خیابان دیدهاید دوستان و همکارانی که شغلشان این است و مجبورند برای گذران زندگیشان در کنار خیابان و بازار معرکهگیری انجام بدهند و مدد بگیرند از مردم که اموراتشان بگذرد. این هم برمیگردد به وزارت ارشاد که باید این دوستان را حمایت کند. به هر حال این پیشه یکسری حسنها و یکسری مشکلات را کنار یکدیگر دارد که باید با آنها کنار آمد.
_هنر تعزیه را چطور یاد گرفتید؟
شاگردی تئاتر کردم و در تعزیه هم اساتید خوبی داشتم. مرحوم استاد اسماعیلی که به من آموزش داد خودش امامخوان بود اما به من شمرخوانی یاد داد. برای کارم هم وقت گذاشتم. یعنی اگر نقشی پیشنهاد میشد، برای نقشم، لباسها، اشعار، متنی که باید بخوانم، تحقیق میکردم که این واقعیت دارد یا نه سپس انجام میدادم.
لطف اهل بیت علیه السلام هم که سرچشمه کار بوده و هست.
_این روزها هنوز کسی وارد این حرفه میشود و جوانترها همچنان مشتاق یادگیری این هنر هستند؟
بله؛ بسیاری هستند. الان در خانواده خود ما پسر برادرم یکی از شبیهخوانهای مطرح کشور است، هم صدای آوازی خوبی دارد هم تحریر خوبی دارد. دو تا از پسرهای برادر بزرگترم هم قاسمخوان و علیاکبرخوان هستند.
یعنی از خانواده ما که فقط 4 نفر اضافه شدند، بهرحال خانوادههای دیگر هم هستند.
حتی ما نوازنده 13 ساله شیپور و ترومپت داریم، این یعنی این بچهها شوق و ذوق دارند. امام حسین علیهالسلام هم نوری است که هرگز خاموش نمیشود.

_ بازی کردن کدام شخصیت در واقعه عاشورا برایتان سختتر است؟
حارث در تعزیه دو طفلان مسلم، چون لحظاتی واقعا دلت میشکند. دوتا بچه را آدم میبیند واقعا منقلب میشود. ما اینجا فقط اجرا میکنیم اما وقتی به حقیقت ماجرا فکر میکنی که این اتفاق واقعا افتاده و چطور این دو طفل معصوم را با این قساوت سر بریدهاند.
بعد هم که به ادامه ماجرای کربلا و بریدن سر مبارک امام حسین علیهالسلام و اسارت اهل بیت که فکر میکنی یا به اشعاری که میخوانی دقت میکنی پر از حزن و اندوه است. امام صادق علیهالسلام فرمودند اگر مردم میدانستند چه مصیبتی به جدم وارد شده شبانه روز خون گریه میکردند.
_ تا به حال شده حین اجرای نقشی گریهتان بگیرد؟
بله، دو سه روز پیش حارث بودم گریهام گفت. امشب نقش منقذ قاتل حضرت علیاکبر را دارم، وقتی به قول ما تعزیهخوانها خنجرزنی انجام میدهم و به بدن علی اکبر با خنجر میزنم خودم مینشینم و گریه میکنم. ما هم دلمان شبیه گنجشک است اما مجبوریم آنجا قساوت به خرج دهیم.
_خاطرهای دارید که از امام حسین علیهالسلام حاجتی خواسته باشید؟
من سال 95 دیسک کمر داشتم. دکتر پنج مدل مسکن مختلف برایم نوشته بود و گفت که نباید کاری انجام بدهی. آن سال برای تعزیه گرمسار دعوت شده بودیم اما حتی نمیتوانستم درست بنشینم، تکیه میدادم به دیوار و ظرف غذا را میآوردند جلوی صورتم که بتوانم بخورم. گریه میکردم و فقط از درد ناله میکردم. روز پنجم محرم موقع سحر، با درد از خواب بیدار شدم. همانطور که در رختخواب نشسته بودم رو به امام حسین علیهالسلام گفتم: یا امام حسین، همه به ما میگویند التماس دعا. چرا خودم حاجت نمیگیرم و باید درد بکشم؟
نمازی هست به نام نماز خانم امالبنین که روی تختگاه تعزیه میخوانند، من این نماز را خواندم و خوابیدم. صبح بیدار شدم و بچههای گروه را برای صبحانه بیدار کردم، انگار نه انگار که دردی داشتم. به من گفتند دیوانه شدی؟ گفتم هیچ چیزی نگویید تا روز تاسوعا. روز تاسوعا خودم با گریه داستان این لطفی که اهل بیت علیهالسلام به ما روا داشتند و با نطر خانم امالبنین و حضرت عباس علیهالسلام شفا گرفتم را برای مردم میگفتم که قدر خودتان را بدانید در مجلس چه کسی آمدهاید.

_اگر به عقب برگردید بازهم مخالفخوان میشوید؟
باز هم مخالفخوان میشوم تا مردم ذرهای از آن قساوت را ببینند، ذرهای از ظلمی که به اهل بیت علیهالسلام شد. حتی اگر مرا کتک بزنند عیبی ندارد. راضی هستم که مردم به من حمله کند اما بدانند که به اهل بیت علیهالسلام چه گذشته است.
_در طی این سالها دردلتان با امام حسین علیهالسلام عهدی داشتهاید؟
فقط گفتهام که سالم باشم و لطف امام حسین علیهالسلام شامل حالم شود. همچنین توفیق خدمت به پدر و مادرم را تا آخرین نفس داشته باشم.



