بعد از قرآن، سرشارترین منبع در زمینۀ معارف توحیدی، دعاهای منسوب به امامان شیعه است. از جمله دعاهایی که خواندنش در روز عرفه در دهه‌های اخیر به شکل سنتی فراگیر درآمده، دعای عرفۀ منسوب به حضرت سیدالشهداست. اما دعای عرفه چرا مهم است؟

چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲ - ۰۰:۰۰
 دعایی که مدرسه است
دو دعای عرفه در متون معارف دینی، دو دعا با عنوان «دعای عرفه» نقل شده است یکی از امام سجاد علیه السلام در صحیفۀ سجادیه و دیگری از حضرت اباعبدالله علیه‌السلام. هر دو دعا، سرشار از مضامین بلند توحیدی و اخلاقی است و لذا بزرگان توصیه کرده‌اند بهتر است انسان در مواقع مختلف زندگی و نه فقط روز عرفه، این دعاها را بخواند بلکه بهتر است روز عرفه بین این دو جمع کند و هر دو را بخواند. تاریخ صدور دعای عرفه تاریخ دقیق صدور این دعا معلوم نیست اما قطع به یقین، حضرت این دعا را پیش از آخرین سفر حجی که منجر به شهادتشان گردید، خوانده‌اند. در واقع، اباعبدالله علیه‌السلام در سفر آخر، اساسا در عرفات، وقوف نداشتند؛ چون بیم توطئه بنی امیه علیه ایشان می‌رفت و ممکن بود با ریختن خون مبارکشان، حرمت خانه خدا شکسته شود، لذا نیت خود را از تمتع به عمره برگرداند و رهسپار کوفه شدند. حضرت در فرازی از دعای عرفه، به ما یاد می‌دهند که مرگ و زندگی باید کریمانه و آبرومندانه باشد دلیل اهمیت دعای عرفه  قرآن، کلام نازل خداوند است و دعا، قرآنِ صاعِد (بالارونده).  امام خمینی رحمه الله علیه به نقل از استاد عرفان خویش، آیت الله شاه آبادی، می‌گویند: «بعض از مشایخ ما می‌فرمودند: قرآن، قرآن نازل است، آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا می‌رود، این قرآن صاعد است.»(1) حال اگر این دعا از ناحیۀ معصوم صادر شده باشد از حیث ارزش معرفتی و سلوکی، عظمتی دوچندان پیدا می‌کند. چون اهل بیت علیهم السلام در سخنان خود با توجه به ظرفیت درک مخاطب سخن می‌گفتند اما در پیشگاه پروردگار با بینش وسیع خود نیایش می‌کردند لذا می‌توان گفت دعاهای قطعی‌الصدور ایشان از جمله دعای عرفه، عالی‌ترین مدرسۀ توحید و غنی‌ترین درس‌نامۀ عرفانی، تربیتی و اخلاقی است. ما در اینجا از باب نمونه، به تبیین یکی آموزه‌‌های تربیتی دعای عرفه اشاره می‌کنیم. یکی از هزار درس معرفت حضرت در فرازی از دعای عرفه، به ما یاد می‌دهند که مرگ و زندگی باید کریمانه و آبرومندانه باشد. می‌فرمایند:«وَ اجْعَلْ سَمْعِی وَ بَصَرِیَ الْوَارِثَیْنِ مِنِّی‌»؛ یعنی گوش و چشمم را وارث جانم قرار بده (نه بر عکس). انسان اگر قبل از اینکه جان دهد، نیروی جمسانی‌اش از دست برود و گرفتار دردها و امراض زمین‌گیرکننده شود، به کمک دیگران حاجت پیدا می‌کند اما احتیاج بر خلاف کرامت انسانی است. لذا حضرت از خداوند مرگ باعزت طلب می‌کنند. می‌فرمایند: «خدايا اينها را وارث من قرار بده نه مرا وارث اينها، اگر اول چشم و گوش را بگيري و من بمانم، من مي‌شوم وارث اينها؛ ولي اگر اول جان مرا گرفتي، اين چشم و گوش به تبع جان من رخت برمي‌بندند، آنها مي‌شوند وارث، خدايا كاري كن كه چشم و گوش بشود وارث، نه من بشوم وارث» (2) حضرت سید الشهدا سال‌های متمادی در مکتب توحیدی پدر بزرگوارشان سپری کرده‌اند و این جزو آخرین تعالیم امیرالمؤمنین علیه السلام است که در روزهای پایانی عمر شریفشان، فرمود: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ نَفْسِی اَوَّلَ کَرِیمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ کَرَائِمِی وَ اَوَّلَ وَدِیعَةٍ تَرْتَجِعُهَا مِنْ وَدَائِعِ نِعَمِکَ عِنْدِی» یعنی: خدایا، جان مرا نخستین موهبت ارزشمندی قرار ده که از میان دیگر مواهب ارزنده، باز می‌ستانی (3) به گفتۀ استاد ملکیان، این جمله، «تکان‌دهنده‌ترین سخن در فرهنگ بشری» است.(4) چرا که اگر بنا باشد شرافت، عدالت، عقلانیت، ادب و دیگر مَکرُمت‌های انسانی قبل از ستاندن جان انسان که بسیار ارزشمند و شریف است، ستانده شود، دیگر از انسان جز تفاله‌ای باقی نمی‌ماند. پی‌نوشت: 1. سخنرانی امام در تاریخ 21/4/59، حسینه جماران 2. جوادی آملی، درس اخلاق؛ 17/2/9 3. نهج البلاغه، خطبۀ 25 4. مصطفی ملکیان، تحلیل فلسفی، ص۱۴۶

پربازدیدها

پربحث‌ها