«هفت بهار نارنج» قصه‌ پیرمردی است که در دانشگاه استاد ادبیات بوده و عاشق یکی از دانشجوهایش می‌شود، با او ازدواج می‌کند اما بعد از سال‌ها برای زندگی‌اش می‌جنگد تا عشق‌اش را زنده نگاه دارد، عشقی که فقط نفس می‌کشد.

مریم علی بابایی
پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۰
«هفت بهار نارنج»؛ بوی یار در جنگل‌ ذهن

  نکته ویژه‌ای «هفت بهار نارنج» حضور «علی نصیریان» است که کارگردان با وجود او قاب‌های ویژه و چشم‌نوازی را بسته است. او به‌خوبی توانسته «عشق» را در تمام لحظات زندگی تجربه کند و روی پرده سینما آن را به مخاطب انتقال دهد، عشقی که قدیمی است، شور و هیجانی ندارد اما انتقال دهنده حس خوب صمیمت و از همه مهم‌تر وفاداری محض است. روایت فیلم یک خطی است و فقط با پیرمردی روبه‌رو هستیم که امورات روزمره‌اش را در کلبه‌ای خارج از شهر زندگی می‌کند، داستانی که برای مخاطب نه تعلیقی ایجاد می‌کند و نه ذهنش را درگیر خواهد کرد. فقط به او می‌گوید مسیر دوست داشتن یک مسیر چند ساله است که راه‌های پر فراز و نشیب دارد و یک شبه به دست نمی‌آید. سناریوی «هفت بهار نارنج» ایده‌ای دارد که امکان دارد برای مخاطب جذابیتی نداشته باشد اما روند خسته‌کننده‌ای هم ندارد، داستان جلو می‌رود و زندگی عاشقانه پیرمرد را نشان می‌دهد. عشقی که برای دهه ۸۰ یا ۹۰ نیست عشقی قدیمی که با هر لحظه نفس کشیدن انگار زیادتر می‌شود و می‌خواهد تمام وجودش را پر کند.  روایت فیلم یک خطی است و فقط با پیرمردی روبه‌رو هستیم که امورات روزمره‌اش را در کلبه‌ای خارج از شهر زندگی می‌کند، داستانی که برای مخاطب نه تعلیقی ایجاد می‌کند و نه ذهنش را درگیر خواهد کرد. فقط به او می‌گوید مسیر دوست داشتن یک مسیر چند ساله است که راه‌های پر فراز و نشیب دارد و یک شبه به دست نمی‌آید.  سوژه «عشق» که آرام و قدیمی است و شور و هیجانی نوجوانی و جوانی که سریعا فروکش می‌کند مخاطبان خاص خودش را دارد، مثل یک دریای آرام است که در ذهن مخاطب آرامش می‌ریزد و سعی دارد آن را در هیاهوهای عجیب و غریب دور نگه دارد تا بتواند مسیری روشن و افقی تازه را پیش روی آن بگذارد. «هفت بهار نارنج» حتی از اسمش هم پیداست می‌خواهد حال خوب به مخاطب بدهد، نه جنگ و خون‌ریزی دارد، نه شوک به مخاطب می‌دهد و نه گره‌های متعددی را در ذهن ایجاد می‌کند، «هفت بهار نارنج» مثل حس خوش بوی بهار در شمال، نارنج در کنار سبزی پلو با ماهی و بوی یاس در جنگلی سرسبز و با نشاط است که فقط یادآوری حس تعلق خاطر به دوست داشتن را تداعی می‌کند. طیفی از مخاطبان هم از سینما همین را می‌خواهند حالشان با دیدن یک فیلم خوب شود و راضی از سالن سینما خارج شوند، سوژه‌ای که نه مخاطب را اذیت می‌کند و نه می‌خواهد او را سردرگم در کوچه‌های رخدادهای عجیب و غریب رها کند.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها