بعید است والدی را پیدا کنید که دلش بخواهد فرزندش خلافکار شود یا شر او به همه برسد. حتی بسیار والدینی که آدم‌های خوبی از آب درنیامده‌اند، دزدی و خیانت را ارزش نمی‌دانند و نمی‌خواهند فرزندشان در راه آن‌ها باشد. اما نمی‌دانند چه فضای تربیتی را برای او فراهم کنند تا فضیلت‌های اخلاقی در او رشد کند. این بار درباره مهارت همدلی، یعنی مهارت درک احساسات دیگران می‌گوییم.

سعیده بقایی
یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۰
یک فضیلت فراموش‌شده

یک مهارت فطری

کودک شش‌ماهه گریه می‌کرد و به‌هیچ‌وجه آرام نمی‌شد. مادر لباسش را کم کرد، سعی کرد او را بخواباند، بغلش کرد، کمی آب برایش آورد، شیشه شیرش را آماده کرد؛ اما کودک آرام نمی‌شد. مادر با استیصال گفت: «کاش می‌فهمیدم منظورت چیه»

نوزادی که به دنیا می‌آید، توان حرف‌زدن ندارد. حتی توانایی بلندشدن و انجام کاری حتی غلتیدن را ندارد. تا وقتی زبان باز نکرده و به راه نیفتاده است، نیازهایش را با گریه نشان می‌دهد. مراقبان اصلی او باید بفهمند منظور او از انواع گریه‌هایش چیست. این فهم و واکنش همدلی است. همدلی بین مادر و نوزاد هم سخت است هم آموختنی. مادر یواش‌یواش با زبان گریه فرزندش آشنا می‌شود و آن را یاد می‌گیرد. سپس می‌تواند با فهم مسئله کودک، نیاز او را تأمین کند.

همچنین کودک وقتی رشد می‌کند، ظرفیت درک دیگران در او قوت می‌گیرد. کودکی را فرض کنید که کار بدی کرده و مادرش از دست او عصبانی است. ممکن است کودک گریه کند تا مادرش او را ببخشد، ممکن است سرش را زیر بیندازد و برود در اتاقش تا با سنگینی نگاه مادر مواجه نشود، ممکن است بعد از گذشت چند دقیقه، دوباره به سمت مادرش بیاید تا ببیند چقدر بخشیده شده است. همه این رفتارها نشان می‌دهد کودکان به‌طور فطری متوجه زبان بدن یا احساسات دیگران می‌شوند.

محیط و تقویت همدلی

همدلی هم یکی از برتری‌های اخلاقی و عاطفی و ارتباطی است. پدر و مادری که در بزنگاه‌ها با هم همدل نیستند یا در ارتباط با فرزندشان او را درک نمی‌کنند، محیط را برای او غنی نمی‌کنند. اما عواملی هستند که اجازه شکل‌گیری صحیح همدلی را در فرزندان نمی‌دهند. این عوامل عبارت‌اند از: دردسترس‌نبودن والدین از لحاظ عاطفی؛ حضورنداشتن پدران حمایت‌کننده؛ وجود بیش از اندازه تصاویر رسانه‌ها؛ تربیت پسرانی بدون سواد عاطفی؛ و سوءاستفاده از بدو تولد

والدین باید از لحاظ عاطفی در دسترس باشند

وقت‌گذاری والدین با فرزندان و دردسترس‌بودن آن‌ها مهم‌ترین عواملی است که همدلی و درک احساسات دیگران را در فرزندان تقویت می‌کند. مسائلی مثل خستگی، بیماری، اشتغال، مرگ و طلاق والدین با اینکه بعضاً منطقی و موجه است، ظرفیت کودکان برای یادگیری همدلی را کاهش می‌دهد.

پدرانی که غایب نیستند

نتایج یک مطالعه بلندمدت نشان داده است کودکانی که در پنج‌سالگی ذهنیت مثبتی از حضور پدرشان در زندگی داشتند، سی سال بعد بزرگسالان همدل‌تری بودند. تحقیقات می‌گوید: پدرانی که خود را در مسائل فرزندان خود درگیر می‌کنند، سهم زیادی در پرورش کودکان همدل دارند. تصورش را بکنید. خانواده‌ای که یکی از ستون‌های آن غایب باشد. رشد سالم در آن خانه کار سخت‌تری است.

همدلی یکی از برتری‌های اخلاقی و عاطفی و ارتباطی است.  پدر و مادری که در بزنگاه‌ها با هم همدل نیستند یا در ارتباط با فرزندشان او را درک نمی‌کنند، محیط را برای او غنی نمی‌کنند

رسانه‌های بی‌رحم بی‌رحمی را یاد می‌دهد

آنچه بچه‌ها و بزرگ‌ترها می‌بینند، در حکم غذای آن‌هاست. همان‌طور که برایند یک غذا مثبت یا منفی است و در نهایت باعث تقویت و انرژی‌بخشی می‌شود یا در بدن بیماری تولید می‌کند، ورودی‌های دیداری و شنیداری هم به همین شکل هستند. دیدن صحنه‌های خشونت‌آمیز و کشت و کشتار و... باعث می‌شود درک و همدلی و خلاقیت در کودکان کاهش یابد. در حقیقت مشاهده روزمره و زیاد پرخاشگری، قبح آن را از بین می‌برد و حساسیت اجتماعی کودکان را تضعیف می‌کند.

پسران بیشتر به سواد عاطفی نیاز دارند

در جامعه‌ای که نگاه غالب این است که «مرد گریه نمی‌کنه» و «مردا قوی‌ترن»، پسرها یاد می‌گیرند احساسات خود را پنهان کنند و بروز ندهند. با اینکه آن‌ها هم به‌طور فطری در جریان رشد، به‌شکل طبیعی همدلی دارند؛ اما به‌تدریج توانایی خودشان را برای ابراز احساسات و دلواپسی‌ها با استفاده از کلمات از دست می‌دهند. این افت درک و همراهی عاطفی با دیگران را باید در روش تربیتی خانواده و در نگاه کلان، در نوع برخورد جامعه با پسران دید. پسران اصالتاً خشن و ناهمدل نیستند، بلکه یاد می‌گیرند احساساتشان را بروز ندهند.

سه سال اول زندگی زمان سرمایه‌گذاری است

یکی از مهم‌ترین عوامل در رشد عاطفی و اخلاقی کودکان، رفتار مراقبان نخستین با اوست. اینکه پدر و مادر و به‌طور کلی کسی که کودک زمان زیادی با او سپری می‌کند، چه رفتاری دارد، در شکوفایی استعداد همدلی یا بردن او سمت خشونت، نقشی اساسی دارد. دلیل آن ساده است: «اگر نیازهای عاطفی بچه‌های کوچک ارضا نشده باشد، آن‌ها نمی‌توانند درک کنند لازم است به نیازهای عاطفی دیگران حساس شوند و توجه نشان دهند.»

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها