قوانین دو دستهاند: قوانینی که منشأ وحیانی دارند و تنها پیروان ادیان آسمانی، موظف به رعایت آنها هستند. و قوانینی که منشأ انسانی دارند و حکومتها بر اساس خرد جمعی به منظور اداره جامعه وضع میکنند و همۀ شهروندان، موظف به اجرای آن هستند.
در حکومتهایی که ساختار دینی دارند و مردم، خواستار حاکمیت شرع بر روابط و تعاملات خود هستند، سعی بر این است که قوانین اجتماعی مورد نیاز جامعه، از دستورات شرع استخراج شود. در این صور ت، مردم موظفاند به قوانین وضعشده، پایبند باشند و در صورت سرپیچی، مجازات میشوند.
اما قوانین هر چقدر هم عادلانه، درست و بهروز تدوین شده باشند، به اهداف خود نمیرسند مگر اینکه همگان در برابر آن یکسان باشند. خداوند برای هر جرمی جریمهای قرار داده است، و برای کسی که قـوانین الهـی را زیـر پـا بگـذارد، نیـز جریمهای تعیین کرده است.
به همین دلیل، در وهله نخست، قانونگزاران، مجریان و حافظان قانون، و در وهله دوم، نزدیکان به مراکز قدرت، باید بیش از سایرین، به قوانین متعهد باشند تا شهروندان عادی، در برابر قانون، احساس تبعیض نکنند و روح تعهد به قانون، در آنها شکل بگیرد.
حکومت نبوی اولین تجربۀ حکومت اسلامی است که بر پایۀ دستورات شریعت مقدس اسلام شکل گرفته است. لذا میزان پایبندی پیامبر صلی الله علیه و آله به قوانین و جلوههای قانونمداری آن حضرت، میتواند بهترین الگو برای دولتمردان و متولیان جامعه امروز ما باشد.
گزارشات تاریخی در این باب فراوان است و ما برای پرهیز از طولانی شدن کلام، تنها به ذکر سه نمونه اشاره میکنیم:
یک. خشم پبامبر صلی الله علیه و آله از درخواست تبعیض در برابر قانون
در فتح مکه زنی از قبیله بنی مخزوم مرتکب سرقت شد و از نظر قضائی جرمش محرز گردید. خویشاوندانش که هنوز رسوبات نظام طبقاتی در خلایای مغزشان به جای مانده بود اجرای مجازات را ننگ خانواده اشرافی خود میدانستند و به تکاپو افتادند بلکه بتوانند مجازات را متوقف سازند، اُسامة بن زَیْد را که مانند پدرش نزد رسول خدا محبوبیت خاصی داشت وادار کردند به شفاعت برخیزد، او همینکه زبان به شفاعت گشود، رنگ صورت رسول خدا از شدت خشم برافروخته شد و با عتاب و تشدد فرمود چه جای شفاعت است، مگر میتوان حدود قانون خدا را بلا اجرا گذاشت؟
دستور مجازات صادر نمود. اسامه متوجه غفلت خود گردیده و از لغزش خود عذر خواست و استدعای طلب مغفرت نمود. برای اینکه فکر تبعیض در اجراء قانون را از مخیله مردم بیرون بنماید به هنگام عصر در میان جمع به سخنرانی پرداخت و ضمنآ عطف به موضوع روز کرده چنین گفت:
«اقوام و ملل پیشین دچار سقوط و انقراض شدند بدین سبب که در اجرای قانون عدالت تبعیض روا میداشتند، هرگاه یکی از طبقات بالا مرتکب جرم میشد او را از مجازات معاف میکردند و اگر کسی از زیردستان به جرم مشابه آن مبادرت میکرد او را مجازات مینمودند، قسم به خدائی که جانم در قبضه اوست در اجرای عدل درباره هیچکس فروگذاری و سستی نمیکنم، اگرچه مجرم از نزدیکترین خویشاوندان خودم باشد» (۱)
دو. اعتراض پیامبر صلی الله علیه و آله به زیر پا گذاشتن قوانین
امام صادق علیه السلام در روایتی صحیح، داسـتانی را در خصـوص سعد بن عباده (از اصحاب باوفای پیامبر اکرم و از بزرگان انصار) نقل مـیفرمایـد. وفـق این داستان، سعد بن عباده در پاسخ به اینکه: «چنانچه به چشـم خـود زنـای مـردی را بـا همسرخود ببینی، چه خواهی کرد؟» سخن از کشتن مرد زناکار میگوید. این پاسـخ بـا اعتراض رسول ﷲ صلی الله علیه و آله مواجه میشود که: «ای سعد، پس قانون الهی در اینکـه بـرای اجـرای حد زنا باید چهار شاهد عادل شهادت بدهند، چه میشود؟»
سپس پیامبر گرامی اسـلام، ضابطۀ عام حاکم بر تمامی روابط در دولت اسلامی را بیان میفرماید:
«خداوند برای هر جرمی جریمهای قرار داده است، و برای کسی که قـوانین الهـی را زیـر پـا بگـذارد، نیـز جریمهای تعیین کرده است.» (۲)
پینوشتها:
۱.محمد خاتم پیامبران، ج ۱، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.
۲.مجلۀ حدیث پژوهی، سال ۱۳۸۹، شماره ۳، محمد هادی مفتح، ص ۱۷۳.


