شاید این تعبیر امام خمینی برای خیلیها سؤال برانگیز باشد که چگونه حفظ نظام ما از حفظ جان امام زمان ارواحنا فداه مهمتراست!؟ امام خود پاسخ این سؤال را داده و در اول فروردین سال ۱۳۶۲ در بخشی از سخنان خود در جمع مسئولان نظام به این مهم اشاره کرده و میگوید:
«امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرحریزی میکنند؛ برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند. و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهمّ تکلیفهایی است که خدا دارد؛ یعنی، حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر- ولو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است؛ برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا میکند برای اسلام. همه انبیا از صدر عالَم تا حالا که آمدند، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند.»امام حسین علیهالسلام با علم به این که خودش و خاندان و یارانش شهید خواهند شد و اهلش به اسارت خواهند رفت، دست به قیام بر ضدّ یزید زد. چون اصل اسلام را در خطر میدید
عدهای ایراد میگیرند که این نظام، با نظام اسلامی که مد نظر معصومین علیهمالسلام بوده فاصله دارد اشکالی که تازگی ندارد و بارها و بارها از اوائل انقلاب، از طرف دشمنان نظام و جاهلان مطرح میشود. امام نیز در وصیتنامه سیاسی-الهی خود ضمن تاکید بر حفظ نظام، در پاسخ به این افراد میگوید:
«اینجانب نصیحت متواضعانه برادرانه میکنم که آقایان محترم تحت تأثیر اینگونه شایعهسازیها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام، این جمهوری را تقویت نمایند. و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد، به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواهِ بقیة اللَّه -روحی فداه- یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از دو قطب قدرت به حکومت میرسد و محرومان جهان، که به اسلام و حکومت اسلامی رو آورده و دل باختهاند، مأیوس میشوند و اسلام برای همیشه منزوی خواهد شد؛ و شماها روزی از کردار خود پشیمان میشوید که کار، گذشته و دیگر پشیمانی سودی ندارد. و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزهای روی نداده و نخواهد داد. و آن روزی که ان شاء اللَّه تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها ستمکاران سرکوب و منزوی میشوند.»(صحیفه امام، ج۲۱، ص ۴۴۷)
اتفاقی در جنگ احد
برای درک بیشتر سخن ایشان بخشی از تاریخ اسلام را یادآوری میکنیم:
در جنگ احد اعلام کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شدند. در این حین برخی از مسلمانان، میدان جنگ را ترک کردند. یکی از مسلمانان که مسلمان دیگری را در حال ترک میدان دید از وی پرسید که چرا میروی؟ پاسخ داد که محمد صلی الله علیه و آله کشته شده، دیگر برای چه بجنگیم؟
به او پاسخ داد: محمد(ص) کشته شده؛ اما دین محمد(ص) که هست، خدای محمد(ص) که هست. بمان و برای دین محمد(ص) بجنگ.
سیره اهلبیت علیهمالسلام برای حفظ دیناینجانب نصیحت متواضعانه برادرانه میکنم که آقایان محترم تحت تأثیر اینگونه شایعه سازیها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام، این جمهوری را تقویت نمایند. باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد، به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواهِ بقیة اللَّه -روحی فداه- یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کردد
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن همه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آن همه زحمات را متکفّل شدند و جانبازیها را کردند؛ همه برای حفظ اسلام بوده است. اسلام یک ودیعه الهی است پیش ملتها که این ودیعه الهی برای تربیت خود افراد و برای خدمت به خود افراد هست و حفظ آن بر همه کس واجب عینی است؛ یعنی همه مکلف به حفظ آن هستیم تا آن وقتی که یک عدهای برای حفظ آن قائم بشوند که آن وقت تکلیف از دیگران برداشته میشود. (صحیفه امام، ج۱۵، ص ۳۶۵)
امام خمینی(ره) درباره حکومت میگوید: حکومت که شعبهای از ولایت مطلقه رسول الله(ص) است یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حجّ است.» (صحیفه نور، ج۲۰، ص۱۷۰) لذا امام میگوید: مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمیکند.» (صحیفه امام، ج۱۹، ص۱۵۳)
حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، که انبیای عظام از آدم تا خاتم النبیین(ص) در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسا نمودهاند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ بازنداشته؛ و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام(ع) با کوششهای توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن کوشیدهاند.» (صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۰۳)
حفظ جان افراد و حتی حفظ جان حاکم اسلامی ـ که رسول خدا و ائمه علیهمالسلام نیز از مصادیق حاکم اسلامیاند ـ جزء احکام فرعیّه اسلام هستند. اینکه در روایت آمده، نماز عمود اسلام است؛ یعنی کار عمود (ستون)، حفاظت از کلّ بناست، و حاکم اسلامی هم مجری اسلام است. بنابراین نه ستون اسلام با خود اسلام برابری میکند، نه حیات دنیوی حاکم آن. بلکه اصل اسلام، که یک نظام منسجم باشد، بر برخی اجزاء و حیات دنیوی مجریان و حاکمانش ترجیح دارد. لذا حفظ نظام اسلام، بر هر امر دیگری اولویّت دارد.
بر همین اساس است که حضرت علی علیهالسلام در لیلةالمبیت، جای پیامبر اکرم خوابید. چون در آن موقعیّت، حفظ جان رسول خدا صلی الله علیه و آله عین حفظ اسلام بود؛ بخصوص که پیامبر برای تشکیل حکومت اسلامی راهی مدینه بود و حفظ اسلام بر حفظ جان امیرالمومنین ترجیح دارد.
مگر امیرالمؤمنین علیهالسلام برای حفظ اسلام از جان زهرای اطهر علیهاالسلام و جان خود نگذشتند؟ لذا امیرالمومنین علیهالسلام برای بقای اسلام و حفظ نظام اسلامی و عدم هرج و مرج در جامعه اسلامی، ۲۵ سال سکوت میکند همانند کسی که خار در چشم، و استخوان در گلو دارد. (نهجالبلاغه، صبحی صالح، خطبه۳)اگر امر دائر باشد بین حفظ نظام اسلامی و حفظ جان امام زمان ارواحنا فداه، حفظ نظام اسلامی، واجبتر است. چرا که با حفظ نظام اسلامی، ولایت نیز حفظ میگردد؛ امّا نه در وجود شخص خاصّی. لذا رسول اکرم از دنیا رفت و جای او را امیرمومنان گرفت و با رفتن او، اسلام نرفت و به همین ترتیب ائمه علیهمالسلام یک به یک به دیار باقی شتافتند و هیچگاه جایشان خالی نماند
امام حسین علیهالسلام نیز با علم به این که خودش و خاندان و یارانش شهید خواهند شد و اهلش به اسارت خواهند رفت، دست به قیام بر ضدّ یزید زد. چون اصل اسلام را در خطر میدید. وقتی مروان به امام پیشنهاد داد که با یزید بیعت کند، امام فرمودند: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ وَ عَلَی الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّهُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ» ما از آنِ خداییم و به سوی او باز میگردیم پس به اسلام باید والسّلام گفت (با اسلام باید وداع نمود)؛ چون امّت به حاکمی چون یزید مبتلا گشته است. (بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۲۶)
با وجود امام معصوم، امثال یزید نمیتوانند نظام فکری اسلام را نابود کنند. امّا امثال یزید میتوانند مانع از نمود بیرونی نظام اسلام شوند. لذا امام حسین علیهالسلام جان خود را فدا میکند تا اجازه چنین کاری را ندهد. چون وقتی فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله توسط یزید کشته شود، دیگر یزید نمیتواند به نام اسلام حکومت کند؛ و مردم نمیپذیرند که او خلیفه رسول خداست. امّا اگر این اتّفاق نمیافتاد، او با نام اسلام، حکومت میکرد و افکار رژیم اموی به عنوان اسلام ترویج میشد و اسلام حقیقی عملاً از بین میرفت.
نتیجه:
بنا بر این حفظ نظام از حفظ همه جانها بالاتر است، حتی جان امام معصوم علیهالسلام. به دلیل آن که معصومین علیهمالسلام نیز همه جان خود را فدای حفظ اسلام، قرآن، بقای اسلام و دفاع از ولایت و حکومت اسلامی کردند. بدیهی است که اهل بیت علیهمالسلام را به خاطر اختلاف فقهی بر سر شکل وضو یا غسل و طهارت ترور نکردهاند، بلکه بحث ولایت و حکومت مطرح بوده است.
روشن است که اولین مخاطب قرآن و آیاتی جهادی و آیاتی که دستور داده شده مال و جان را فدای حفظ اسلام و استقرار حکومت اسلامی و برپایی قسط و عدل کنید، خود امام عصر در هر زمانی است. لذا امامان بر این عقیده استوار بودند که حفظ حکومت اسلامی، از حفظ جان امام عصر علیهالسلام [که خودشان بودند] واجبتر است، که همه جان خود را فدا کردند. و در طبقهبندی اولویتها، حفظ نظام از اوجب واجبات است. چنانچه امام خمینی(ره) میگوید:حضرت علی علیهالسلام در لیلةالمبیت، جای پیامبر اکرم خوابید. چون در آن موقعیّت، حفظ جان رسول خدا صلی الله علیه و آله عین حفظ اسلام بود؛ بخصوص که پیامبر برای تشکیل حکومت اسلامی راهیِ مدینه بود و حفظ اسلام بر حفظ جان امیرالمومنین ترجیح دارد
«من به همه شما عرض میکنم که اگر – خدای ناخواسته – اسلام در ایران سیلی بخورد، در همه دنیا سیلی خواهد خورد و بدانید که به این زودی دیگر نمیتواند سرش را بلند کند. این الان یک تکلیف بسیار بزرگی است که از همه تکالیف بالاتر است. حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است، اگر اسلام را میخواهیم باید این جمهوری را حفظش کنیم.»
امروز نیز اگر امر دائر باشد بین حفظ نظام اسلامی و حفظ جان امام زمان ارواحنا فداه، حفظ نظام اسلامی، واجبتر است. چرا که با حفظ نظام اسلامی، ولایت نیز حفظ میگردد؛ امّا نه در وجود شخص خاصّی. لذا رسول اکرم از دنیا رفت و جای او را امیرمومنان علیهالسلام گرفت و با رفتن او، اسلام نرفت و به همین ترتیب ائمه علیهمالسلام یک به یک به دیار باقی شتافتند و هیچگاه جایشان خالی نماند.
با رفتن شخص امام زمان ارواحنا فداه نیز خداوند متعال، زمین را خالی از حجّت نمیگذارد. لذا طبق روایات وقتی امام عصر ارواحنا فداه ظهور کنند، مدّتی حکومت نموده و پس از شهادت، امام حسین علیهالسلام رجعت نموده و حکومت میکنند. لذا اسلام قائم به شخص امام نیست؛ بلکه قائم به اصل امامت است.


