در ادبیات فارسی بسیار کم از فارق استفاده می‌کنیم. معمولاً چیزی که بیشتر می‌گوییم و می‌نویسیم فارغ است.

چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۰
فارق یا فارغ با یک قیاس مع الفارق
✍️ احسان محمدی : 📸 در عکس سمت چپ یک خانم بعد از فارغ شدن در جشن فارغ ‌التحصیلی شرکت کرده است و ز غوغای جهان فارغ دارد به کودکش نگاه می‌کند. فارغ یعنی خلاص، رها، آزاد، به دور، شاد، بی‌نیاز و... برای همین: 🔰 به زنی که زایمان می‌کند می‌گوییم فارغ شد، یعنی از حاملگی خلاص شد. 🔰 وقتی کسی دانشگاهش تمام می‌شود می‌گوییم فارغ ‌التحصیل شد، یعنی از درس و امتحان رها شد. 🔰 وقتی کسی محو چیزی می‌شود می‌گوییم: ز غوغای جهان فارغه! یعنی به دور از قیل و قال اطرافش فقط دارد روی یک چیز تمرکز می‌کند. 📸 در عکس سمت راست فریبزر عرب‌نیا را در نقش مختار می‌بینید. فارق یعنی جدا کننده.  مختار ثقفی در مختارنامه تلاش می‌کرد حق و باطل را از هم جدا کند. پس او فارق است. یعنی فرق‌ گذارنده بین ظالم و مظلوم. ❌ در ادبیات فارسی بسیار کم از فارق استفاده می‌کنیم. معمولاً چیزی که بیشتر می‌گوییم و می‌نویسیم فارغ است. فارغ از این حرف‌ها فارغ از رنج زندگی فارغ از تعصب فارغ از نام و نان فارغ از جنسیت ↙️ در قیاس مع الفارق هدف مقایسه است. یعنی جدا کردن، پس فارق درست است. ..

پربازدیدها

پربحث‌ها