۹ اسفند روزی که ترامپ دستور حمله به ایران را صادر کرد، فکرش را هم نمیکرد که در چنین بحرانی گرفتار شود. ترامپ منتظر این بود که با به شهادت رساندن رهبر و فرماندهان نظامی، ایران به فروپاشی کامل برسد. با اینحال هرچه روزها میگذرد، وضعیت ترامپ هم بدتر از پیش میشود.
همچنین تجربهی این مدت ثابت کرده است که ترامپ در هر دوراهی، تصمیم بدتر را انتخاب میکند. مثلا زمانی که بین دوراهی صلح و جنگ بود، جنگ را انتخاب کرد. تصمیمی که باعث بستهشدن تنگهی هرمز، صرف میلیاردها دلار در جنگی بینتیجه و منفور شدن بیش از پیش او در افکار عمومی شد.
بعدا نیز در زمان سکوت نبرد، بین دوراهی عمل به مفاد تعهدنامه و زیرپا گذاشتن آن، زیرپا گذاشتن آن را انتخاب کرد. در نتیجه، اکنون شاهد نابود شدن و تخریب بسیاری از پایگاههای آمریکایی در منطقه است. پایگاههایی که معلوم نیست بودجههای کلان بازسازی آنها چگونه باید تامین شود.
اکنون نیز ترامپ در دوراهی دیگری قرار گرفته است.
جنگ یا صلح؛ دوراهی همیشگی ترامپ
در هفتهی اخیر ترامپ به دوراهی دیگری در مسیر ایران رسیده است. اما هر بار که به چنین نقطهای میرسد، گزینههای او محدودتر میشود و هزینههای هر اقدامی افزایش مییابد.
ترامپ روز یکشنبه توضیح داد که توقف حملات هوایی، پس از ۱۳ شب حمله متوالی به منظور ایجاد فضایی برای دیپلماسی بوده است. اما همچنین هشدار داد که برای تشدید احتمالی دیگری «آماده و مهیا» است.
دلیل این توقف این است که رزمندگان ایرانی درس خوبی به ترامپ دادهاند. ترامپ فکر نمیکرد که سعی در باز کردن تنگهی هرمز عواقب خاصی برایش داشته باشد. اما آسیب دیدن تکتک پایگاههای آمریکایی در منطقه، بحرانی دیگر برای ترامپ ایجاد کرد.
اکنون نیز ترامپ دوباره خود را در موقعیت آشنایی میبیند. او سعی کرد که با حملات شدیدتر، ایران را وادار به امتیازدهی کند. اما این طرح نیز بهتر از اقدامات او در دور اول جنگ، عمل نمیکند. به گزارش CNN، او میتواند با اعزام نیروهای زمینی، فشار را افزایش دهد. اما این کار نیز با تلفات قابل توجهی از سوی ایالات متحده همراه خواهد بود. در نتیجه موقعیت سیاسی ترامپ را در جنگی که از همان ابتدا به شدت نامحبوب بوده است، به خطر میاندازد.
تقریباً پنج ماه پس از جنگی که او گفته بود چند هفته طول خواهد کشید، ترامپ همچنان در تلاش است تا ایران را به تسلیم وادار کند. اما به نظر میرسد که این استراتژی تنها فضای کمتری برای او باقی میگذارد تا گزینههای بدتری را انتخاب کند.
و البته تب و تاب سیاسی داخلی آمریکا هم در حال افزایش است. افزایش قیمت نفت در هفتهی گذشته، نگرانی بیشتر را برای آمریکاییهایی که با جنگ مخالفند، ایجاد میکند. مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان هم توسط نیروهای یمنی بسته شده است. پس آیندهی چندان خوبی برای بازار انرژی به چشم نمیخورد.
موجودی جهانی نفت خام هم به سطوح بسیار پایینی نزدیک میشود و باعث افزایش نگرانی از تشدید بحران انرژی میشود. همهی اینها هم در حالی اتفاق میافتد که انتخابات میاندورهای آمریکا (در آبانماه) نزدیک است. انتخاباتی که در آن جمهوریخواهان حامی ترامپ احتمالا شرایط سختی خواهند داشت.
چرا گزینههای ترامپ بیش از پیش محدود شده است؟
گزینههای پیش روی ترامپ چندان خوشآیندش نیست. این موضوع دلیل نوسانهای بیانی او در هفتهی گذشته را توضیح میدهد. نوسانی بین تهدید به استفاده از نیروی عظیم و ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران برای مذاکره التماس میکند. با توجه به عدم تغییر ژئوپلیتیک جنگ، به نظر میرسد که چنین لفاظیهایی بیشتر برای قانع کردن مخاطبان آمریکایی بیان میشوند تا ترساندن مردم ایران.
ترامپ و گزینهی حملهی زمینی
گزینهی حملهی نظامی زمینی چندان هم آسان به نظر نمیرسد. چون اگر هدف ترامپ، اشغال مناطق نفتخیز ایران باشد، گزینهی چندان آسانی پیش رویش نیست. اشغال یک منطقه با حملهی نظامی به آن تمام نمیشود بلکه با توانایی ماندن در آن سنجیده میشود. با توجه به تواناییهای نظامی ایران مخصوصا در جنگهای پراکنده این موضوع بههیچوجه آسان به نظر نمیرسد. از سوی دیگر کارشناسان پیشبینی میکنند که در صورت حملهی نظامی مستقیم، آمریکا با تلفات بسیار گستردهای رو به رو خواهد شد.
نگرانی از کم شدن مهمات نظامی نیز یکی دیگر از عوامل بحرانزا برای ترامپ است. بر طبق گزارش CNN، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور و دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، در جلسهای در کاخ سفید در روز جمعه نگرانی خود را در مورد تشدید جنگ ابراز کردند. یک منبع آگاه و یک مقام آمریکایی گفتند که کین نگران تأثیر این موضوع بر ذخایر مهمات بود.
بر طبق اخبار غیررسمی، مهمات آمریکا از ابتدای جنگ به شدت کم شده است. همین هم باعث شده که گزینهی ادامه دادن جنگ با ایران، چندان مطلوب به نظر نرسد.
ترامپ و گسترش محاصرهی اقتصادی علیه ایران
یک طرح دیگر، گسترش محاصرهی اقتصادی ایالات متحده علیه کشتیها و بنادر ایران برای تلاش برای قطع بودجهی دولت ایران است. نکتهی منفی این طرح این است که این کار هفتهها یا ماهها طول میکشد. تازه هنوز هم ممکن است که دستاورد خاصی برای ترامپ نداشته باشد.
و البته مشخص نیست که ترامپ صبر شخصی یا فضای سیاسی داخلی برای انتخاب چنین مسیری داشته باشد. دست ایران هم برای واکنش نشان دادن به چنین طرحی باز است. با واکنشهای دقیق و نقطهزن ایران (مخصوصا علیه کشتیهای عبوری از تنگهی هرمز)، امواج شوک جنگ علیه اقتصاد جهانی و فشار سیاسی در ایالات متحده تشدید خواهد شد.
ترامپ و برگشتن به توافقنامه
گزینهی سوم هم شاید این باشد که ایالات متحده تلاش کند تا تفاهمنامهی فروپاشیدهای را که منجر به آتشبس کوتاهمدت شد، تمدید کند. اما بعید است که تهران موافقت کند. مگر اینکه ترامپ به تمامی مفاد توافقنامه همانند حق تنظیم و کسب درآمد از ترافیک تنگهی هرمز توسط ایران عمل کند.
اما این موضوع یک شکست برای ایالات متحده خواهد بود، زیرا این آبراه حیاتی قبل از جنگ باز بود. تازه عبور از آن هم رایگان بود. بنابراین در این حالت ترامپ هزینههای زیادی را صرف این کرده که آبراهی را که از قبل باز بوده، دوباره باز کند. و البته با توجه به این نکته که اینبار آمریکا مجبور است حق کسب درآمد از تنگهی هرمز توسط ایران را به رسمیت بشناسد.
در همین حال، اگر ترامپ با شروط ایران هم موافقت کند، با انتقادهای زیادی از سمت آمریکاییها رو به رو خواهد شد. در این حالت باز هم این سوال پیش میآید که اصلا چرا ترامپ چنین جنگی را آغاز کرده است!؟
و در پایان
ماههاست که ترامپ میکوشد ایران را به تسلیم وادار کند، بیآنکه ایالات متحده را وارد جنگ زمینی در غرب آسیا کند. همان جنگهایی که ترامپ در کارزار انتخاباتی خود بارها محکوم کرده بود. در عین حال، هر گام تازه در مسیر تشدید تنش، ترامپ را در بحران عمیقتری گرفتار میکند. از سوی دیگر، هیچ مسیر روشنی نیز برای دستیابی به توافقی که اهداف ایالات متحده را تأمین کند، دیده نمیشود.
در مجموع ترامپ هر گزینهای را که انتخاب کند، برایش نوعی باخت محسوب میشود. شاید وقت آن رسیده باشد که ترامپ شکست در این جنگ را بپذیرد.



پیام شما به ما