تقریظ به معناب تمجید کردن، ستایش و مدح کردن است. کتاب های بسیاری به ویژه در زمینه دفاع مقدس وجود دارد که مورد تقریظ رهبری قرار گرفته است.

دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۰:۰۰
چه کتاب هایی مورد تقریظ رهبری قرار گرفته اند؟
رهبری خود یک محقق و پژوهشگر و ادیب هستند و کتاب خوانی را برای جامعه امروز یک واجب دینی می داند. یکی از تفاوت های که ایشان با رهبران کشورهای دیگر دارد، این است که به مقوله فرهنگ و کتاب خوانی توجه ویژه ای دارند. کتاب های زیادی مورد توجه ایشان قرار گرفته اند که در این مطلب به تعدادی از آنها اشاره ای می کنیم: دلتنگ نباش جدیدترین کتابی که مورد تقریظ رهبری قرار گرفته است کتاب دلتنگ نباش است. این کتاب به نویسندگی زینب مولایی، توسط انتشارات روایت فتح به چاپ رسیده است و شرح زندگی شهید مدافع حرم روح‌الله قربانی به همراه همسر شهید، خانم زینب عبد فروتن است. نویسنده این کتاب و همسر شهید در روز شنبه 11 خرداد با رهبری دیدار داشتند و در جریان این دیدار رهبری از قلم نویسنده تقدیر و از همسر شهید تجلیل نمودند.  رهبر انقلاب پس از مطالعه در ابتدای کتاب نوشتند: «بسمه تعالی. سلام و رضوان خدا بر شهید عزیز روح‌الله قربانی. از همسر شهید باید تشکر شود بخاطر فرستادن این کتاب و از ایشان و خانم مولائی بخاطر تدوین این اثر. ۹۷/۹/۲۸» آخرین توصیه ای  که شهید قربانی به همسرش داشتند این بود که عشق من دلتنگم نباش. نویسنده این کتاب اشاره به یکی از خاطرات همسر شهید بعد از شهادت روح‌الله دارد. وقتی روح‌الله شهید شد چند وقت بعد زینب که خیلی دلش برای روح‌الله تنگ شده بود به خانه‌ی خودش می‌رود و وقتی کتابی که روح‌الله به او هدیه داده بود را باز می‌کند و می بیند روح‌الله روی برگ گل رز برایش نوشته بود: «عشق من دلتنگ نباش». گوشه ای از وصیت نامه شهید: همسر عزیزم، پدرم، خواهرم، برادرم و بقیه دوستانم؛ اگر شهید شدم یک‌کلام حاج‌آقا مجتبی به نقل از علی (ص) که می‌گفتند منتهی فضل الهی، تقوی است. شهادت خوب است اما تقوی بهتر است. تقوایی که در قلب است و در رفتار بروز پیدا می کند، فکر نکنم مال یک روز باشد. شاید یک‌روزه هم باشد ولی حاج‌آقا می‌گفت پی ساختمان، فونداسیون آهن است. چیزی که نمی‌دانید، عمل نکنید. ادای کسی را درنیاورید. بدون علم درست، وارد کاری نشوید؛ مخصوصا دین. اول واجبات، بعد مستحبات مؤکد، مثل کمک به پدر و مادر و دوروبری‌ها؛ نه حج و کربلا صدبار بدون این کارها. هیئت و زیارت با توجه به نیاز با توجه به دین و سیدالشهدا (ص)، مستثنی است و فقط قال الله: افضل الاعمال بر والدین و اولاد. مادر، از تو متشکرم وقتی تحملم کردی، وقتی با اسم ارباب شیرم دادی، وقتی دعا کردی شهید شوم. وقتی بابام عراق و سوریه و اردوگاه و جنگ و کمیته و بوسنی، پاکستان و افغانستان، جنوب، غرب و شرق بود و تو ما را بزرگ کردی، تنها و سخت. ان‌شاءالله همیشه پیرو بی‌بی باشی.ان‌شاءالله با شهادتم شفاعتت کنم. یادت باشه   گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو می‌فهمم». از پیشنهادم خوشش آمده بود، پله‌ها را که پایین می‌رفت برایم دست تکان می‌داد و با همان صدای دلنشینش چندباری بلند بلند گفت: «یادت باشه! یادت باشه!» لبخندی زدم و گفتم: «یادم هست! یادم هست.» یکی دیگر از کتاب‌هایی که مورد توجه رهبری قرارگرفته است کتاب یادت باشه است. یادت باشه، کتاب عاشقانه درباره زندگی شهید مدافع حرم حمید سیاهکلی مرادی و همسرش فرزانه سیاهکالی می‌باشد. این کتاب به نویسندگی رسول ملاحسنی توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد و یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های ادبیات دفاع مقدس شد و توانست توجه رهبری را به‌سوی خود جلب کند. رهبری در دیدار با اعضای خبرگان رهبری به داستانی ویژه از این شهید مدافع حرم، اشاره داشتند. داستانی که به اعتقاد رهبر انقلاب آن را باید در تاریخ ثبت کرد. برشی از کتاب: سر سفره که نشست گفت: «آخرین صبحونه رو با من نمی‌خوری؟!»؛ با بغض گفتم: «چرا این‌طور میگی؟ مگه اولین باره میری مأموریت؟!» گفت: «کاش می‌شـد صداتو ضبط می‌کردم با خودم می‌بردم که دلم کمتر تنگت بشه». گفتم: «قرار گذاشتیم هر کجا که تونستی زنگ بزنی، من هر روز منتظر تماست می‌مونم، منو بی‌خبر نذار.» با هر جان کندنی که بود برایش قرآن گرفتم تا راهیش کنم، لحظه آخر به حمید گفتم: «حمید تو رو به همون حضرت زینب(س) هرکجا تونستی تماس بگیر». گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ می‌زنم، فقط یه چیزی، از سوریه که تماس گرفتم چطوری بگم دوستت دارم؟ اونجا بقیه هم کنارم هستن، اگه صدای منو بشنون از خجالت آب میشم»؛ به حمید گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو می‌فهمم». از پیشنهادم خوشش آمده بود، پله‌ها را که پایین می‌رفت برایم دست تکان می‌داد و با همان صدای دلنشینش چندباری بلند بلند گفت: «یادت باشه! یادت باشه!» لبخندی زدم و گفتم: «یادم هست! یادم هست.» گلستان یازدهم از دیگر کتاب‌هایی که مورد توجه رهبر انقلاب قرار گرفت کتاب گلستان یازدهم است که این کتاب به قلم خانم بهناز ضرابی‌زاده توسط انتشارت سوره مهر چاپ شد. کتاب گلستان یازدهم، روایت نخستین لحظه‌های زندگی مشترک سردار شهید علی چیت‌سازیان به همراه همسرش خانم زهرا پناهی روا می باشد. رهبری پس از مطالعه از این کتاب تقریظ نمودند در تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «گلستان یازدهم» آمده است : بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم این روایتی شورانگیز است از زندگی سراسر جهاد و اخلاصِ مردی که در عنفوان جوانی به مقام مردان الهی بزرگ نائل آمد، و هم در زمین و هم در ملأ اعلیٰ به عزّت رسید.. هنیئاً له. راوی -شریک زندگی کوتاه او- نیز صدق و صفا و اخلاص را در روایت معصومانه‌ی خود بروشنی نشان داده است. در این میان، قلم هنرمند و نگارش آکنده از ذوق و لطف نویسنده است که به این همه، جان داده است. آفرین بر هر دو بانو؛ راوی و نویسنده‌ی کتاب. من زنده ام یکی دیگر از کتاب‌هایی که مورد تقریظ رهبری قرارگرفته، کتاب من زنده ام است. این کتاب خاطرات دوران چهارساله‌ی اسارت خانم معصومه آباد در زندان‌های رژیم بعث صدام است. روایت این کتاب از دوران کودکی نویسنده آغاز می‌شود و به بیان بخش مهمی از دوران زندگی او در نوجوانی ادامه پیدا می‌کند. این کتاب توسط انتشارات بروج منتشرشده است.  خانم معصومه آباد نویسنده این کتاب، تقریظ رهبری بر کتابش را التیام‌بخش زخم هایش می داند و آن را برگ زرینی بر زندگی دنیایی و عقبایی خود می‌داند. متن تقریظ رهبری بر این کتاب به این گونه است:  بسم‌الله الرحمن الرحیم کتاب را بااحساس دوگانه‌ی اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده‌ی اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسّم کردن زیبایی‌ها و زشتی‌ها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه‌ی یادها و خاطره‌های مجاهدان و آزادگان، ذخیره‌ی عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنی‌ها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهن‌ها و حافظه‌ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن. این نیز از نوشته‌هایی است که ترجمه‌اش لازم است. به چهار بانوی قهرمان این کتاب به‌ویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم. برشی از کتاب من زنده ام: سلمان نگاهی به من کرد و گفت: قول بده گاهی با یه نوشته ما رو از سلامتی‌ات مطلع کن با ناراحتی گفتم: چی؟ نوشته؟ توی این بزن بزن من چطوری قول بدم، نه نمی‌تونم، من کاغذ و قلم از کجا گیر بیارم؟ با عصبیانت گفت: با التماس و گریه و زاری، کریم [برادر بزرگ خانم آباد که در زمان وقوع جنگ ساکن تهران بوده است] و از تهران اومدی اهواز، با قلدری، رحیم [یکی دیگر از برادران راوی کتاب که بعدها به شهادت رسید] رو راضی کردی اومدی آبادان؛ توی این آتیش و خون حالا حتی زیر بار یه خط نامه‌ام نمیری که لااقل دلمون آشوب نباشه؟! گفتم: آخه تو این آتیش و خون دنبال کاغذ و قلم و نامه نوشتن باشم، چی بنویسم؟ گفت: بابا چقدر برای دو کلمه نوشتن چانه می‌زنی. نگفتم شاهنامه بنویس، فقط بنویس «من زنده‌ام.»

پربازدیدها

پربحث‌ها