سلامت روان به معنای تعادل و انسجام فراگیر در همه ابعاد جسمانی و نفسانی انسان است که تعقل و اندیشیدن، آگاهی، هدف داری، انصاف، عدالت، امانت داری، حقیقت جویی و تسلیم در برابر آن، رشد مستمر و آرامش از جمله علائم آن است و در مقابل، بیماری روانی خارج شدن از حد اعتدال است که نادانی، عصیان، دنیا طلبی، ظلم و تعدی، ضعف اراده و سستی، اضطراب، ترس، خودپسندی، حسد و کینه دوزی و… از نشانه های آن می باشد.
نظام تربیتی اسلام نسبت به سلامت همه جانبه انسان مسلمان، از همان آغاز شکل گیری نطفه اش شروع می شود. توصیه ها و نکات تربیتی مربوط به بهداشت روانی انسان را از هنگام انتخاب همسر و مسایل دوران جنینی و دوران شیرخوارگی و کودکی، گرفته تا تا دوران رشد و بزرگسالی، به مسلمانان آموزش می دهد و رعایت اصول تربیتی و بهداشت و سلامت روانی در کنار سلامتی جسم، تأکید می نماید و تن، روان و استعدادهای جسمی، معنوی و روانی انسان و نیز نفس انسانی را امانتی با ارزش و ودیعه الهی می داند که دستور گرامی داشت آن را می دهد. قرآن کریم می فرماید:«وَلَقد کَرِّمنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلنهُم فِی البِّرِ وَ البَحرِ وَ رَزَقنا هُم مِنَ الطَّیباتِ و فَضَّلنا هُم عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفصیلاً،» ما آدمیزدگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم برتری بخشیدیم). بنابراین آسیب رساندن به این امانت گرامی الهی ممنوع است و اساسا تمام تعالیم الهی و نظام تربیتی دینی در راستای گرامی داشت و کرامت انسان، ارتقای نفس و روان انسان به مقام قرب الهی است که عالی ترین و بهترین محصول نظام بهداشت و سلامت روانی اسلام به شمار می رود. سلامت روان از دیدگاه قرآن و حدیث مفهوم سلامت در عرف لغت به معنای عاری بودن از هرگونه آفت است، شناخت آفات جسم و روح فرع بر شناخت خود جسم و روح است. کسی که روح را نشناخت چگونه می تواند آفات آن را بشناسد و تا زمانی که آسیب ها آفتها شناخته نشوند راه علاج و درمان آن هم قابل شناخت نخواهد بود. چنانچه برخی از امراض از قبیل وبا، سرخک، سرخچه و… در گذشته باعث مرگ و میر بسیار بودند، ولی پس از شناخت آنها و پیشرفت علم پزشکی با چیز سهلی – از قبیل تزریق واکسن جلوی آن همه مرگ و میرها گرفته شد. در بعد روانی نیز مسأله به همین منوال است. اگر روان و بیماری های آن کاملا شناخته شود، یقینا از هلاکت های معنوی و مرگ و میرهای انسانی جلوگیری خواهد شد. این که در اسلام برای معرفت نفس آن همه ارزش قائل شده و آن نافع ترین علم معرفی شده و حتی شناخت خدا را به شناخت نفس مرتبط دانسته،به خاطر همین است که اگر روان انسان شناخته نشود نه تنها انسان به کمال نمی رسد؛ بلکه به خاطر عدم شناخت آفت ها و آسیب ها آن چه بسا در ورطه هلاکت می افتد. حال باید دید برای شناخت نفس و روان به کجا . چه منبع و چه کسی باید مراجعه کرد؟راستی چه کسی بهتر از جان آفرین از اسرار روان انسان آگاهی دارد؟ قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «رَبُّکُم اَعلَمُ بِما فی نُفُوسِکُم» پروردگارتان به آنچه در جانتان است آگاهتر است. و در آیه دیگر فرمود: «یَسلَونَکَ عَن الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن اَمرِ رَبَّی وَ ما اوتیتُم مِنَ العِلم اِلّا قَلیلاً» درباره روح از تو می پرسند، بگو روح از عالم امر و از فرمان پروردگار من است و به شما از دانش، جز اندکی داده نشده است». به هر حال برای آگاهی از مفهوم سلامت روان، از دیدگاه قرآن و سنت به برخی از آیات و روایات اشاره می کنیم، در قرآن کریم در ضمن دو آیه به روان سالم (قلب سلیم) اشاره شده است: یکی در سوره شعراء ضمن دعای ابراهیم خلیل(ع) که خداوندا! مرا در روزی که مردم برانگیخته می شوند (روز رستاخیز) شرمنده و رسوا مکن، روزی که مال و فرزند سودی نمی بخشند، مگر کسی که با قلب سلیم و روانی پاک به پیشگاه خدا آید: «اِلّا مَن اَتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلیمٍ». پس سلامت روان به معنای تعادل روان است و علائم آن این است که انسان به نور عقل خویش آنچه که زینت روانش می شود و او را به خدا نزدیک می کند، بر می گزیند و تمام ابعاد وجودی خود را شکوفاء می سازد، و بین آنها هماهنگی و تعادل برقرار می نماید، بر اثر این عدالت نفسانی که همان صراط مستقیم و وصول به کمالات انسانی است در عمل نیز منحرف نمی گردد و به پیروی از سفاهت که موجب ظلم به خویشتن و دیگران است، از عدل سرباز نمی زند. از این رهگذر معنای بیماری که یک معنا سلبی است روشن می شود. از این رو در قرآن کریم آمده است که: «مَن أَعرَضَ عَن ذِکری فَاِنَّ لَهُ مَعیشهً صَنکا» هر کس از یاد من اعراض کند، مبتلا به زندگی سختی خواهد شد». این سختی ها فقر مالی نیست بلکه همان بیماری های یأس، دلهره، اضطراب، سردرگمی و افسردگی است که در متن نعمت های دنیوی و زندگی سراسر امکانات، دامنگیر افرادی می شود که از یاد خدا، دل برگردانیده اند و این همان عدم تعادل و هماهنگی حقیقت انسان با ماورای عالم ماده و مبدأ متعالی است. و گرنه، برکات و رحمت خاصه الهی شامل کسانی است که دارای سلامت روان باشند و در حفظ آن نیز کوشا باشند. در قرآن کریم آمده است که: «وَلَو اَنَّ اَهلَ القُری آمَنوُا و اتَّقُوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَرِضِ» اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آوردند و تقوی پیشه می کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم». پس از آگاهی از معنا و مفهوم سلامت روان، در دیدگاههای مختلف در رابطه با تحقق سلامت وجود چند امر لازم است: ۱- این که تمام آنچه را که لازمه وجود آن است دارا باشد، مثلا پیکر انسان برای تحقق سلامت خود نیازمند به عضو بینایی (چشم) می باشد و بدون آن معیوب و ناقص است. ۲- بین قوای وجودی شیء و اعضا و اجزای آن وحدت و هماهنگی باشد. ۳- علاوه بر آنچه که شایسته هستی او است و هماهنگی و توازن که بر آن حاکم است، آفتی از خارج بر او عارض نشده باشد. چه بسا جسمی همه آنچه را که لازمه سلامتی اوست داراست، منبع: رواق الحجاج


