غرض‌ورزى کسروى را بیش از هر چیز مى‏‌توان در مواضع تند و اگر گران نیاید، باید گفت: «عناد بیمارگونه» او نسبت به عالمان دینى مشاهده کرد، که علاوه بر کتب و مقالات گوناگون او در نقد تشیع و باورها و آموزه‏‌هاى آن، در آثار تاریخى وى نیز کاملاً جلوه‏‌گر است.

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
چرا کسروی به سعدی، حافظ و روحانیت هتاکی می‌کرد؟
ویژگی‌هاى روحى و رفتارى کسروى اهل نظر نوعاً به وسعت دانسته‌‏ها و معلومات کسروى در بعضى از رشته‏‌ها و موضوعات علمى، معترف‌اند. اما، به لحاظ منش و روش اخلاقى و عملى، او را واجد خصوصیات منفى زیر مى‏‌شمارند: محدودیت اطلاعات و در عین حال اظهار نظر و داورى تند و جزمى در همه زمینه‌‏ها و موضوعات علمى (بدون داشتن آگاهى و تخصص کافى در آن‌ها)، بى‌‏ذوقى و کج‌سلیقگى، کیش شخصیت و استبداد به رأى، جزم‌اندیشى و یکدندگى، پرخاشگرى و خشونت زبانى، قلمى و حتى یدى با مخالفان فکرى و سیاسى، و بالاخره: عناد و غرض‌ورزى. ذیلاً، به جلوه‏‌هایى از خصوصیات فوق در کسروى اشاره مى‏‌کنیم. محدودیت اطلاعات، و داوری‌هاى تند و خام دربارة همه موضوعات کسروى، بى‏‌گمان از «فضل و دانش» بى‏‌بهره نبود و در بعضی عرصه‏‌ها، کشفیّات و ابتکارات درخور تحسینى داشت. اما طبیعى است که وى (مثل دیگران) «همه چیز» را (آن هم در حد «تخصص») نمى‏‌دانست و نسبت به آنچه بیرون از حوزه تخصص و کارشناسى او بود، اطلاعات محدودى داشت، و از این بابت، ایرادى نیز بر او وارد نیست. احمد کسروى... على‌رغم گسترة دانسته‏‌ها و برخوردارى از حافظه‏‌اى قوى، به غایت مستبد به رأى و انعطاف‏ناپذیر بود و بارها در برابر انتقادات حاضران، کار را به مشاجره و لج و لجبازى مى‏‌کشاند. مشکل اینجاست که کسروى، متأسفانه، راجع به همه چیز (از دین، فلسفه و عرفان تا ادب، فرهنگ، تاریخ و اقتصاد) نظر مى‏‌داد و اسفبارتر آنکه اصرار داشت نظر خویش را نیز (به هر طریق که شده) به کرسى نشاند و درواقع، بر دیگران تحمیل کند و در این راه، حتى از توهین به مقدسات میلیون‏‌ها هم‌وطن (مسلمان و شیعه) خویش دریغ نمی‌کرد و کتاب‌هایى چون دیوان سعدى و حافظ و کتاب مفاتیح‌الجنان را (که باب میلش نبود) در شعله‏‌هاى آتش مى‏‌افکند و جشن کتاب‌سوزان مى‏‌گرفت! استبداد به رأى و کیش شخصیت کسروى علاوه بر بى‏‌ذوقى و آن مایة اندک از آگاهی‌هاى علمى، فلسفى و... متأسفانه «استبداد به رأى» هم داشت و به جاى تعامل و تعاطى علمى و منطقى با اندیشمندان و حق‌پژوهان، لجاجت و درشتى مى‌‏نمود. شمس آل احمد نیز که در سال‌هاى پس از شهریور 1320، چند بار همراه برادرش (جلال آل‏احمد) در کلوپ «باهماد آزادگان» متعلق به کسروى (واقع در حوالى خیابان حشمت‌الدوله) با وی دیدار کرده بر همین ویژگى منفى کسروى انگشت تأکید نهاده است: «احمد کسروى... على‌رغم گستره دانسته‏‌ها و برخوردارى از حافظه‏‌اى قوى، به غایت مستبد به رأى و انعطاف‏ناپذیر بود و بارها در برابر انتقادات حاضران، کار را به مشاجره و لج و لجبازى مى‏‌کشاند. کیش شخصیت و نوخواهى‌‏هاى بى‏‌ملاک، او را با معتقدات دینى مردم درانداخت تا جایى که اهل ایمان تاب نیاوردند و پس از مباحثات و اتمام حجت‏‌هاى فراوان، او را در کاخ دادگسترى از پاى درآوردند.» بیشتر بخوانیم: زد و خورد فداییان و کسروی! کسروی مرتد است. ستیز با پرچمداران فرهنگ و ادب ایران اسلامى‏ کسروى، در آثار خود، به کرات، به خواجه شیراز، سعدى بزرگ، حمله برده و از هتاکى و دشنام به وى بازنایستاده است. از جمله، به سعدى طعن زده که هنگام حملة مغول به کشورمان، نسبت به «گرفتاری‌ها و بدبختی‌هاى مردم ایران... کمترین غم‌خوارى از خود نشان نداده» است. عناد و غرض‌ورزى سعید نفیسى با افسوس و دریغ نوشته است: کسروى «آنچه دربارۀ سعدى، حافظ، تصوف و تشیع گفت، نه تنها به نفع ایران نبود، بلکه صریحاً بگویم، مغرضانه بود. بالاتر از همه، به کسانى پرخاش کرد که اصلاً دربارۀ آن‌ها اطلاع نداشت. تولستوى و آناتول فرانس را نخوانده بود و بدیشان خرده‌‏هاى نادرست مى‌‏گرفت. این کارهاى او بیشتر از این حیث مرا ناراحت مى‌‏کرد که او مردِ پژوهشگر بسیار باسواد کتاب‌خواندۀ ورزیده‌‏اى بود. کسى که آن سه جلد کتاب بى‏‌نظیر شهریاران گمنام را نوشته است دیگر نباید از این سستی‌ها و فتورها و تعصب‌هاى نارواى عجولانه به کار برد.» کسروی غرض‌هاى شخصى خودش را هم در کار تاریخ دخالت مى‏‌داد، که کار خوبى نبود متأسفانه این غرض‌ورزى را در سایر حوزه‏‌ها، از جمله: حوزۀ نگارش تاریخ مشروطیت، نیز از کسروى مشاهده مى‏‌کنیم. دکتر عبدالحسین نوایى در گفت‌وگو با فصلنامۀ تاریخ معاصر ایران، «تاریخ مشروطه» کسروى را «با اینکه به لحاظ شمول مطالب بسیار خوب است»، داراى «دو ایراد مهم» ‏شمرده «که یکى در نحوه نگارش است؛ یعنى کسروى کلماتى را خودش مى‏‌ساخت و به کار مى‌‏برد و درنتیجه، نثرش چندان دل‌چسب نبود، دیگر اینکه غرض‌هاى شخصى خودش را هم در کار تاریخ دخالت مى‏‌داد، که کار خوبى نبود.» غرض‌ورزى کسروى را بیش از هر چیز مى‏‌توان در مواضع تند ـ و اگر گران نیاید، باید گفت: «عناد بیمارگونه» ـ او نسبت به عالمان دینى مشاهده کرد، که علاوه بر کتب و مقالات گوناگون او در نقد تشیع و باورها و آموزه‌‏هاى آن، در آثار تاریخى وى نیز (نظیر دو جلد تاریخ مشروطه) کاملاً جلوه‏‌گر است. پی نوشت: این متن خلاصه‌ای است از مقاله "کسروی به نرخ روز" به قلم علی ابوالحسنی (منذر) که در شماره 64 مجله "زمانه" منتشر شده است.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها