شهید بهشتی تاکید دارد که قدرت در حکومت اسلامی باید در اختیار اشخاصی قرار بگیرد که دارای خصلت عدالت باشند. از این رو، قدرت عدالت‌محور را مدنظر دارد و می‌گوید: «...يك دگم در اسلام وجود دارد و آن دگم عدالت است...»

سه‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
 پیشنهادهای شهید بهشتی برای مقابله با قدرت پرستی
نوشتار حاضر سعی دارد به راهکارهای شهید بهشتی برای مقابله با قدرت‌پرستی در جامعه بپردازد و راهبرد وی برای خدمت به مردم از این دریچه را مورد مداقه قرار دهد. توجه به منشاء قدرت در اسلام شهید بهشتی تاکید دارد که باید «نقش قاطع حكومت صلاح انديش و خدمت‌گزار واقعى جامعه، كه با معيارهاى اسلامى به قدرت برسد و با معيارهاى اسلامى، جامعه را اداره كند»، را مورد توجه قرار داد و دانست که منشا قدرت در اسلام با سایر مکاتب متفاوت است. بهشتی منشاء قدرت در اسلام را خدا می‌داند و به منشاء قدرت در مکتب سرمایه‌داری و مارکسیستی انتقاد جدی وارد می‌کند و قدرت طلبی مبتنی بر تفکرات رشنالیزم و ماکیاولیست‌مآبانه را به باد انتقاد شدید می‌گیرد. وی در این رابطه می‌گوید: «بعضى‌ها پا روى هر حقى مى گذارند تا به سنّار و ميليونشان برسند اما انسان‌هايى كه درونشان يك مقدار وجدان هست، يك جايى مى‌ايستند و مى‌گويند اين خلاف حق يعنى چه؟ عقل حساب‌گر كه در آن حق و ناحق پيدا نمی‌شود؟! جلوه برجسته عقل حساب‌گر، ماكياولى است. ماكياوليسم درست اوج عقل حساب‌گر است. مى‌گويد تو مى‌توانى دين و مذهب و اخلاق و زن و فرزند و همه چيز را فداى خودخواهي‌هاى خودت بكنى. مى‌توانى همه چيز را براى رسيدن به آن آرزوها و تمنيات وسيله قرار بدهى. زن باره و شهوت‌ران هستى؟ در اين راه همه چيز را فدا كن؛ اشكالى ندارد. در راه قدرت طلبى و جاه طلبى همه چيز را فدا كن! به مردم بگو دروغ بد است اما اگر خودت جايى بايد دروغ بگويى تا به قدرت برسى و نگفتى، آدم احمقى هستى. ماكياوليسم اين را مى‌گويد كه به مردم بگو ظلم بد است، آدم‌كشى بد است، اما اگر به جايى رسيدى كه مى‌بينى براى رسيدن به آن خواسته، تمنيات، قدرت، جاه، آرزو و ثروت هر چه هست و هر چه دلت مى‌خواهد بايد هزاران نفر را بى‌گناه و بى‌جهت از دم تيغ بگذرانى و به كشتن بدهى، چنين كن!...» بهره گیری از قدرت در راستای رشد و تعالی جمعی شهید بهشتی معتقد است که بهره‌گیری از قدرت باید در راستای رشد و تعالی جمعی باشد و نه مقاصد فردی. او می‌گوید: «از نظر مکتبی این است که طلب قدرت به عنوان یک خواسته و هوی، مذموم است. ولی قدرت به عنوان یک وسیله برای کشیدن آن بار سنگین اشکالی ندارد...آدم اگر بخواهد فضایل اخلاقی‌اش را با ریاست داشتن حفظ کند، کار آسانی نیست. یعنی جنگ با هواهای نفسانی.» نهراسیدن از قدرت‌های استکباری جهان نکته دیگری که در اندیشه‌های شهید بهشتی حائز اهمیت است، این موضوع است که نباید در برابر قدرت‌هایی غیر از قدرت الهی مرعوب بود. لاجرم حکومت و امت اسلامی باید در برابر قدرت‌های مادی و طبیعی جهان مقاومت و ایستادگی داشته باشد و از هیبت دشمنان نهراسد. این نگرش است که باعث می‌شود، شهید بهشتی بیان نماید؛ «مسلمان حق ندارد در برابر قدر‌ت‌ها مرعوب باشد...» قدرت عدالت محور شهید بهشتی تاکید دارد که قدرت در حکومت اسلامی باید در اختیار اشخاصی قرار بگیرد که دارای خصلت عدالت باشند. از این رو، قدرت عدالت‌محور را مدنظر دارد و می‌گوید: «...يك دگم در اسلام وجود دارد و آن دگم عدالت است...»[8] به اعتقاد او اگر تلاش‌ها در مسیر کسب قدرت برای رضای الهی و مبتنی بر عدالت باشد، پیروزی و رستگاری برای فرد و جامعه به ارمغان خواهد آمد. اولویت‌دهی به مقوله "خدمت به مردم" شهید بهشتی به موضوع قدرت در حکومت اسلامی توجه ویژه‌ای داشت و بر اساس موازین دینی و قرآنی، حاکمان و کارگزاران را از «معبد شیطانی قدرت پرستی» که مبتنی بر مطامع دنیوی و عقلانیت ابزاری است، بر حذر می‌داشت و توصیه می‌کرد مسئولان نظام اسلامی از قدرت سوء استفاده نکنند بلکه با هدف خدمت به خلق از آن بهره ببرند. وی در سخنرانی‌ای که با عنوان «حکومت، قدرت و خدمت» در دی ماه 1359 در مسجد جامع نیشابور داشت، بر خدمت‌گزاری کارگزاران در حکومت اسلامی تاکید کرد. سیاست مبتنی بر صداقت در اندیشه بهشتی، صداقت با مقولاتی نظیر حق، عدل، انصاف، امانت و غیره ارتباط محکمی دارد و جدایی‌پذیر نیستند.[9] این پیوند و ارتباط میان صداقت با امر سیاسی تا جایی است که یکی از مهم‌ترین ارتباطات سیاسی در جامعه اسلامی، یعنی ارتباط میان امام و امت مبتنی بر صداقت است و صداقت در قلب ولایت نهفته است. شهید بهشتی از صداقت و صراحت به عنوان پایه اصلی انقلاب اسلامی و حکومت یاد می‌کند و اعتقاد دارد در روابط اجتماعی باید این الگو رعایت شود. حکومتی که از دین مایه می‌گیرد و از مردم برمی‌خیزد، باید با آن‌ها صادق و صریح باشد. بنابراین یکی از سلوک حکومت و سیاست در نظام سیاسی اسلام، صداقت و صراحت در روابط اجتماعی و در عرصه سیاست است. بهشتی تاکید دارد اگر پذیرفتیم در جامعه و حکومت باید صراحت و صداقت داشت، باید «قبول هم کنیم که وقتی خواستیم از موضع صدق و حق و عدل،که روح اسلام است، با هم برخورد کنیم، گاهی هم تلخی پیش می‌آید، ولی من این تلخی ناشی از برخورد صادقانه را بر آن شیرینی کاذب منافقانه و مجامله آمیز ترجیح می‌دهم...» منبع: یادداشت "قدرت در خدمت مردم"، به قلم سید محمد جواد قربی، به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها