نگاه تزیینی ادبیات به میراث فرهنگی احمد بیگدلی معتقد است: اگر ما در ادبیات خود از میراث فرهنگی گذشته استفاده كردهایم، این موضوع بیشتر جنبهی تزیینی داشته است. این داستاننویس در ادامهی گفتوگو با ایسنا تصریح كرد: هویت ملی و میراث فرهنگی، شناسنامهی یك ملت است، و یك ملت، آرمانهای گذشتهاش را با این موضوع تثبیت میكند. او در ادامه یادآور شد: بعد از انقلاب، از گذشته بریدند و گفتند گذشته مال كسانی بود كه بر اریكهی قدرت نشسته بودند، و به تمامی، آن را نفی كردند؛ به این دلیل ارتباط مان با گذشته قطع شد. مسؤولان بعدی ما نیز در هیچ سخنرانی به میراث فرهنگیمان اشاره نكردند. بیگدلی با بیان اینكه اگر ما گذشته را از دست بدهیم، نمیتوانیم به سوی آینده برویم، ادامه داد: بریدن از گذشته برای ما اختگی را به دنبال خواهد داشت. ما دارای میراثی بسیار غنی هستیم. آمریكا هیچ گذشتهی غنیای ندارد و قهرمانان آن، ضد قهرمان هستند، كه در كتابها و فیلمها خود را نشان میدهند؛ به این دلیل وقتی به ایران با فرهنگ غنیاش برمیخورند، نمیخواهند تمدن درخشان ما را بپذیرند. به این دلیل مولوی بلخی را به نام مولوی رومی مینامند. خیلیها كه در آمریكا مولانا را میخوانند، باور نمیكنند مولوی از فارسی به انگلیسی ترجمه شده؛ نه از تركی. این شاعر حتا یك بیت شعر تركی هم ندارد؛ اما آنها نمیخواهند گذشتهی درخشان ما را بپذیرند. او دیگر دلیل نپرداختن شاعران و نویسندگان به هویت ملی را دلمشغولیهای آنها دانست و افزود: در اوضاع فعلی، نویسنده و شاعر ما دلمشغولیها و گرفتاریهای دیگری دارد. انسان معاصر اگر مشغلهی نان نداشته باشد و در همسایگیاش آدمیانی نباشند كه افسرده و غمگین باشند، مجال خواهد یافت كه به گذشته فكر كند؛ اما او امروز فرصت نمیكند به گذشته فكر كند. بیگدلی همچنین گفت: ما میراثهایی چون تخت جمشید یا پاسارگاد را داریم و تنها ملتی هستیم كه از گردهی بردهها كار نكشیدیم، تا این بناها ساخته شوند. هیچ ستونی از ستونهای تخت جمشید با شلاق ساخته نشده است. ما ملتی اینگونه هستیم؛ اما به این میراث توجهی ندارند. او در پایان یادآور شد: مسألهی سد سیوند كه چندی پیش اتفاق افتاد، سر و صدایی از جامعهی روشنفكر دست به قلم ما درنیامد و هیچكس اعتراضی هم نكرد. نه اینكه آنها بیمسؤولیت باشند و به این موضوع توجهی نكنند؛ بلكه فرصت ندارند و چیزهای مهمتری برایشان مطرح است.