قرارداد کنسرسیوم نفت ایران، قراردادی استعماری بود که بعد از کودتای 28 مرداد، میان رژیم شاه و چند کشور خارجی منعقد شد. فضلالله زاهدی نماینده اصلی ایران در عقد این قرارداد، در 13 مهر 1332؛ کمیسیونی مشورتی در سطح وزرا تشکیل داد تا به مسئله نفت و پیشنهادات وارده برسند و از این کمیسیون خواست که از متخصصین خارجی استفاده کنند. از این رو طرف اصلی قرارداد نه یک یا دو کشور، بلکه چند کشور خارجی شدند.
در خرداد 1287 بود که برای اولین بار در ایران، نفت کشف شد. این کشف، در پی واگذاری امتیاز استخراج و بهرهبرداری از نفت به "ویلیام نکس دارسی" انگلیسی انجام شد. شرکت تحت فرمان دارسی، پس از 5 سال جستجو از چاهی در مسجد سلیمان، نفت کشف کرد. دستاوردی بزرگ که اخبار آن در سراسر جهان مخابره شد. در سال 1280، برای نخستین بار امتیاز استخراج، بهره برداری و لوله کشی نفت و قیر در سراسر ایران به جز پنج استان آذربایجان، گیلان، مازندران، گرگان و خراسان به مدت 60 سال به "ویلیام نکس دارسی" واگذار شد. دارسی، در دوره حکومت مظفرالدین شاه قاجار این امتیاز مهم را گرفت و متعهد شد که طی دو سال شرکت یا شرکتهایی را برای بهرهبرداری از امتیاز، تاسیس کرده و از عواید حاصل شده، 16 درصد به عنوان حقالامتیاز و 20 هزار لیره نیز نقداً به عنوان سهم ایران، به دولت بپردازد. این قرارداد 5 سال قبل از دوران مشروطه منعقد شد. مجلس اول پس از مشروطه نیز بحثهای مفصلی درباره قرارداد دارسی داشت،اما نهایتا آن را نه رد و نه تصویب کرد. ماجرای ملی شدن صنعت نفت که در سالهای پایانی دهه 20 آغاز شد و سرانجام در 29 اسفند 1329 به تصویب نهایی مجلس رسید را باید پایانی بر قرارداد ننگین دارسی دانست. انگلیسیها، که از دست دادن نفت ایران را به معنای خشک شدن رگ حیات کارخانههای صنعتی خود میدانستند از فردای آن روز، بر آن شدند که با دولت ملی ایران مقابله کرده و آن را سرنگون کنند و این اقدام بعد از 29 ماه در 28 مرداد 1332 بدست کودتاچی وابسته به انگلیس صورت گرفت. مهمترین وظیفه دولت کودتا بعد از سرنگونی دولت مصدق، حل مساله نفت در دل فضای خفقان بود. چندین ماه پس از کودتای بیست و هشت مرداد 1332، بین نمایندگان هشت کمپانی نفتی برای تشکیل کنسرسیوم بین المللی موافقت حاصل شد.(1) بعد از کودتای 28 مرداد 1332، موضوع فروش نفت و نقش کشورهای خارجی در آن توسط کنسرسیوم نفتی مشخص گشت. این قرارداد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، از قراردادهای نفتی پیش از آن یعنی دوران قبل از ملی شدن نفت نیز بسیار بدتر بود، ناشی از انتظارات متقابل شاه و کشورهای استعمارگر غربی بود. به عبارتی شاه با اعمال این قرارداد درصدد بود اهداف سیاسی و اقتصادی خاص خود را تحقق بخشد. همین موضوع عامل مهمی در شکلگیری روابط خاص نفتی میان شاه و کنسرسیوم بود. ائتلاف یا هم فرجام به پیوند دو یا چند فرد، شرکت، سازمان یا حکومت باهم برای انجام کنشهای هماهنگ یا ادغام منابعشان برای رسیدن به هدف یکسان گویند. قرارداد کنسرسیوم چه قراردادی بود؟ قرارداد کنسرسیوم، قراردادی استعماری بود که بعد از کودتای 28 مرداد 1332 میان رژیم شاه و چند کشور خارجی منعقد شد. فضلالله زاهدی نماینده اصلی ایران در عقد این قرارداد، در 13 مهر 1332؛ کمیسیونی مشورتی در سطح وزرا تشکیل داد تا به مسئله نفت و پیشنهادات وارده برسند و از این کمیسیون خواست که از متخصصین خارجی استفاده کنند. از این رو طرف اصلی قرارداد نه یک یا دو کشور، بلکه چند کشور خارجی شدند. طبق این قرارداد که در 29 مهر سال 1333 به تصویب رسید، شرکتهای خارجی آمریکا، انگلیس، هلند و فرانسته صاحب امتیازاتی گشتند. سهم شرکت نفت ایران و انگلیس از نفت ۴۰٪ تعیین شد. شرکتهای آمریکایی هم که خود شامل 5 شرکت بزرگ نیوجرسی، استاندارد کالیفرنیا، گُلف، سوکونی موبیل و شرکت نفتی تگزاس و 9 شرکت علیالظاهر مستقل بودند، ۴۰٪ از سهم نفت را به دست آوردند و در کنار آن سهم شرکت شل هلندی ۱۴٪ و شرکت نفت فرانسه ۶٪ تعیین شد. علاوه بر این کشورهای مذکور توانستند امتیازات دیگری همچون عملیات کشف و استخراج را نیز کسب کنند که بسیاری از آن امتیازات با روح قانون ملی شدن نفت در تضاد بود. «کنسرسیوم علاوه بر اکتشاف و پالایش و هدایت و مدیریت تولید از کلیه اختیارات لازم برخوردار بود که در حوزه عملیات و یا حتی در خارج از حوزه عملیاتی خود، از اراضی و منابع زیرزمینی متعلق به شرکت نفت ایران و اراضی متعلق به دولت ایران ــ در صورت ــ نیاز بدون قید و شرط استفاده کند». مشخص است شرکت کنسیرسیوم و شخص شاه از عقد این قرارداد، اهداف خاصی را دنبال میکردند. بر این اساس شاه همواره انتظارات خاصی از کنسیرسیوم داشت که مهمترین آن خرید بیشتر نفت با قیمت بالا بود.(2) اهمیت قیمت نفت برای شاه ناشی از اهداف و سیاستهای خاص شاه از جمله افزایش تمرکز قدرت سیاسی بود. حکومت میتوانست با اتکا بر درآمدهای نفتی، بدون نیاز به مالیات مردم درآمدهای خود را افزایش دهد. افزایش هزینههای عمومی نیز ضمن افزایش درآمد رژیم، به افزایش تمرکز قدرت مرکزی کمک میکرد. گذشته از این شاه میتوانست با استفاده از درآمدهای نفتی بوروکراسی دولتی را گسترش دهد. این موضوع نیز در نهایت میتوانست به افزایش قدرت شاه و رژیم منجر شود. بر این اساس، بخش اصلی درآمد نفتی در راه تقویت ماشین جنگی و دیوانسالاری نظام رژیم و یا صرف امور غیرتولیدی و خرید سهام شرکتهای ورشکسته خارجی میشد. علاوه بر این درآمدهای نفتی ابزار خوبی برای غلبه بر حقارتهای داخلی و بینالمللی بود. پی نوشت: 1- پول و تمرکز قدرت؛ همه آنچه شاه از نفت میخواست، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- ماجرای کنسرسیوم نفتی چیست؟، وبسایت بصیرت


