آرتور میلسپو، مستشار آمریکایی، از جمله مستشاران مالیِ شناخته شده در ایران است که دوبار به استخدام ایران درآمد. میلسپو اولین بار در سال 1301 و دومین بار در سال 1322 وارد ایران شد تا به رتق و فتق امور اقتصادی بپردازد. وی در طول فعالیت چند ساله خود اقدامات زیادی در راستای تنظیم امور مالی کشور انجام داد که از نظر بسیاری، کاملاً مثبت و تأثیرگذار بود. چرا میلسپو به ایران آمد؟ با اشغال نظامی کشور در آستانه جنگ جهانی اول و تضعیف سلطه حکومت مرکزی، شرایط سیاسی و اقتصادی کشور با نابسامانی و مشکلات فراوانی مواجه گشت. وضع سیاسی و اجتماعی ایران در این دوره فوقالعاده بحرانی بود. بر اثر ورود نیروهای متفقین و متحدین و اشغال خاک ایران و ربوده شدن آذوقه و خواربار کشور، قحط و غلا و به دنبال آن گرسنگی و بروز بیماریهای مسری در قسمت عمده نواحی غرب و شمال غرب ایران روی داد و دسته دسته مردم بینوا را به دیار عدم فرستاد. در کنار این مصائب، روس و انگلیس نیز که در رقابت با یکدیگر به سر میبردند مانع از هرگونه تلاش برای سر و سامان دادن به امور اقتصادی و فقر روزافزون میشدند. این شرایط بعد از اتمام جنگ نیز پایدار ماند و قحطی، گرسنگی و فقر بر سراسر کشور مستولی شد. در این اوضاع با تصویب و تأیید مجلس چهارم، تصمیم گرفته شد بخشی از کسری بودجه کشور از طریق استقراض از آمریکا تأمین شود؛ اما آمریکا این موضوع را منوط به استخدام مستشاران آمریکایی از سوی ایران دانست. بدین ترتیب با تصویب کابیته وثوقالدوله دکتر آرتور میلسپو آمریکایی با هیئت چهارده نفره وارد ایران میشود.(1) ورود میلسپو به ایران در سال 1301 تا سال 1306 ورود میلسپو به ایران چندان مورد خوشایند مردم ایران و انگلیس نبود. کابینه قوام حق کنترل امور مالی را به میلسپو داده بود و وقتی میلسپو به ایران آمد برای اینکه روسیه شوروی رنجش پیدا نکند مذاکراتی را نیز با آنها برای قرارداد بازرگانی شروع نمود. میلسپو با اختیارات خاصی که در زمینه مالی کسب کرده بود اقداماتی را در این زمینه آغاز نمود. وی با برخورداری از امکانات اجرایی، سختگیریهای زیادی را اعمال نمود و تا حدودی با اقدامات مثبت خود همچون اصلاح نظام مالیاتی، تأسیس اداره مالیه و... پس از حضور میلسپو و به دنبال قلع و قمع جنبشهای ایالاتی و آرامش پایتخت، میلسپو توانست نظام مالیاتی ایران را منطقیتر نماید و به عبارتی آن را به شیوه ممالک رشد یافته تنظیم کند. به عنوان مثال در زمانی که وی مسئولیت داشت، بر گسترهی مالیات افزوده شد و انواع جدیدی از مالیات تعریف شدند، مالیاتهایی همچون؛ مالیات پلاک اتومبیل، مالیات بر دام و مالیاتهایی دیگر. از طرفی؛ "میلسپو" اخذ مالیاتاز ثروتمندان را اجباری کرد و به بسیاری از امور اداری سر و سامان داد، که یکی از آنها دیرکرد در پرداخت حقوق کارمندان و کارگران بود که با استقبال فراوانی همراه شد. میلسپو مخالفان سرسختی هم داشت. از جمله آنها؛ ابتهاج، مدیرکل بانک ملی که میلسپو در دوره دوم حضور خود، ادامه همکاری خود را با ایران به عزل وی مشروط کرده بود. وی در خاطرات خود، از زبان مؤتمنالملک پیرنیا نقل میکند که «میلسپو حتی در مأموریت نخست خود نیز شایستگی اداره امور ایران را نداشته است» اختیارات بیش از حد میلسپو به ایران در سال 1322 آرتور میلسپو یکبار دیگر بعد از اشغال کشور توسط متفقین و بروز مشکلات ناشی از جنگ جهانی دوم مانند؛ قحطی و بیماری وارد کشور شد. البته عملکرد وی در این دوره به مانند دوره اول چندان مثبت نبود و با کارشکنیهای زیادی همراه بود.این محاسبات در حالی صورت میگرفت که آمریکا تا آن زمان چهره مثبتی از خود نشان داده بود و هنوز وارد بازی استعمارگرایانه خود نشده بود. از این رو، به زعم کارشناسان ایرانی، آمریکا میتوانست در مواقع لازم منبع وامهای کلان نیز باشد؛ آن هم در وضعیتی که کشور به شدن نیازمند منابع مالی بود. بنابراین در نهایت بر اساس قانون استخدام، میلسپو به ایران آمد و زیر نظر وزیر دارایی اختیار تصمیمگیری در چند مورد را کسب نمود که عبارتند از: 1. تهیه و تنظیم مقررات مالی 2. تأمین خواربار عمومی 3. تثبیت قیمتها 4. حل مسئله حمل و نقل 5. تنظیم بودجه 6. استخدام، ترفیع و تنزل رتبه و انتقال یا اخراج کارمندان وزارتخانه با مشورت وزیر دارایی فقدان سابقه استعماری آمریکا در باور روشنفکران و مردم ایران آن زمان سبب شد که دولت و مجلس ایران بدون ایجاد حساسیت جدی، قانون استخدام میلسپوی آمریکایی را با حقوق قابل توجه پانزده هزار دلار و با امکانات رفاهی کامل (خانه و اثاثیه) و اختیارات غیرقابل باور برای یک بیگانه به مدت 5 سال تصویب و به اجرا بگذارد. میلسپو بر اثر سیاستها و تدابیر اقتصادی خود تلاش کرد به سامان یافتن اوضاع اقتصادی کمک کند، اما اینبار بهرهمندی از اختیارات بیش از حد باعث شد تا میلسپو به جای رسیدگی به اوضاع اقتصادی، درصدد تأمین منافع شخصی خود و کشورش آمریکا برآید. از این رو بسیاری از سیاستهای وی در همان دوره کوتاه، با نتایج عکس همراه بود و اعتراض مردم و نمایندگان را به دنبال داشت. مصدق در مجلس چهاردهم، با تمدید قرارداد وی مخالفت کرد و علت آن را مغایرت قرارداد وی با منافع و مصالح ملی عنوان کرد. او در سخنان خود ابراز داشت که ایرانیها خودشان بهخوبی قادر به اداره امور کشور خود هستند، چنانچه سالها بدون مستشار، مملکت خود را اداره کردهاند. به گفته حسین مکی، مصدق در دوره پنجم مجلس و در دوره نخست مأموریت مستشاری میلسپو نیز (که نخستین بار به مجلس راه یافته بود) با اختیارات او مخالفت کرده بود! تودهایها که تا قبل از آن علل ناکامی میلسپو در تثبیت قیمتها را «فشار کاری» «کارشکنی محتکران» و «حجم بالای کار» بیان کرده بودند اینک او را در این کار دارای «سوءنیت» معرفی میکردند، پس از بروز مشکل میان میلسپو و شوروی، در جراید خود وی را «مسبب اصلی وضعیت بد اقتصادی»، «همه کاره ایران» و عامل بیکاری تجار ایرانی معرفی میکردند. (2) به نظر میرسد دکتر میلسپو علاقهمند به ادامه فعالیت در ایران بود و بهرغم غرور و بدبینیای که به ایرانیان داشت، در عملکرد خود دارای نیت نادرستی نبود، اما ملیگرایی ایرانیها، رقابتهای نخبگان سیاسی که برخلاف ارزیابی وی حالا دیگر دامن او را گرفته بود، دخالت شوروی و هوادارانش در ایران ،اوضاع نامساعد ناشی از اشغال و دخالت نیروهای اشغالگر و غارت منابع غذایی ایران که باعث گرانی مایحتاج عمومی شده بود، موجبات خروج او را از ایران فراهم آورده بود. پی نوشت: 1- میلسپو؛ حافظ منافع ایران یا ایالات متحده، زهرا سعیدی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- کتاب تاریخ 20 ساله ایران،حسین مکی