
این بدان معناست که هر پروتون در درون تونل ِ ۲۷ کیلومتری برخورد دهنده آنقدر شتاب گرفته تا اینکه توانسته ۱۷ هزار برابر انرژی متوسط آزاد شده توسط یک اتم اورانیوم در طی انفجار هستهای را حمل نماید. در مقایسه، بوزون هیگز دارای حجم نسبتا کمتر ۱۲۵ گیگا الکترون ولت است که بسیار کوچکتر از آن چیزی است که شتاب دهنده از لحاظ تئوریک قادر به تولید آن میباشد. با این حال، شتاب دهنده مجبور بود دو سال کامل یک ریز کار کند تا دانشمندان دادههای کافی مورد نظر خود را جمع آوری کنند و بتوانند با اطمینان بگویند که بالاخره ذره بوزون هیگز را کشف نمودهاند؛ چرا که اگر کسی سعی داشته باشد جایزه نوبل را بدست آورد، باید مطمئن شود که تصاویر، مبتنی بر دادههای واقعی هستند و نه اصطلاحات آماری.

اگر دانشمندان برای تأیید ردیابی بوزون هیگز به پروسهای ۲ ساله نیاز داشتند، پس مطمئنا زمان بیشتری برای ردیابی ذرات سنگین تر باید صرف شود. لذا یکی از راه حلهای پیشنهادی، ارتقا شتاب دهنده بود، که این کار در بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ انجام شد. شتاب دهنده اکنون در ۶٫۵ ترا الکترون ولت برای هر پرتو مشغول به کار است. اما رویکرد مکملی نیز برای ارائه راه حل جایگزینی به منظور تجزیه و تحلیل دادههای موجود وجود دارد. کشف بوزون هیگز یک تحول عظیم در داده های شتاب دهنده به شمار می آید و اما مطالعه جدید نشان میدهد که با استفاده از اثر دقیق تری به نام مداخلات کوانتومی، میتوان ذرات بیشتری را شناسایی کرد.

ریزوی در این خصوص گفت: ذرات سبک تر از ۱ ترا الکترون ولت میتوانند به طور مستقیم شناسایی شوند و ذرات سنگینتر از ۵ ترا الکترون ولت میتوانند از طریق پدیدهای که به عنوان “اختلالات کوانتومی” نامیده میشود و با استفاده از چندین مدل موجود، بطور غیرمستقیم شناسایی گردند. سوالی که پیش می آید این است که پس از کشف بوزون هیگز توسط شتاب دهنده، نام مستعاری که توسط بسیاری از فیزیکدانان مورد انتقاد قرار گرفته، چه چیز دیگری باید کشف شود؟ رودمن میگوید:« واقعا ایدههای زیادی برای انواع ذرات جدیدی که میتوانند وجود داشته باشند مطرح شده است. به عنوان مثال، ذرات جدید ممکن است به توضیح ماده تاریک کمک کنند. اما در حقیقت، این تنها یک بازی اکتشافی است و هنوز هیچ چیز ِ قطعی وجود ندارد.»
منبع: http://bigbangpage.com



