محمدرضا پهلوی و خاندان سلطنت، از میانه دهه چهل تا اواسط دهه پنجاه شمسی، هر سال سفرهای بلندمدّت و مکرّری به سوئیس، به منظور تفریح در دامنه کوههای آلپ انجام میدادند، یکی از پیامدهای مخرّب این سفرهای سالانه، مخارج هنگفت مالی بوده که از کیسه ملّت ایران خارج میگردید. ویلای سوورتا در سنتموریتس سوئیس که یکی از مکانهای گردشگری بسیار معروف و البته پرهزینه بهشمار میآمد که در سال 1348ش با قیمت یکمیلیونوهشتصدهزار فرانک توسط محمدرضاشاه خریده شد. شهر کوچک سنت موریتس با وسعت تقریبا 29 کیلومتر مربع، در جنوب شرقی کشور سوئیس واقع است. این شهر در زمره شهرهای ایالت «گراوبوندِن» (Graubünden) این کشور است و در منطقه «مالوجا» (Maloja) قرار دارد. جمعیت این شهر توریستی که در ارتفاع 1822متری از سطح دریا واقع گردیده، تا پایان سال 2011م فقط 5200 نفر بوده است. مرتفعترین نقطه رشته کوه آلپ، یعنی «پیز بِرنینا» (Piz Bernina) با فاصله کمی در جنوب این شهر قرار دارد. ازینرو، شهر سنت موریتس ناحیهای بسیار مناسب برای اسکی و ورزشهای زمستانی محسوب میشود، بهطوریکه دو دوره از بازیهای المپیک زمستانی در سالهای 1928 و 1948م به میزبانی این شهر برگزار گردید. سنت موریتس که ناحیهای مطبوع با مناظرِ طبیعی بسیار زیبا و دارای آبهوای آلپی، یعنی زمستانهای سرد با ریزش برف ملایم و تابستانهای معتدلِ مرطوب است، یکی از مکانهای گردشگری بسیار معروف و البته پرهزینه بهشمار میآید و مقصد تفریحی بسیاری از افراد برجسته سیاسی و هنری و طبقات مرفّه و ثروتمند سراسر نقاط جهان است. جاذبه طبیعی منطقه یادشده برای این افراد، به اندازهای بود که حتی برخی از آنان ازجمله آخرین شاه ایران و همچنین ملکحسین، پادشاه اردن، به خرید مِلک در آن منطقه نیز مبادرت ورزیدند، چنانکه بنابر روایت اسدالله علم، مورخ دی 1354ش «نامهای از ملکحسین را تقدیم شاه کردم که دارد مِلکی در سنموریتس خریداری میکند. شاه که بهوضوح تعجب کرده بود پرسید: آخر پولش را از کجا آورده؟ من گفتم همین چند سال پیش بود که سعودیها 12 میلیون لیره به او دادند» اگر از هزینه سرسامآور و فوقالعادهای که پهلوی دوّم برای خرید ویلا در سنت موریتس سوئیس و بازسازی آن انجام داد، چشمپوشی کنیم، هزینههای مالی معمول برای یک سفر درازمدت به آن نقطه از قارّه اروپا، در مجموع، مبالغ قابلتوجّهی را شامل میشد که منافع فراوانی را نصیب کشور میزبان یعنی سوئیس نموده، و بار اقتصادی سنگینی از سوی هیئت حاکمه بر دوش ملّت ایران تحمیل میکرد. حاکمیّتی که وظیفه اصلیاش، در واقع، اداره مطلوب امور کشور و بهبود رفاه و معیشت مردم تحت حکومتش بود. یکی از تلگرافهای رسمی مورخ بهمن1348ش، از سفارت ایران در سوئیس (زوریخ) به معاون وقت وزارت خارجه ایران(خوانساری) یکی از موارد در این زمینه میباشد: «به طوریکه جناب آقای بهبهانیان اظهار میدارند مانند سال گذشته هزینه تلفن و تلفکس و تلگراف، اجاره ترن و هواپیما و اتومبیلهای استیجاری در ژنو و زوریخ و سنتموریتس و هزینه آقایان مأموران اعزامی از طرف وزارت امور خارجه و رانندگان به عهده سفارت شاهنشاهی خواهد بود. خواهشمند است دستور بفرمایند حتیالامکان هرچه زودتر اعتبار کافی در اختیار بگذارند تا پرداخت صورت حسابها با اشکال مواجه نگردد». یکی از معضلات این سفر تفریحی که موجب صرفِ هزینه مالی فراوان میگردید، حملونقل کالاها و اثاثیه مسافران آن بود، چنانکه روایت شده: «اصولاً یکی از مسائل حزنانگیز در سفرهای شاه و ملکه به سوئیس، حجم بار و تعداد چمدانهای آنها بود، نمیتوانستم بفهمم چرا در یک سفر تفریحی چند هفتهای باید آنقدر زیادهروی شود که دو هواپیما فقط بار و اثاثیه شاه و همراهانش را به سوئیس حمل کند؟!». داستان این اسباب و لوازم به همینجا ختم نمیشد، چرا که علاوه بر آن، طی اقامت بلندمدّتِ خانواده پهلوی دوم در سوئیس، هواپیماهای اختصاصی متعدّدی بهطور مستمر و مداوم میان تهران و زوریخ پرواز مینمودند تا وسایل موردنیاز محمدرضاشاه و همراهانش را میان دو کشور حمل کنند. همچنین، مسئولین و عناصر حکومتی، بهطور مکرّر در حالِ رفتوآمد به سنتموریتس بودند برای نمونه، اینطور گفته شده که روزانه یک وزیر برای ارائه گزارش به محمدرضاشاه، از تهران به سنتموریتس میرفت و این روند برای وزیر موردنظر، به مدّتِ هرچند وقت یکبار تکرار میگردید. طبیعتاً این آمدوشدها بهطور رایگان نبوده، بلکه قسمتی از بودجه مملکت، صرف آن میگردید که سند ذیل، یک نمونه جزئی از آن میباشد: «وجه پرداختی بابت هواپیما که دو مرتبه به سنتموریتس رفته بالغ بر10800فرانک، پول هتل برای دو مرتبه که جناب آقای زاهدی رفتهاند و اسناد آن خدمت جناب آقای عَلَم وزیر محترم دربار شاهنشاهی فرستادند بالغ بر3400 فرانک جمعاً بالغ بر14200 فرانک میشود، در صورتی که تأیید میشود پرداخت شود». این کارگزاران و عناصر وابسته به پهلوی دوم، به طور طبیعی نیاز به مکانی برای استقرار موقّت یا نسبتاً طولانیمدت داشتند؛ طوریکه هر ساله، یکی از هتلهای مجهّز و تقریباً برجسته شهر زوریخ به نام «گراندهتل دولدِر» برای مدت دو ماه بهطورکامل اجاره میشد تا مورد کاربرد همراهان شاه و عناصر حکومت پهلوی قرار گیرد و سفارت ایران در سوئیس، مسئول پرداخت هزینه آن بود. جدای از این دولتمردان که برای ارائه گزارش کار خود به نزد شاه، سفرهای کوتاهمدّت و چند روزهای را به سوئیس داشتند، سفر محمدرضاشاه و اعضای خانوادهاش به آن کشور اروپایی، دائماً همراه با تعداد قابلتوجّهی از افراد بوده و بیشتر به یک کاروان شباهت داشت، که این خود، هزینههای بیشتری را میطلبید. حضور این افراد، علل گوناگونی میتوانست داشته باشد، برخی به منظور خوشگذرانی در کنار خاندان سلطنتی روانه آنجا میشدند: «معمولاً در سفر به سوئیس خالههای عزیزم و مادر از جان بهترم را هم همراه خودم میبردم تا در آنجا جمع ما جمع باشد و محفل گرمی داشته باشیم. محمدرضا هم دوستان نزدیک خودش را میآورد تا با آنها پوکر و تخته بازی کند. محمدرضا به بازی پوکر و تخته بسیار علاقمند بود. سپهبد ایادی و آقای دولّو هم میآمدند. از آمریکا هم زاهدی سفارت را به معاونش میسپرد و به سوئیس میآمد». برخی دیگر، در راستای تأمین امنیت کاملِ «اعلیحضرت و علیاحضرت» به آنجا برده میشدند:«از میان 40 همراه شاه و ملکه، 25 نفرشان را مأموران امنیّتی و محافظ تشکیل میدادند که برای همه آنان نیز همیشه میبایست حدود 40 اتومبیل با رانندگان قابلاعتماد و نیز 10 فروند هواپیمای کوچک آماده باشد». حتی در مواقعی که فرح دیبا همراه با فرزندانش و بدون حضور شخصِ محمدرضاپهلوی راهی سنتموریتس میشد، «ملتزمین رکابِ» او از بُعد تعداد، قابلملاحظه بوده و سفارت ایران در سوئیس مجبور بود، تدارک لازم برای اقامت مطلوب آنها را کاملاً فراهم نماید. جالب اینجاست که دلیل رفتنِ برخی افراد به سوئیس، در راستای ایجاد سرگرمی برای خاندان سلطنتی بود، چنانکه حتّی «دلقک مخصوص دربار» به نام «قلی ناصری» نیز در زمره همراهان شاه و فرح عازم سنت موریتس میشد: «...با تعجب پرسیدم دلقک مخصوص دربار؟!...منظورتان این است که مثل قرون وسطی دربار ایران هم دلقک مخصوص دارد؟ بله شاهنشاه بعضی اوقات که دچار افسردگی خاطر میشوند خیلی علاقمند هستند کسی برایشان جوک بگوید تا دلشاد شوند» . فرح دیبا نیز در این مورد اظهار نمود: «به دلیل آنکه در شبهای سرد و طولانی زمستان، حوصلهشان سر نرود، دلقک دربار را نیز همراه با خود به سوئیس میبردند تا اسباب سرگرمی آنها را فراهم نماید» . بر اساس مطالبی، در طی برگزاری یک مهمانی بزرگ و پرتجّمل در زمستان1350ش از سوی شاه در ویلای سوورتا، تقریباً 110 نفر منجمله ملک حسین پادشاه اردن، پرنس برنهارد از هلند، ملک حسن دوم از مراکش و برخی از نخستوزیران کشورهای دیگر حضور داشتند. یکی از مهمانان پروپاقرص و نسبتاً دائمی خاندان سلطنتی در سنتموریتس، پادشاه مخلوع یونان به نام کنستانتین بود که رابطه نزدیکی با پهلوی دوم داشت، بعد از اضمحلال قدرتش، از مهمانان موردتوجه خاندان سلطنتی ایران در سنتموریتس بود و ظاهراً مناسبات گرم و صمیمانهای میان طرفین وجود داشت، بهطوریکه بنابر روایت اسدالله علم:«ساعت10شب علیاحضرت شهبانو وارد شدند. ایشان مهمان خودشان، پادشاه و ملکه یونان را با هواپیمای اختصاصی خود به رم بردند. با آنها ناهار میل کردند و تشریف آوردند، یه این جهت دیر وارد شدند». حتی در سال1354ش که شخصِ محمدرضاشاه به سنتموریتس نرفت، و فرح دیبا همراه با چهار فرزندش راهی سوئیس گردید، پادشاه مخلوع یونان و همسرش «نیز مرخصی خود را در جوار علیاحضرت فرح» گذراندند. نوع دیگری از هزینههای گزافی که خاندان سلطنتی در هنگام اقامت در سنتموریتس، از جیب ملّت ایران متقبّل میگردید، به مسائل صرفاً تشریفاتی و فرعی مربوط است. یک نمونه برجسته آن، اتومبیلهای فوقالعاده گرانقیمت و لوکس بود که به دستور شاه و همسرش، از کمپانیهای اتومبیلسازی معتبر و معروف در سطح جهانی خریداری میگردید. بنابر اظهارِ فرح دیبا، «من در سنتموریتس دو اتومبیل داشتم که یکی از آنها همیشه در زوریخ آماده بود و یکی هم در سنتموریتس. محمدرضا هم یک اتومبیل فراری و یک رولزرویس تشریفاتی داشت»، و البته بر مبنای روایتی دیگر، تعداد این نوع اتومبیلها، بیشتر از مقدار مذکور بود و مسئولیت نگهداری آنها را نیز سفارت ایران در سوئیس برعهده داشت. «نکته قابلتوجه در رولزرویسی که مرا به سنتموریتس برد، این بود که تمام وسایل فلزی روی داشبورد و دستگیرههایش از طلای ناب بود». در مجموع، و با توجه به هزینههای مالی انجامشده از سوی خاندان حاکمه ایران در طی این سفرها، سود هنگفتی نصیب سوئیسیها گردید، در حالی که برخی با یک اظهارنظرِ اغراقآمیز، از سود ده میلیون دلاری سوئیس در هر سال روایت کردند، یکی از مقاماتِ مهمّ و با نفوذِ حکومت پهلوی یعنی اردشیر زاهدی در کتاب خاطراتش اعتراف میکند که مبلغ یک تا دو میلیون دلار در هر سال از این طریق به جیب سوئیسیها میرفت. همین شخص که در روزهای آوارگی محمدرضاشاه (بعد از وقوع انقلاب) در کنار او بوده، و تکاپوی فراوانی به منظور پیداکردنِ یک اقامتگاه مناسب برای شاه مخلوع ایران داشت، از این مسئله سخن رانده که درصدد رفتن به سوئیس برآمدند. او چنین عنوان کرد که وقتی مسافرتهای سالانه خاندان سلطنتی پهلوی و همراهانش به سنتموریتس، سود اقتصادی قابلتوجهی را از ابعاد گوناگون برای سوئیسیها به همراه داشته، و از سوی دیگر، «اعلیحضرت و خانواده ایشان بخش اعظم ثروت خود را به بانکهای سوئیس سپرده بودند، حال انتظار داشتیم سوئیس با آغوش باز بپذیرد»، که در نهایت چنین نشد و دولت سوئیس از این کار امتناع ورزید. پی نوشت: 1- ریخت و پاشهای سفر شاهانه، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- گفتگوی من با شاه، اسدالله علم