می گویند برنادت ( معروف به ماری برنادت ) کسی بود که با عالم ماورا الطبیعه در ارتباط بوده است. دخترکی که بدون هیچ سوادی از زبان زنی زیباچهره سخن می گفت و مردم را پند و اندرز می داد. شاید فکر کنید حتما همه چیز دروغ است و ریا...در تاریخ افراد زیادی بوده اند که ادعا کردند از امامان و پیامبران پیام می آورند و دروغ بودن سخن همه ی آن ها ثابت شده است، اما برنادت سوبیرو با همه ی آن ها فرق دارد زیرا پس از گذشت سال ها هنوز هم جسدش سالم است و نپوسیده و این اتفاق نادر را به همین موضوع نسبت می دهند. داستان هر چه هست؛ حقیقت است یا دروغ باید به دل ماجرا رفت و پرده از این راز برداشت... پس در ادامه با کارناوال همراه باشید تا با این قدیسه و زندگی او بیشتر آشنا شویم. برنادت سوبیرو در روستای لورد ( Lourdes ) در جنوب فرانسه، در سال ۱۸۴۴ میلادی در خانواده ای پر جمعیت چشم به جهان گشود. برنادت ۶ برادر و ۲ خواهر داشت و نام پدر و مادر برنادت لوئیس سوبیر ( Louise Soubirous ) و فرانسیسکو سوبیرو (François Soubirous ) بوده است. پدر برنادت مردی آسیابان و تهیدست بود و به سختی مخارج زندگی را تامین می کرد و برنادت همیشه با فقر دست و پنجه نرم می کرد. سال های اولیه زندگی او: برنادت بزرگ ترین فرزند خانواده بود و مسئولیتش نسبت به دیگر خواهر و برادرانش سنگین تر. در دوران کودکی او سه فرزند خانوادیشان به دلیل نبود امکانات، بیماری و فقر جان باختند به همین دلیل آموزش و پرورش و تعلیم در خانواده ی آن ها جایگاهی نداشت. برنادت هم تحصیل نکرد اما در کلاس های آموزش مسیحی که خواهران روحانی به صورت خیریه برپا می کردند، شرکت می کرد. برنادت در جوانی: گفته می شود برنادت دختری بسیار خوش اخلاق و مهربان بود و همیشه تسبیح به دست داشت و ذکر می گفت. وی چندبار مدعی شد که بانویی نورانی و مقدس را می بیند و با وی سخن می گوید اما کسی جز او آن بانو را نمی دید به همین دلیل اغلب برنادت را دروغگو می پنداشتند. برخی دیگر به او ایمان آوردند و از پیروان وی شدند. برنادت پس از مدتی شروع به ابلاغ پیام های آن بانوی قدیسه به مردم کرد و آن ها را به خوب زیستن، محبت و موضوعاتی از این قبیل تشویق می کرد. او در طول زندگی به کارهایی مانند خیاطی، گلدوزی، پرستار در درمانگاه و متصدی حفاظت از ظروف مقدس کلیسا پرداخت. سرآغاز الهامات ربانی بر برنادت گفته می شود که برنادت در سن ۱۴ سالگی برای اولین بار تجربه ی شهود داشت. او می گفت که خانمی کوچک، جوان و خوش سیما را می بیند که با او سخن می گوید و پند و اندرزش می دهد. این خانم خوش چهره و نورانی در طول زندگی برنادت ۱۸ بر وی پدیدار شد ( برخی می گیند ۲۵ بار )، حتی چند بار افرادی با او همراه شدند تا بلکه آن ها هم این خانم جوان را ببینند اما نتوانستند اما برنادت تنها کسی بود که او را می دید. به همین خاطر بسیاری به او تهمت شیادی، ریاکاری و دروغگویی نسبت دادند و پیروان او و کسانی که حرفش را باور می کردند را ساده لوح می خواندند. اما پس از گذشت چند سال متوجه شدند که نشانه هایی که برنادت از این زن زیبا روی می دهد نشانه های حضرت مریم است، اینجا بود که همه مبهوت شدند زیرا برنادت جوان هیچ سواد و شناختی از حضرت مریم نداشت. داستان از جایی شروع شد که برنادت گفت صدایی را می شنید که به او می گفت آب چشمه را بنوش، اما برنادت هرچه نگاه می کرد چشمه ای نمی دید. صدا بارها و بارها تکرار شد، سرانجام برنادت رطوبتی را روی زمین دید و دستانش را به آن رطوبت زد و صورتش را شست ولی از آن آب گل آلود نخورد. این کار سبب شد تا همه ی صورتش گل آلود شود و مردم او را به سخره بگیرند و این شروع شهود برنادت بود. جالب این است که حتی تا زمانی که برنادت بر اثر بیماری فوت کرد هم کسی نمی دانست که آیا او راست می گفت و حضرت مریم را می دید یا خیر. دلیل درست بودن اعشای ربانی برنادت ، دلیلی برای شکافتن قبر او برخی مقامات کلیسا به صحت سخنان برنادت اعتقاد راسخ داشتند و اظهار می کردند که او دختری مقدس بوده است. آن ها برای اثبات سخنانشان و دلایل بسیار دیگری در ۲۲ نوامبر سال ۱۹۰۹ دست به نبش قبر برنادت زدند و همان زمان بود که با پدیده ای غیر قابل توجیه مواجه شدند؛ جسد دختر قدیسه سالم بود، با این که صلیب و تسبیح او زنگ زده بود اما جسد وی سالم باقی مانده بود. این جسد توسط پزشکی قانونی بارها بررسی شد و هیچ دلیلی جز مواد معدنی زیادی که در قبر او موجود بود برای این اتفاق نیافتند که آن هم دلیل مستحکم و قابل اعتمادی نبود، به همین دلیل علت اصلی سالم ماندن بدن او را دعاها و پاکی برنادت دانستند. علاوه بر سالم ماندن جسد برنادت یکی دیگر از دلایلی که برای صحیح بودن الهامات به برنادت ذکر می کنند این است که او به سختی خواندن و نوشتن می دانست و برخی هم اعتقاد دارند که کاملا بی سواد بود، به همین دلیل احتمال این که وی دروغ گفته باشد بسیار کم است و او نمی توانسته تمامی سخنانی که بیان می کرده را خود ساخته باشد. از نشانه های دیگر درست بودن حرف های برنادت این بود که وی هیچ شناختی در رابطه با حضرت مریم نداشت و نمی دانست او از نظر ظاهری چه شکلی داشته است و بعد ها از توصیفاتی که کرده بود معلوم شد که او حضرت مریم را می دیده است و خود برنادت هم هیچ ادعایی مبنی بر ارتباطش با مریم نداشت. منبع: کتاب اطلاعات توریستی کشورهای جهان.سایت کارناوال